زمانی بود که «وبلاگ نویس» شدن به آسانی باز کردن صفحهی اول بلاگر دات کام بود و ثبت یک حساب کاربری. در قدم بعدی، بازیگر خوشبخت زمانهی رسانههای مشارکتی، هرچه به فکرش میرسید تایپ کرده و شاهکار خود را منتشر میساخت. در ساعتها و روزهای پس از آن، قهرمان ما به انتظار عابرانی مینشست که درنگی کنند و بخوانند و در محتوای متن دقیق شوند و شاید هم در پاسخ چیزی بنویسند. وبلاگنویسی در آن روز و روزگار این گونه تعریف میشد.
امروزه اما انتشار متنی در وبلاگ، تنها نیمی از ماجراست. بدون ارتباط مداوم و پیگیر با وبلاگستان، یک وبلاگ منفرد هیچ نیست مگر یکی از میلیون صفحهای که بی هدف در فضا سرگرداناند تا شاید گوگل خوانندهای سرسری را به سویشان بفرستد؛ خوانندهای که چه بسا در حین جستجوی «دختران در ساحل دریا»، از قضای روزگار برخورده است به «حق تحصیل دختران». در روز و روزگار جدید، اگر مایلید وبلاگنویس موفقی باشید، باید متمایز باشید، با دیگران در ارتباط باشید، بده بستان داشته باشید؛ این است عصر جدید وبلاگ نویسی؛ خوش آمدید!
امروزه هر وبلاگ قابل اعتنایی یک خوراک (فید) خام در اختیار کاربران قرار میدهد. این فایل که با ابزار ماشینی قابل خواندن است، در واقع سنگپایهی بنای پشت صحنهی وبلاگستان است. هر قدر شمار وبلاگها بالا میرود، یافتن پستهای تازه یا نوشتههایی که مدام بهروز میشوند از میان صدها وبلاگ موجود در وبلاگستان، برای کاربران دشوارتر میشود. در نتیجه، جماعت علاقهمند به مرورگران خوراک رو میآورند. یک مرورگر خوراک، فهرستی از وبلاگها را، به دنبال پست، تصویر، و کلیپ ویدیویی تازه میگردد، و دست آخر، یافتههای خود را جمعآوری کرده و برای استفادهی خواننده ردیف میکند، تا او بتواند کامنتی بگذارد یا لینکهای مورد علاقهی خود را دنبال کند.
اما قضیه از این هم پیچیدهتر است. هر فرد سلیقهای متفاوت دارد. ما در روی نت تنها «متن» منتشر نمیکنیم. برای مثال، «فلیکر» flickr.com را داریم برای تصویر، «یوتیوب» برای ویدیو، و «تویتر»twitter.com برای مزهپرانی و کوتاه نویسی. دنبال کردن حتی یک وبلاگنویس- که به این ترتیب و با استفاده از این ابراز چندگانه وبلاگ خود را به راه میاندازد- برای خوانندگانی که ساعات روز خود را نه فقط پای اینترنت بلکه برای گذران زندگی خود نیز صرف میکنند، تقریبا غیرممکن است؛ تا چه رسد به دنبال کردن پستهای تازهی صدها نفری که به همین ترتیب پستهای قابل اعتنا ارایه میدهند. اینها دلایلی هستند که روشن میکنند چگونه یک وبلاگنویس باید به تنهایی هم به تولید مطلب بپردازد و هم برای خوانده شدن مطلب خود، بازاریابی کند. و نکتهی مهم آن که در آشفته بازار وبلاگستان عصر حاضر، یک متن تنها در صورتی میتواند به نظر خواننده برسد که بهخوبی عرضه شده باشد. این مسئله اما نباید به شمار مسئولیتهایی که به عنوان وبلاگنویس بر دوش داریم اضافه کند. یک وبلاگنویس ناچار است خودکفا باشد و یاد بگیرد که چگونه تکنولوژی جدید را به خدمت خود درآورد تا بتواند در میان جماعت همراه و همقلم خود قد راست کند، بدرخشد، و متن خود را به شیوهای مناسب عرضه کند. یکی از ابزار تکنولوژی جدید، «فرندفید دات کام» friendfeed.comاست.
