هرگونه نمایش دمکراسی در رژیمهای اقتدارگرا و تمامتخواه در صورت رقابت محدود سیاسی میان جناحهای خودی- حتی در سطحی محدود و نازل از حیث روش و اصول مناظره - به علت نیاز به مشارکت عمومی، رقابت و گفتگو را میان جناحهای رقیب به جریان میاندازد. نتیجهی فرایند انتخابات، و نه صرفا رای دادن، بیان بخشی از مطالبات مردم در مبارزات انتخاباتی از زبان نامزدها و نمایندگان آنها، مجبور شدن دولتها به ارائهی برنامهها و دستاوردهای خود در برابر مردم، باز شدن اندکی فضا برای فعالان سیاسی در حاشیهی ستادهای انتخاباتی نامزدهای خودی، و عدم امکان کنترل کامل سیاسی در دوران رقابتهای انتخاباتی در نهایت به نفع جریان دمکراتیزاسیون و عرفی شدن در این کشورها و از جمله ایران است. مناظرهها بخشی کوچک و موثر از نتایج مثبت فرایند انتخابات در دورهی دهم انتخابات ریاست جمهوری ایران هستند که موجب شفافیت یافتن فضای سیاسی و تقدس زدایی از حکومت و حاکمان میشوند.
شش مناظرهی انتخابات دهم ریاست جمهوری که عمدتا معطوف بود به نقد چهار دولت جمهوری اسلامی در بیست و هشت سال اخیر توسط نامزدهای مختلف، در نهایت به نقد نظام جمهوری اسلامی و ساختارها و عملکردهای آن منتهی شد. نامزدها در هر موضوعی که یکدیگر را نقد کردند نه تنها گریبان طرف مقابل بلکه در واقع گریبان خود را نیز به عنوان یکی از مسئولان جمهوری اسلامی و نظامی را که خود از پایهگذاران آن بودند گرفتند. نظام جمهوری اسلامی که بر اساس امتیازات ایدئولوژیک و حذف دگرباشان و دیگراندیشان شکل گرفت، تحکیم شد و تداوم یافت در این مناظرات با اشاره به همان امتیازات و حذفها مورد انتقاد واقع شد.
مشکلات بنیادین جمهوری اسلامی
در این مناظرات نه تنها چالشهای قوهی مجریه بلکه مشکلات اساسی حکومت مطلقهی فقیه بر کشور در معرض دید عمومی قرار گرفت. مهمترین این مشکلات عبارتند از:
فساد-فساد مستقیما از تثبیت امتیازات حقوقی و واقعی برای قشر یا اقشاری خاص و محدود کردن رسانهها و حوزهی عمومی در بیان و نقد این امتیازات و لوازم و پیامدهای آنها ناشی میشود. این امتیازات چه در قانون اساسی و چه در قوانین موضوعه و نیز در جریان واقعی امور با اتکا به قوای قهریه در جمهوری اسلامی ایران نهادینه شدهاند. این نهادینه شدن به نامزدهای همهی رقابتهای سیاسی این امکان را میدهد که طرف مقابل را به فساد متهم کنند بدون آنکه به سازوکارهای منتهی به فساد توجه شود.
برنامهی اصلی تبلیغاتی و استراتژی دولت احمدینژاد در مناظرهها این بود که با نشستن در مقام اپوزیسیون نظام رانتی و امتیازاتی مستقر، هر سه نامزد مقابل و بالاخص موسوی به عنوان رقیب اصلی را به هاشمی رفسنجانی و خانوادهاش که در میان مردم ایران به فساد اقتصادی مشهورند گره بزند. این استراتژی که به پیروزی وی در انتخابات دورهی قبل انجامید در این دوره هم پس از چهار سال عدم موفقیت و دچار شدن به بسیاری از فسادهای آن دوره- مثل خویشاوندسالاری و رانتخواری- دوباره مورد استفادهی همراهان احمدینژاد واقع شده است. اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت دومین فرد قدرتمند در جمهوری اسلامی و علی اکبر ناطق نوری رئیس بازرسی بیت رهبری است و افشاگری علنی و آشکار در برابر میلیونها ایرانی علیه این دو و اعضای خانوادهشان توسط احمدینژاد، نه تنها نقد شخص آنها و خانوادهشان بلکه نقد همهی قوای جمهوری اسلامی از جمله نهادهای انتصابی و بالاخص قوهی قضاییه است که با این افراد و خانوادهشان کاری ندارند.
