نامهای در باب الفبای جدید
میرزا فتحعلی آخوندزاده
مطاع معظم دام اقبالکم.
نوشته اید که جناب جلالت مآب صدراعظم در پایهی صدارت خود همان معامله را با ایران خواهد کرد که پطر کبیر با روسیه کرد. امید هست که هموطنان ما از نکبت بیتربیتی خلاص بشوند. (۱)
هرگونه ادعا مقتضی دلیل است. پطر کبیر به جهت تخلیص ملت خود از نکبت بیتربیتی الفباء قدیم روسها را متروک و الفباء جدید موضوع نمود. جناب صدراعظم شما که الفباء قدیم ما را باقی میگذارد، بچه وسیله ملت ما را از نکبت بیتربیتی خلاص تواند کرد؟
جمیع تدابیر ممکنه قبل از وضع الفباء جدید و قبل از اقدام به انتشار علوم در کشور ایران بیثمر و بیثبات است. در این حالت ایران مانند بنایی است که در صحرای ریگسار گذاشته شود و هر وقت که باد وزد این بنا را هباء منثور و با زمین هموار خواهد نمود. جمیع بناها بدون انتشار علوم بعد از چندی نسیا منسی خواهد شد. امروز ملت ایران شریک خیالات جناب صدراعظم شما نیست و قابل ادراک منظورات او نمیتواند شد. باید وسیلهای بجوید که ملت را شریک خیالات خود بکند و آماده به تقویت بناهای خود نماید و این وسیله عبارت از تغییر الفباء قدیم اسلام و وضع الفباء جدید و انتشار علوم است... همهی تدابیر او در صورت وضع الفباء جدید و انتشار علوم مانند سرابست که آبآسا نموده میشود. به جهت تصریح مطلب مقدمهای برای شما چیده مینویسم:
ایران خراب است!
سئوال: به چه سبب؟
جواب: به سبب آن که مردمش بیچیز و فقیراند.
سئوال: به چه سبب مردم ایران بیچیز و فقیراند؟
جواب: به سبب آن که از راه و رسم و شروط زراعت و تجارت و گلهداری و کاسبی و امثال آنها اطلاع ندارند.
سئوال: به چه سبب مردم ایران از راه و رسم و شروط زراعت و تجارت و گلهداری و کاسبی اطلاع ندارند؟
جواب: به سبب آن که مردم ایران در این نوع علم معاش کتب ندارند.
سئوال: به چه سبب مردم ایران در این نوع علم معاش کتب ندارند؟
جواب: به سبب آن که هیچکس مایل به تصنیف یا ترجمهی این قبیل کتب نمیشود.
سئوال: به چه سبب هیچکس مایل به تصنیف یا ترجمهی این قبیل کتب نمیشود؟
جواب: به سبب آن که هیچکس آنها را نمیستاند و به زحمت مصنف یا مترجم اجر نمیدهد.
سئوال: به چه سبب هیچکس آنها را نمیستاند؟
جواب: برای آن که هیچکس آنها را نمیتواند خواند.
سئوال: به چه سبب هیچکس آنها را نمیتواند خواند؟
جواب: به سبب آن که مردم ایران بیسوادند، مگر یکی از هزار.
سئوال: به چه سبب مردم ایران بیسوادند؟
جواب: به سبب آن که تحصیل سواد امر مشکل است.
سئوال: به چه سبب تحصیل سواد امر مشکل است؟
جواب: به سبب آن که آلت تحصیل سواد یعنی الفبا اشد صعوبت دارد.
سئوال: به چه سبب آلت تحصیل سواد اشد صعوبت دارد؟
جواب: به سبب آن که حروفات صامتهی الفبا در حین ترکیب کلمات با یکدیگر اتصال میپذیرد و از یکدیگر با نقطهها تمیز مییابد و حروفات مصوته یعنی اعراب در ترکیب کلمات مرقوم نمیشوند، بلکه مقدر میباشند.