شاید زمینهی سفید و سادهی این سایت شبههی سادگی را به دست بدهد. در نظر اول، «فرندفید» تنها یک تومار دراز است که شماری پیوند را، بی ترتیب، در آن ریختهاند و پیام افراد ناشناس خطاب به یکدیگر در آن ردیف شده است. اما با دقت بیشتر، میتوان دید که محتوی این تارنما خلاصهی قابل توجهی از فعالیتهای کاربران مختلف است. یک نفر تصویر تازهای را در «فلیکر» پست میکند، نفر دیگر کلیپی در «یوتیوب» آپلود می کند، و وبلاگنویسی پست تازهای منتشر میکند یا پیوند مطلبی را از وبلاگ دیگران با مخاطبان خود شریک میشود. پیش از این، هر کاربر میبایست مشترک خوراک صدها کاربر فیلکر یا یوتیوب میشد و خوراک تعداد کثیری از وبلاگها و ابزار دیگر اشتراک لینک را به مرورگرش اضافه میکرد. در دنیای جدید اما شما فقط آبونهی یک کاربر در «فرندفید» میشوید و از همین طریق، از کارکرد وی در پهنهی اینترنت باخبر میشوید. بدین ترتیب، اجازه دادهاید که نرمافزار در دنیای خوراکها بچرخد و شما را از آنچه مایلید با خبر کند، و شما هنوز وقت کافی در اختیار داشته باشید تا در فضایی که به دلیل نامعلومی آن را «دنیای واقعی» نام دادهاند، چرخی بزنید.
شما به عنوان یک وبلاگ نویس باید خود را با معیارهای دوران جدید تولید و انتشار هماهنگ کنید. این نکته بهخصوص به معنای آن است که در روند وبلاگ نویسی، باز کردن وبلاگ تنها قدمی ناچیز به شمار میآید. در کنار وبلاگ، باید یک حساب در«یوتیوب» داشته باشید که خدمات «میزبانی» لازم را برای استفاده از ویدئو کلیپهایی که لابلای پستها روی وبلاگ میگذارید، در اختیارتان بگذارد. عملا ممکن نیست که یک پست کامل را فقط به یک متن منتشر شدهی جالب که در مرور وبلاگهای دیگران به آن برخوردهاید اختصاص دهید. با این حال، می خواهید که مخاطبان خود را از آنچه در وبلاگستان دیدهاید و دوست داشتهاید با خبر کنید. پس یک خوراک اشتراک لینک از طریق «دلیشس»del.icio.us یا «گوگل ریدر» در وبلاگ خود کار میگذارید. این فهرست، سر دراز دارد. دست آخر، برای جمع کردن این همه در یک مکان، برای خود در «فرندفید» یک حساب کاربری باز میکنید و ابزار گوناگونی که در حضور الکترونیکی خود بر روی اینترنت مورد استفاده قرار میدهید را، ثبت کنید.
حالا، هر وقت که پستی را منتشر میکنید، یا پیوندی را با خوانندگان وبلاگتان شریک میشوید، میدانید که همزمان به دست تمام کسانی که به مطالب شما علاقه نشان دادهاند، ارسال میشود. دیگر نیازی نیست یکی یکی به همه جار بزنید تا بدانند یکی از صدها وبلاگ مورد علاقهشان با پست تازهای بهروز شده است. از طرف دیگر، دیگر کسی ناچار نیست برای اطلاع از بهروز رسانی وبلاگ شما، حساب کاربری یوتیوب شما، و فهرست پیوندهای روزانه که به دیگران عرضه میکنید، مدام و مرتب به وبلاگتان سر بزند. خوراک و «فرندفید» این مسئولیت را به عهده میگیرند.
بیاید به ماشینها کمک کنیم تا به دنیا خبر دهند که ما جهان را چگونه میبینیم. عهد دقیانوس وبلاگستان گذشته است و به عصر جدید وبلاگ نویسی قدم گذاشتهایم. نسل دایناسورهای وبلاگستان محکوم به انقراض است.