در این افشاگریها نام دهها پروندهی مالی به میان آمد که دهها میلیون نفر از مردم شاید نام آنها را با توجه به محدودیت تیراژ روزنامهها و خودسانسوری حاکم بر آنها و نپرداختن رادیو و تلویزیون دولتی به این موضوعات نشنیده بودند: پروندهی شهرام جزایری که میلیاردها تومان به مقامات عالی کشور از هر دو جناح پرداخته بود، پروندهی مشخص نبودن صورت هزینهی سیصد میلیارد تومان در شهرداری تهران در زمان شهرداری احمدینژاد، پروندهی گم شدن یک میلیارد دلار در دولت احمدینژاد که از سوی دیوان محاسبات مطرح شده است، پروندهی معاملات و نقل و انتقال نفتی آذربایجان توسط مقامات استانداری اردبیل که محصولی از آن طریق دهها میلیارد تومان به جیب زده بود (در دورهی استانداری احمدینژاد)، پروندهی پسر احمدینژاد در شستا، اختلاس در شرکت بهزیست بنیاد وابسته به سازمان بهزیستی توسط یکی از نزدیکان احمدینژاد، کسب صدها میلیارد تومان توسط خانوادهی هاشمی و ناطق نوری، واگذاری زمینهای عمومی به مقامات بالا از همهی جناحها، واگذاری شرکتها و کارخانجات دولتی به ثمن بخس به مقامات دولتی و خانوادههای آنها، وامهای بانکی دهها میلیارد تومانی به افراد صاحب نفوذ که بسیاری از آنها باز پرداخت نشدهاند (با مجموع حدود سی تا سی و پنج هزار میلیارد تومان یا سی تا سی و پنج میلیارد دلار)، سوءاستفادههای مالی با بالا و پایین کردن تعرفههای تلفنهای موبایل، شکر و اتومبیل در دولت احمدینژاد، پروندهی سوءاستفاده های مالی در سازمان تربیت بدنی توسط مسعود علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی. فهرست کاملتر این پروندهها (به استثنای پروندههای مربوط به تیم احمدینژاد) که در گزارش پالیزدار نیز آمده بود و به زندانی شدن وی انجامید در این مناظرهها مطرح نشد. همین اندازه نام و نشانی برای تامل، گمانهزنی و شایعات در دراز مدت در میان مردم کافی است. البته روزنامهنگاران و فعالان سیاسی در مورد این پروندهها اطلاع داشتند اما مناظرهها این موارد را به حوزهی عمومی آورد.
سوءاستفاده از موقعیت سیاسی موضوع دیگری بود که در این مناظرهها مطرح شد. در موضوع مدارک قلابی و کسب مقامات دانشگاهی از طرق غیرمعمول که یک روال در این سه دهه بوده است از این مناظرهها روشن شد که همهی نامزدها و تیم آنها در این فساد شریک بودهاند و مردان و زنان قدرتمند جمهوری اسلامی از قدرت خویش برای کسب مدارک و مدارج دانشگاهی سوءاستفاده کردهاند. وقتی اعضای هیئت علمی و مقامات دانشگاهی توسط شورای اساتید و هیات امنا برگزیده نشوند طبیعی است مقامات دولتی آنها را براساس روابط خویشاوندی و محفلی بر خواهند گزید. مقامات جمهوری اسلامی نه تنها قدرت و ثروت بلکه منزلت اجتماعی را در انحصار خود می خواهند.
این انتخابات که قرار بود با گفتمان کارایی و عقلانیت سیاسی برگزار شود و موضوعاتی مثل آزادی و حقوق بشر و توسعه به حاشیه هل داده شوند در نهایت با این مناظرهها به گفتمان فساد و سوءاستفاده از قدرت و موقعیت و حاکمیت فریبکاری و دروغ منتهی شد. در پی مناظرهها صدها اطلاعیه و بیانیه در محکومیت افشاگری یا در تایید آن صادر شد که موضوع محوری آنها تایید یا رد ضمنی فساد همه یا برخی از مقامات جمهوری اسلامی ایران بود. همچنین این مناظرهها موجب بحث و گفتگو در حوزهی عمومی و ارائهی اطلاعات بیشتر یا پرسیدن سوالهایی در این مورد از سوی فعالان سیاسی و مقامات سیاسی با گرایشهای متفاوت شد.