سئوال: پس چه باید کرد که ایران آباد شود؟
جواب: باید مردم ایران از هزارگونه امداد عالم طبیعت و از هزار گونه نعمات الهیه که خداوند ذوالجلال در این زمین مینو مثال برای ایشان کرامت فرموده است بهرهمند شده صاحب ثروت و استطاعت گردند.
سئوال: چه باید کرد که مردم ایران از امداد علم طبیعت و از نعمات الهیه بهرهمند گردند؟
جواب: باید کل مردم ایران بدون استثنا شهری، یا دهاتی، یا ایلاتی، ذکورا و اناثاً مانند اهل مملکت پروس صاحب سواد شوند. و با سواد [به] عالم طبیعت وقوف بهم رسانند و برای تمتع از نعمات الهیه به قوت علوم استعداد حاصل کنند.
سئوال: چه باید کرد که مردم ایران کلا، ذکورا و اناثاً، صاحب سواد بشوند؟
جواب: باید الفباء قدیم را تغییر داد و الفباء جدید ایجاد نمود که در اندک مدت تحصیل سواد بر همه کس میسر شود، و مثل دولت پروس بر عهدهی جماعات فرض حتمی باید کرد که مکتب خانهها داشته باشند و اطفال را از نه سالگی تا پانزده سالگی به غیر از خواندن و نوشتن به هیچ کار مشغول نسازند.
سئوال: الفباء جدید را چه طور ایجاد باید کرد؟
جواب: باید حروفات صامته را کلا منفصله نمود و حروفات مصوته را، یعنی اعراب را، کلا داخل آنها کرد و نقاط را کلا از حروف باید انداخت و قرائت و کتابت را از طرف چپ به طرف راست وضع باید ساخت، مانند الفباهای اهل یوروپا.
سئوال: بلکه این کیفیت، یعنی ایجاد این نوع الفبا خلاف شرع انور است؟
جواب: اولا این کیفیت خلاف شرع انور نیست. ثانیا بر فرض که خلاف شرع هم باشد، اما مصلحت ملت در این تدبیر است. یک حیلهی شرعیه خیال باید کرد و این تدبیر را به کار باید برد. شرع انور ربا را نیز حرام کرده بود. اما علما دیدند که هیچکس بیسود، یعنی بیربا به هیچکس محضهی لله قرض نمیدهد و از هر کسی که محضهی لله قرض میخواهی جواب میدهد که برو پیش صادق و کار عالم معوق میماند. لابد و ناچار یک حیلهی شرعیه خیال کردند که صاحب تنخواه از تنخواه خود وقت قرض دادن بیسود و بیمنفعت نماند. مثلا شخصی به شخص دیگر هزار تومان قرض میدهد به مدت یک سال. بعد از آن یک دانه سیب را یا چیز بیمقداری را در دست خود گرفته به معرفت حاکم شرع به شخص مقروض رجوع کرده میگوید که این سیب را به تو میفروشم به دویست تومان به مدت یک سال. تو دانسته و فهمیده میخواهی که این را از من خریده در سر وعده قیمت آن را که دویست تومان است به من تسلیم بکنی. مقروض هم قبول میکند. حاکم شرع صیغهی مصالحه میان ایشان جاری میسازد. بعد از آن مقروض به هزار و دویست تومان به صاحب تنخواه حجت میدهد.
آیا پروردگار عالم این نوع حیله را در کلام مجید خود بیان فرموده است؟ یا این که واضع شرع انور آن را در احادیث خود خبر داده است؟ پس مبرهن میگردد که در هنگام ضرورت عدول از بعض احکام شرعیه به واسطهی انواع حیل شرعیه جایز است.
