فن کریتکا
میرزا فتحعلی آخوندزاده
در این قسمت نظرات انتقادی آخوندزاده در بارهی نثر، شعر و نمایشنامه گرد آمده و تحت عناوین زیر تنظیم شده است:
فن کریتکا
چنان که دیده میشود برخی از این مقالات به خودی خود قطعهی کاملی نیست که آخوندزاده خود نوشته باشد بلکه از اینجا و آنجا از نوشتههای او گردآوری شده و به صورت مقالهی جداگانه در آمده است که در بارهی هر کدام در جای خود سخن رفته است. اما عناوین بعضی از این مقالات نیز در حقیقت از خود نویسنده نیست بلکه محققان بعدی این عناوین را برای آن مقالات انتخاب کردهاند که اینها نیز در هر مورد جداگانه ذکر شده است.
برادر مکرم و مهربان من میرزا محمدجعفر، اطالالله عمرکم(۱) ...
در خصوص مکتوبات کمالالدوله اشاره نمودهاید که هنوز نخواندهاید. پس از کجا میدانید که به طور کج خلقی نوشته شده است؟ کج خلقی وقوع ندارد. اما عیبگیری و سرزنش وقوع دارد. این مسئله مسئله بسیار بزرگ است، بیانش محتاج به شرح مطول است. مختصر مینویسم که شما باید از شروط کریتکا خبردار بوده باشید(٢)...
کریتکا بیعیبگیری و بیسرزنش و بیاستهزا و بیتمسخر نوشته نمیشود. مکتوبات کمالالدوله کریتکا است، مواعظ و نصایح نیست. حقی(۳) که نه به رسم کریتکا، بلکه به رسم موعظه و نصیحت و مشفقانه و پدرانه نوشته شود در طبایع بشریه بعد از عادت انسان به بدکاری هرگز تأثیر نخواهد داشت بلکه طبیعت بشریه همیشه از خواندن و شنیدن مواعظ و نصایح تنفر دارد. اما طبایع به خواندن کریتکا حریص است.
به تجارب حکمای یوروپا و براهین قطعیه به ثبوت رسیده است که قبایح و ذمایم را از طبیعت بشریه هیچ چیز قلع نمیکند مگر کریتکا و استهزا و تمسخر. اگر نصایح و مواعظ مؤثر میشد گلستان و بوستان شیخ سعدی رحمتالله من اوله الی آخره وعظ و نصیحت است. پس چرا اهل ایران در مدت ششصد سال هرگز ملتفت مواعظ و نصایح او نمیباشند؟ ظلم و جور آناً فاناً در تزاید است نه در تناقص.
فن کریتکا در منشآت اسلامیه تا امروز متداول نیست... نهایت برای تربیت ملت و اصلاح و تهذیب اخلاق همکیشان و برای نظم دولت و انفاذ اوامر و نواهی آن نافعتر از کریتکا وسیلهای نیست(٤)...
آیا سبب این نوع فضیلت کریتکا بر نصیحت و موعظه چیست؟ و آیا حرص تشنگی مانند به خواندن کریتکا از چه رهگذر است؟ سبب فضیلت این است که کریتکا بر سمت استهزا و تمسخر و سرزنش نوشته شده است و حـــرص به خواندن کریتکا از این رهگذر است. این سری است خفی که حکمای یوروپا این را دریافت کردهاند. ملت من هنوز از این سر غافل است... مثال فضیلت کریتکا بر وعظ و نصیحت در پیش نظر خود شماست، چرا دورتر میرویم. مثلا واعظی و ناصحی کتابی نوشته مشفقانه و پدرانه عدم وجود کیمیا را در عالم به مردم حالی میکند. از طرف دیگر شخصی پیدا شده نمیگوید که کیمیا وجود ندارد و نمیگوید که به وجود کیمیا اعتبار نباید کرد. فقط حکایت ملا ابراهیم خلیل را بر سمت کریتکا و استهزا نوشته بینالناس منتشر میسازد. کدامیک از این دو نوع تصنیف در طبایع بشریه مؤثر است؟ آشکار است که حکایت ملا ابراهیم خلیل، چون که به رسم کریتکا و استهزا نوشته شده است.
دیگر فرق کریتکا و نصیحت این است که نصیحت در مادهی اصلاح و تربیت و تهذیب اخلاق معاصرین و اخلاف اصلا تأثیر ندارد. اما کریتکا در مادهی اصلاح و تربیت و تهذیت اخلاق معاصرین هم بیتأثیر نیست و در مادهی اصلاح و تربیت و تهذیت اخلاق اخلاف تأثیر کامل دارد و نتیجهی مطلوبه میبخشد(٥).