امنیت و اقتدار ملی- این مناظرهها که نظام جمهوری اسلامی برای داغ کردن آتش انتخابات و نمایش دمکراتیک بودنش به آنها نیاز دارد، حتی با این شرط که میان خودیها و تایید صلاحیت شدهها برگزار میشود انتقاداتی را به دولتها عرضه میکنند که رسانههای داخل کشور بسیاری از آنها را نمیتوانند منعکس کنند. این انتقادات به دولتها یا روسای قوهی مجریه وارد میشوند اما با توجه به مشی خامنهای در مدیریت خرد کشور همهی مباحث مطرح شده گریبان خامنهای را نیز خواهد گرفت. اگر به مذاکرات دولت خاتمی با شش کشور بر سر غنیسازی انتقادی وارد میشود و تفاهمنامهی سعدآباد «ننگین» معرفی میشود در واقع خود خامنهای موید این نحوهی حرکت در آن دوره بوده است.
در مناظرهی موسوی- احمدینژاد آنجا که بحث بر سر روابط با عربستان بود دولت ایران به طور تلویحی، از زبان احمدینژاد، پذیرفت که در دههی شصت شمسی با هواپیما به عربستان بمب ارسال کرده است. طبعا مقامات عالی رتبهی نظام در دوران خمینی از این موضوع بیاطلاع نبودهاند و این افشاگری احمدینژاد علیه موسوی در واقع افشاگری علیه جمهوری اسلامی ایران و روشن کردن تمایل این کشور به ماجراجویی در کشورهای دیگر بوده است.
قانون شکنی- حکومت مطلقهی فقیه اصولا حکومت فرد در برابر حکومت قانون و حکومت امتیازات، روابط و طبقات در برابر تساوی شهروندان در برابر قانون است. در شش مناظرهی برگزار شده بالاخص آنجا که احمدینژاد یک طرف مناظره بود، نامزدها نقض حکومت قانون در دورههای مختلف حیات نظام جمهوری اسلامی را به رخ هم کشیدند. حضور میرحسین موسوی زمینه را برای بازگشت به دههی شصت که در انتخابات دورههای گذشته مغفول گذاشته شده بود فراهم کرد. مردم وقتی این نقدها و نقضها را در کنار هم بگذارند تصویری از یک حکومت که اصولا و به نحو نهادینه ناقض قوانین، حتی قوانین مصوب نهادهای خودساختهی رژیم و تایید شده توسط شورای نگهبان رژیم، است به دست میآورند.
نقض حقوق اجتماعی و سیاسی- اگر سرکوب دانشجویان و ممانعت از تحصیل آنها مطرح میشود، این کاری است که چهار دولت کم و بیش یا حد اقل انجام دادهاند. نقض روزمرهی حقوق جوانان، زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی و روشنفکران که نامزدها (به استثنای احمدینژاد که تنها به این موضوع در دههی شصت اشاره کرد) بدانها اشاره کردند بخشی از سیاستهای کنترل اجتماعی و سیاسی حکومت است که با آمدن و رفتن دولتها تنها تشدید و تخفیف مییابد اما ماهیت و وجود آن تغییری پیدا نمیکند. بدین ترتیب وقتی یک نامزد به این امور اشاره میکند در واقع سیاستهای نظام جمهوری اسلامی و رهبری آن را مورد نقد قرار میدهد و نه سیاستهای نامزد مقابل را. احمدینژاد در واقع مجری خوبی برای منویات رهبری بوده است و در تعیین آن سیاستها نقشی محوری نداشته است.
تقلیل نظام حکومتی به یک شخص
از آنجا که خامنهای دامن خود را از اتهام زنیهای مالی (هرچند مبتنی بر واقعیات باشند) مبرا میداند از این نوع مناظرات استقبال میکند. او همهی آحاد ملت از جمله مسئولان درجه اول نظام را لکهدار و تحقیر شده میخواهد. خامنهای خود را مساوی با حکومت تلقی میکند و بدنامی ساختارها و مسئولان نظام تا آنجا که به شخص وی نسبت داده نشود قابل تحمل است. اما در عین حال روز پس از مناظرهی احمدینژاد- موسوی که ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی به فساد متهم شدند آنها در کنار رئیس قوهی قضاییه و دیگر مسئولان رده اول جمهوری اسلامی در مراسم سالگرد درگذشت آیتالله خمینی مینشینند و در بدنامی یکدیگر عملا شریک میشوند. وقتی مردم مناظرهی شب قبل و گزارش مراسم و روابط میان سران حکومت را مشاهده کنند تصویر روشنتری از نظام سیاسی پیدا میکنند.