هرگاه رجال دولت به هواخواهی پادشاه این عصر همین اعتراض را وارد آورند که در صورت انتشار علوم سلطنت مستقله مبدل به سلطنت معتدله خواهد شد این جواب را میتوان داد که در صورت عدم انتشار علوم خاندان یعنی سلسلهی سلاطین مستقله بالکلیه در معرض انقراض است. یعنی در آن صورت به عوض یک پادشاه مستقل ظهور پادشاه مستقل دیگر از دودمان دیگر متصور و محتمل است. چنان که تواریخ کل عالم در این باب شهادت میکند. پس رجال دولت که مانع انتشار علومند در حقیقت به واسطهی اشتباه و سهو خودشان باعث انقراض سلسلهی ولیالنعمهی خودشانند که پادشاه مستقل این عصر است. و اگر علوم انتشار یابد و سلطنت مستقله مبدل به سلطنت معتدله گردد انقراض سلسلهی پادشاه این عصر ابدا متصور و محتمل نیست.
سئوال: پس بنا بر صغرا و کبرای تو، میرزا فتحعلی، ما باید قریب صد کرور تومان قیمت کتب قدیمهی خودمان را در صورت وضع الفباء جدید خسارت بکنیم.
جواب: پس تو علی خان، به خاطر صد کرور تومان روا میبینی که ما و اخلاف ما هزار کرور سال از امروز تا قیامت در جهالت و بدبختی جاوید بمانیم؟
دیگر میگویند که جناب صدراعظم اعلیحضرت شاه را به سفر یوروپا میبرد. در این فقره نیز چند کلمه بنویسم:
اعلیحضرت شاه پطربورغ و برلین و وینا و پاریس و لندن و اسلامبول را خواهد دید و خواهد دانست که عالم دیگر هست و اوضاع دیگر هست. بیشبهه خواهشمند خواهد شد که روش یوروپائیان را در هر مراد اتخاذ نماید و روش یوروپائیان نتیجه و حاصل انواع و اقسام علوم و صنایع است.
سئوال: اتخاذ روش یوروپائیان به توسط کدام اشخاص، به معاونت کدام ارباب علوم، به امداد کدام اصحاب صنایع، به وسیلهی کدام استطاعت صورت خواهد گرفت؟ پادشاه اسلامبول و خدیو مصر مگر از روش یوروپائیان با خبر نیستند، مگر طالب اتخاذ آن نیستند، در این مدت آنان چه کردهاند؟ هی سعی و تلاش میکنند، هی گریبان خودشان را میدرند، حاصلی ندارد. و امروز هرچه که کم و بیش از آثار سیویلزاسیون در مملکت * ایشان مشاهده میشود(٤) باز از امداد فرنگیان است که در خدمت* سلاطین اسلامی مقیمند (٥) اما خود ملت عثمانیه، پناه بر خدا، و جمیع طوایف اسلامیه از علوم عاری و از عالم تربیت بریاند.
بلکه ملت اسلام قابلیت جبلی ندارند؟
جواب: خیر، ملت اسلام به حسب قابلیت جبلی اگر از طوایف یوروپا بالاتر نیستند، کمتر نیز نیستند. سبب عقب ماندن ایشان در مراحل سیویلزاسیون عدم آلت علوم و صنایع است. مثلا جغرافیا را چطور میتوان یاد گرفت، وقتی که اسماء مواضع و اماکن را با حروف اسلام تصریح کردن ممتنع است.
کیست که جام جم را بخواند و بگوید که اسم فلان موضع صراحتا چنین است؟ طب را، فزیقا را، ماتیماتیقا را، علم معاش را و امثال این قبیل علوم و صنایع را چگونه توان آموخت، وقتی که اصلاحات جدیدهی اهل یوروپا در این علوم را ما سابقا نشنیدهایم و ناشنیده به تصریح آنها با حروف خودمان قادر نیستیم. انواع کتب را از السنهی یوروپائیان به زبان عربی یا فارسی یا ترکی چگونه ترجمه بکنیم، وقتی که در لغات السنهی ثلاثهی خودمان اصلاحات علوم آن کتب را نداریم و ناچاریم که آنها را بهعینه به زبانهای خودمان نقل بکنیم. در این صورت با حروف خودمان چگونه آن اصلاحات را مصرح بسازیم. عاقبت در السنهی خودمان چگونه قــادر بـــه تصنیـــــف
بشویم، وقتی که جوانی ما تنها به تحصیل سواد صرف میشود، وقتی که زبان عربی را در بیست سال کما هو حقه یاد نمیتوانیم گرفت و زبان فارسی را در مدت ده سا ل کما ینبغی نمیتوانیم دانست.