سبب اکملیت تأثیر کریتکا در مزاج اخلاف این است که مصنف کریتکا در زمان اخلاف گذشته است و ایشان را سببی نیست که نسبت به مصنف کریتکا بغض ورزیده از راه عناد و لجاجت به گفتههای او عامل نشوند به علت این که عیبگیری و استهزای مصنف راجع به معاصرین بوده است نه به اخلاف، و ایشان افسوس خواهند خورد که معاصران مصنف به واسطهی اعمال شنیعه و حرکتهای ناشایسته خودشان را مستحق ایراد او کردهاند بدین نیت اصلا در اعمال شنیعه و حرکتهای ناشایست تقلید معاصرین مصنف را جایز نخواهند دید بلکه گفتههای مصنف را در هر خصوصی حق دانسته آنها را از جان و دل قبول خواهند کرد.(٦)
اگر من نیز نرم و ملایم و با پرده مینوشتم آن وقت تصنیف من نیز مثل تصنیف ملای رومی و شیخ محمود شبستری و عبدالرحمان جامی و سایر عرفای متقدمین ما میشد. از تصنیفات این اشخاص آیا تا امروز ثمره حاصل شده است؟ پس حقیقت نه در آن وضع و روش تصنیف است که این حضرت عالی درجات اختیار کردهاند. ایشان فیلوسوفیت را خودشان فهمیدهاند اما در بیانش به عامهی ملت و به عامهی نوع بشر بر مقتضای جبونی و کم جرأتی رفتار کردهاند. از این جهت مراد ایشان تا امروز غیرمنکشف مانده است و از تصنیفات ایشان هیچکس بهرهای ندیده است. اما همین فیلوسوفیت را وولتر فرنگی و بوقل انگلیسی و سایر حکمای یوروپا مانند آن حضرت فهمیدهاند و به عامهی مردم نیز بر طبق ادراک خودشان در کمال صراحت بدون جبن و هراس و بدون پردهکشی و سرپوشی فهمانیدهاند و بدین واسطه کوس بلند نامی را در عالم زدهاند و باعث سیویلیزاسیون امروز یوروپا شده اند.(٧)
این قدر بدانید که نصیحت و وعظ خواه مشفقانه و پدرانه باشد خواه تهدیدانه، از قبیل خوف جهنم و امثال ذلک، اصلا در مزاج انسانی تأثیر و فایده ندارد. جمیع دزدان و راهزنان و قاتلان و ظالمان و ستمکاران و مردم فریبان مکرر اوصاف جهنم را شنیدهاند و مواعظ و نصایح کم و بیش استماع کردهاند، معهذا از عمل بد و خاصیت خودشان دست بردار نمیشوند. اما کریتکا و استهزا و تمسخر که متضمن رسوایی در برابر امثال و اقران است مردم را از اعمال ناشایسته باز میدارد.(۸)...
جناب روحالقدس در جایی(۹) مینویسد:
مستشار مجلس: دولت انگلیس میخواهد که سیستان را جزء افغانستان بکند، چه باید کرد؟
ارکان مشورت: باید با میرزا آقای خویی مترجم سفارت انگلیس گرم گرفت.(۱۰)
مستشار مجلس: دول یوروپا در حق دولت ایران چنان و چنان خیال را دارند، چه باید کرد؟
ارکان مشورت: ما هم سفرای ایشان را به مجالس تعزیه راه نخواهیم داد.
حالا، میرزا محمد جعفر، به سلیقهی شما این مطلب را چطور باید [بیان] کرد که هم ناصحانه و مشفقانه باشد و هم حالت ارکان مشورت بدین صراحت و بدین لذت و تأثیر بیان گردد؟ این اسناد بر ارکان مشورت شاید افتراست. من ایشان را ندیدهام و نمیشناسم. لکن بنا بر اعتقاد روحالقدس پارهای اعمال از ایشان صادر میشود که گویا ایشان فیالواقع بدین عقل و شعور هستند چنان که نقل میکنند یکی از ارکان مشورت در مجلس مشاوره برای تعمیر طرق آهن ظاهرا گفته است: در صورت تعمیر طرق آهن همهی شتران ما از مصرفیت خواهند افتاد. چگونه تعمیر این چنین طرق را تجویز میتوان کرد؟