برخلاف تشور خامنهای و حزب پادگانی وی نظام سیاسی پیچیدهی جمهوری اسلامی با گروههای سیاسی برهم افتاده و منافع در هم گره خورده قابلیت تقلیل به یک فرد را ندارد که از این آتش دامن گیر رسوایی ناشی از فساد بر کنار بماند و همهی ارکان نظام در موفقیتها و بدنامیهای آن سهیم می شوند. هاشمی رفسنجانی در پایان مناظرات شش گانه در نامهای به خامنهای (مورخ ۱۹خرداد ۱۳۸۸) به این نکته اشاره می کند که روش احمدینژاد در مناظره که افشاگری مفسدان اقتصادی در سه دههی گذشته بوده است، هیچ فرد و نهادی را در این نظام مصون باقی نمیگذارد: " اين تهمتها ... غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبری امام راحل و جنابعالی که هادی دولتها بودهايد و با اظهارات صريح، مديريتها را مورد تائيد و تحسين قرار دادهايد، نشانه گرفته است."
بازگشت کابوس خمینی
پس از دو دهه خمینیزدایی در کشور که خامنهای از روز نخست برای تحکیم ولایت خویش دنبال کرده است هنوز کابوس خمینی و وفادارانش دست از سر وی بر نمیدارد. در انتخابات دهم نیز نامزدهای سه گانهی مخالف دولت که از اصحاب خمینی هستند با اتکا بر نسبت خود با خمینی و اشاره به سخنان وی نامزد مورد علاقه و توجه رهبری را مورد انتقاد قرار دادند. بر خلاف سخن احمدینژاد که سه نامزد دیگر را عناصر هاشمی رفسنجانی در برابر خود معرفی کرد، این رویارویی در واقع میان میراث خمینی و حکومت خامنهای است. از همین جهت مباحث مربوط به دههی اول نظام جمهوری اسلامی نیز به میان آمد. خامنهای که بواسطهی نزدیکی به جناح راست مذهبی چندان مورد توجه خمینی نبود و در دوران ریاست جمهوریاش حاشیهنشین بود پس از رسیدن به مقام ولایت در دو دهه تلاش کرده است عناصر وفادار به خمینی را که حاضر نیستند دست وی را ببوسند از صحنه حذف کند یا به حاشیه براند. اما در انتخابات دهم ریاست جمهوری و مناظرات، عناصر دوران خمینی به صحنه بازگشته و حکومت شخصی خامنهای را به طور غیرمستقیم و نمایندهی وی احمدینژاد را به طور مستقیم مورد پرسش قرار دادهاند. عموم انتقادات به احمدینژاد در این مناظرات مثل نادیده گرفتن نخبگان یا نادیده گرفتن روندهای جهانی در واقع انتقاد به خامنهای است. این امر به انتقادهای متقابل از سوی وفاداران خمینی و خامنهای انجامید که تاکنون از سوی هر دو جناح سعی میشد مسکوت بماند.
مشکلات ساختاری نظام
این مناظرهها علیرغم بر هم ریختگی در روش اداره و نامنضبط بودن طرح موضوعات، درس بزرگی به هستهی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی میدهد با این مضمون که هر جا فضایی برای گفتوگو باز شود بازندهی اصلی استبداد و حکومت مطلقه خواهد بود. نامزدهای موجود اقشار و صداهای محدودی را نمایندگی میکنند و نمایندگان جناحهای محدودی در داخل حکومت هستند اما گفتوگو میان همین نمایندگان برشی کوچک از جامعهی ایران میتواند شفافیتزا و برای مشروعیتزدایی از رژیم خطرناک باشد. برنامههای تبلیغاتی سی دقیقهای یا تکگوییهای سی دقیقهای و مصاحبههای از پیش طراحی شدهی هر یک از آنها علیرغم انتقاد از جناح مقابل نمیتوانست تا این حد بیانگر مشکلات ساختاری رژیم باشد. افراد به گفتگو یا مناظره میآیند تا در یک عرصهی رقابتی بر طرف مقابل پیروز شوند و از همین جهت از همهی مهمات خود استفاده میکنند و این مهمات مستقیما به سمت زرادخانهی مشروعیتی نظام جمهوری اسلامی پرتاب شدند.