طلاب ما در تحصیل علوم عربیه چه مشقتها میکشند و ایام جوانی را در زحمت تحصیل میکنند و از تحصیل بر میگردند، پیر شده و افسرده خاطر گشته و هیچ چیز ندانسته بهغیر از اعمال و مسایل دینیه که برای امور دنیویهی ما اصلاح مدخلیت ندارد، تنها در آخرت به کار ما خواهد خورد. به هر صورت مع همهی این تفصیلات و بیانات از انصاف نباید گذشت، رفتن اعلیحضرت به فرنگستان خیال خوب است و اگر ولیعهد خود را نیز ببرد بهتر خواهد شد و این سفر یوروپا فکر بکر جناب صدراعظم شماست. عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو. شما میدانید که من از جناب صدراعظم شما قلبا چقدر دورم. اما به واسطهی غرض شخصی از حقانیت عدول کردن شیوهی مردانگی نیست. الحق از هجرت تا امروز در عقل و رشد، در دانش و تدبیر، در اصابت رأی و سلامت ذهن، در باریک بینی و دوراندیشی و ملتخواهی و دولتپرستی و کاردانی و کوشش دوستی با اطلاعات وافره از اوضاع دنیا و زمانه وزیری مثل صدراعظم شما در کشور ایران به عرصهی وجود نیامده است و هیچ یک از حسودانش انصافا حریف و نظیر او نمیتواند شد و نمیتوان گفت که تدابیر او مطلقا بیفایده است. مثلا فایدهی احداث مجلس اعانت فقرا را و فایدهی رفع رشوه را و فایدهی امثال این نوع افکار او را چگونه انکار میتوان کرد؟ حرف ما در این است که همهی این زحمات او عمل موقت است که بعد از خودش کأن لم یکن خواهد شد. هرگاه در معیت این تدابیر به انتشار علوم نیر بکوشد، به تسهیل آلت تعلیم و تربیت همت گمارده، هرآینه در عقب خود لیبرالها تدارک خواهد کرد که تخم کاشتهی او را در زمین ایران برویانند و نتایج خیالات او را دایمی بسازند. یعنی همهی تدابیر او برای سویلیزاسیون آغاز است و برای انجام و دوامش لیبرالها تدارک باید کرد تا این که در دنیا مانند مؤسسان بزرگ نام زنده بگذارد.
۱) از صفحهی ۲۷۰ تا ۲۷۷ «الفبای جدید و مکتوبات» نقل از نامهی مورخ ۱۲۸۸ مطابق سنه ۱۸۷۲. در این زمان میرزا حسین خان مشیرالدوله صدراعظم بود
٢) نقل از صفحهی ۲۷۲ تا ۲۷۷ الفبای جدید و مکتوبات.
مصوته یعنی اعراب در ترکیب کلمات مرقوم نمیشوند، بلکه مقدر میباشند.
سئوال: پس چه باید کرد که ایران آباد شود؟
* ٣) اول «خودشان دارند» نوشته و بعد اصلاح کرده است.
* ٤) اول «خودشان نگاه میدارند» نوشته و سپس تصحیح نموده است.
منبع: «الفای جدید و مکتوبات » به کوشش حمید محمدزاده و حمید آراسلی، بادکوبه، 1863.





نظر خود را بنویسید