برادر من میرزا محمد جعفر! درجهی عقل و شعور وزرای شاه عباس اول در حکایت یوسف شاه بر شما پوشیده نیست. نمیبینید که وزرای دولت و بزرگان قوم برای نجات دادن شاه عباس از تأثیر نحوست بیمعنی کواکب چه تدبیر طفلانه به کار بردهاند؟ این هم که افترا نیست، تاریخ عالمآرا در برابر چشم شماست، نگاه توانید کرد. از دور شاه عباس تا این عصر برای ملت ایران در عالم تربیت از تأثیر عقاید باطله ترقیات زیاد رو نداده است. شاید بیتفاوتی بوده باشد، اما خیلی جزوی. در سیاست(۱۱) مفسدین با بیان چه حرکتهای خنک از اولیای سلطنت ناشی شده است که آدم از بیتربیتی و وحشیخصلتی ایشان انگشت تحیر به دندان میگزد. اگر این حرکتها را خاطرنشان نکنی آگاه و متنبه نمیگردند و در غفلت میمانند(۱٢) اگر خاطرنشان میکنی تعرض شمرده میشود. پس چه باید کرد؟ اما صلاح ملک و ملت مقتضی آن است که خاطرنشان شود. فن کریتکا همین است. اینگونه مطالب را با مواعظ و نصایح بیان کردن ممکن نیست، وقتی که بیان کردی کریتکا خواهد شد، وعظش و نصیحتش نمیتوانی نامید. امروز در هر یک از دول یوروپا روزنامههای ساطریق(۱٣) یعنی روزنامههای کریتکا و هجو در حق اعمال شنیعهی هموطنان در هر هفته مرقوم و منتشر میگردد. دول یوروپا بدین نظم و ترقی از دولت کریتکا رسیدهاند نه از دولت مواعظ و نصایح، امم یوروپا بدین درجهی معرفت و کمال از دولت کریتکا رسیدهاند نه از دولت مواعظ و نصایح... مواعظ و نصایح در امزجهی بشریه بعد از انقضای دور طفولیت و اوایل جوانی هرگز تأثیر و فایده ندارد... انشاءالله تعالی اگر در دولت ایران از یمن اهتمام وزارت عدلیه آزادی مطلق بر عمل چاپ داده شود مکتوبات کمالالدوله و نوشتجات روحالقدس کلا به چاپ رسیده فیمابین ملت منتشر گردد، بعد از پنجاه سال مملکت ایران نظیر ممالک منظمهی یوروپا خواهد شد، به شرط صاحب سواد بودن عموم ملت،(۱٤) و مغایرت و نفاق باطنی از میان ملت [و] سلطنت برداشته شده برای اهل ایران روزگار سعادت و فرخندگی رو خواهد آورد و اخلاف ما نام کمالالدوله را و نام روحالقدس را همیشه با تعظیم و تکریم یاد خواهند کرد. و اگر گفتهی ایشان بر سمت کریتکا نبوده بر سمت مواعظ و نصایح باشد هزار سال خواهد گذشت، هیچکس به حرف ایشان گوش نخواهد داد.(۱٥)
* این مقاله از چند قطعه از نامههای آخوندزاده توسط گردآورده مجموعه ی «مقالات آخوندزاده» یعنی باقر مؤمنی است نه نویسنده متن.
۱) صفحهی ۲۰۴ الفبا و مکتوبات از نامهی مورخ ۱۵ محرم ۱۲۸۷ (۲۵ مارس ۱۸۷۱) به میرزا محمد جعفر قراچه داغی اخذ شده.
۲) صفحهی ۲۰۵ همانجا.
۳) در نسخهی ترکی به جای «حقی» نوشته شده است «اثری» که تصور میرود در چاپ نسخهی فارسی اشتباهی رخ داده باشد.
٤) صفحهی ۲۰۶، همانجا.
٥) صفحهی ۲۰۷ همانجا، از نامه به میرزا جعفر ۱۵ محرم ۱۲۸۷.
٦) صفحهی ۲۱۷ همانجا، از منضمات نامهی مورخ ۲ آوریل ۱۸۷۱ به میرزا یوسف خان که مکمل نامههای قبلی است و برای تذکر به میرزا محمد جعفر نوشته شده است.
٧) صفحهی ۱۸۴ الفبای جدید و مکتوبات. از نامهی ۱۷ دسامبر ۱۸۷۰ به میرزا یوسف خان.
۸) صفحهی ۲۰۸ همانجا، تا اینجا از نامهی مورخ ۱۵ محرم ۱۲۸۷ (۲۵ مارس ۱۸۷۱) به میرزا محمد جعفر قراچهداغی اخذ شده است.
۹) منظور محمد جعفر میرزا ملکم خان است و این قطعه از نوشتههای او اخذ شده است.
۱۰) صفحهی ۲۱۱ همانجا.
۱٢) صفحهی ۲۱۲ همانجا.
۱٣) ساتیریک، طنزآمیز.
۱٤) صفحهی ۲۱۳ همانجا.
۱٥) صفحهی ۲۱۴ همانجا. از عبارت «جناب روحالقدس» به بعد تا اینجا از نامهی مورخ ۲۹ مارس ۱۸۷۱ که دنباله و تکملهی همان نامه قبلی است نقل شده است. چنان که ملاحظه میشود این مقاله از تلفیق قطعاتی از نامههای آخوندزاده توسط من تنظیم شده است. (باقر مومنی، گردآورنده مقالات آخوندزاده)





نظر خود را بنویسید