میرزا فتحعلی آخوندزاده (١٢٩٥-١٢٨٨.ق) | کتابخانه | متون کلاسیک فارسی | صفحه اصلی

میرزا فتحعلی آخوندزاده (١٢٩٥-١٢٨٨.ق)

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ گذار
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

میرزا فتحعلی آخوندزاده از چهره‌های بارز نواندیشان ایرانی عصر ناصری به شمار می‌آید. پدرش «میرزا محمد تقی حاجی احمد» در اوایل جوانی «کدخدای قصبه‌ی خامنه» بود. پس از برکناری از این سمت (١٢٧٧.ق)، به قصد تجارت رهسپار «شکی» از بلاد قفقاز گشت و در همانجا ازدواج کرد. «فتحعلی» حاصل این پیوند،‌در همان شهر و به سال ١٢٢٨ق. به دنیا آمد. اما پس از چندی به دلیل اختلافات خانوادگی از پدرش جدا شد و به همراه مادرش به قریه‌ی مشکین از توابعه‌ی اردبیل رفت. در آنجا عموی مادرش «آخوند حاجی اصغر» او را به فرزندی پذیرفت و به نام «حاجی علی اصغر اوغلی » معروف گشت. عنوان «آخوند زاده » از بابت بر روی میرزا فتحعلی گذاشته شد.

فتحعلی در هشت سالگی یکبار وارد مکتب شده بود ولی پس از یک سال به علت «نفرت » از خواندن از آنجا گریخت. سرانجام با عطوفت و حلم و رأفت عمویش آخوند حاجی علی‌اصغر دوباره شروع به خواندن کرد و به‌زودی «نفرت خواندن » در او از بین رفت.

در سال ١٢٤٧ قمری، به علت سفر حج آخوند حاجی علی‌اصغر، میرزا فتحعلی به منظور آموختن منطق و فقه و اصول به «آخوند ملا محسین » سپرده شد. چرا که در ابتدا نیت او آن بود تا در سلک روحانیون درآید. لیکن در گنجه با عارفی به نام «میرزا شفیع»‌ آشنا شد که در نزد او خط و حکمت می‌آموخت، میرزا شفیع او را از این کار باز داشت. میرزا فتحعلی در این باره می‌گوید: میرزا شفیع «شروع کرد به کشف مطالبی که تا آن روز از من مستور بود... و پرده‌ی غفلت را از پیش نظرم انداخت بعد از این قضیه از روحانیت نفرت کردم و نیت خود را تغییر دادم ». پس تحول ذهنی «فتحعلی» از اینجا آغاز گشت.

در سال ١٢٤٩ ق.، میرزا فتحعلی به منظور آموختن زبان روسی وارد مدارس جدید رو‌س‌ها در آذربایجان شد. و پس از یکسال تحصیل در آن مدرسه به همراه «حاجی علی اصغر» به تفلیس رفت تا هم درسی بخواند و هم کار و باری پیدا کند. و در همانجا بود که به عنوان مترجم السنه‌ی شرقی مشغول به کار شد. شغل مترجمی زبان روسی او را تقویت کرد به نحوی که او را قادر ساخت تا مقالات خود را به زبان روسی بنویسید. و این مهارت، دریچه‌ای از دانش و بینش جدید را بر روی او گشود.

در تفلیس که در آن هنگام پایگاه آزادی‌خواهان روس بود، طرفداران «دکابریست»‌ها و سایر احزاب و گروه‌های سیاسی فعالیت‌ شدید داشتند. آشنایی و ایجاد ارتباط میرزا فتحعلی با چهره‌های فعال و برجسته‌ی این گروها موجب تأثیر‌پذیری فکری و ذهنی او گشت. همچنین در آن محیط پر تحرک فرهنگی و سیاسی، میرزا فتحعلی با جهان دانش و اندیشه‌های نو ادبی و اجتماعی و سیاسی مغرب آشنا شد. آثار بجا مانده از او به خوبی تأثیرپذیری او از جریانات نوگرایانه‌ی غرب (اروپا) و روسیه را نشان می‌دهد. و بی‌تردید کلید آشنایی او با اندیشه‌های اروپاییان زبان روسی بوده است. آثار و نوشته‌های انتقادی او در دو محور اصلی یعنی تغییر خط و اصلاح الفبا و ترویج فنون و علوم جدید دور می‌زند. همچنین بخش عمده‌ای از نوشته‌های او پیرامون ادبیات اجتماعی و انتقادی در زمینه‌ی تأتر و قصه و شعر است. آخوند زاده پس از شصت و شش سال عمر در ٢٤ صفر ١٢٩٥ (٢٧ فوریه ١٨٧٨) در تفلیس از دنیا رفت. مهمترین آثار بجا مانده از او بدین قرار است:

١. «تمثیلات» یا شش نمایشنامه‌ی کمدی (١٢٦٦ تا ١٢٧٢.ق)

٢. «حکایت یوسفِ شاه» یا «ستارگان فریب خورده» به صورت داستان (١٢٧٣).

٣. «الف باء جدید» (١٨٥٧/١٢٧٤.ق).

٤. «مکتوبات کمال‌الدوله به جلال‌الدوله» (١٢٨٠.ق).

٥. «رساله‌ی ایراد » انتقاد بر روضه‌الصفای ناصری (١٢٧٩).

٦. «قریتکا» بر «روزنامه‌ی ملتی» و شعر سروش اصفهانی (١٢٨٣).

٧. انتقاد بر رساله‌ی «یک کلمه» از میرزا یوسف خان مستشار‌الدوله (١٢٩٢).

٨. عقیده‌ی حکیم «یوم» (هیوم) انگلیسی در نفی واجب‌الوجود.

٩. «تفهیم حریت» از حکیم انگلیسی جان استوارت میل

١٠. «مثل حکیم سیسوند» در بحران اقتصادی (به ترکی ١٢٨١).

١١. انتقاد بر مثنوی مولوی (به ترکی و فارسی،١٢٩٣).

١٢. مسایل مکتب و تدریس (به ترکی، ١٢٩٤).

۱٣. همچنین مکتوبات خصوصی و نوشته‌های متفرقه او در مجموعه‌ای به نام «الفای جدید و مکتوبات » به کوشش حمید محمدزاده و حمید آراسلی در 1863. م در بادکوبه منتشر شده است.

چند یادداشت در موضوع های مختلف

فن کریتکا

نامه ای در باب الفبای جدید

الفبای جدید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به:

آخوندزاده میرزا فتحعلی: بیاغرافیای (یعنی سرگذشت کولونیل میرزا فتحعلی آخوندوف که خودش بقلم آورده است): مقالات، گردآورده باقر مؤمنی، بی‌تا، تهران.

و نیز آدمیت، فریدون: اندیشه‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱٣٤۹.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

گزینه‌های کتابخانه

متون کلاسیک فارسی

صد خطابه: خطابه‌ی چهل و یکم

ای جلال‌الدوله؛ چون مردان ایران، قاطبه، از أَعلی و أَدنی، بدون استثناء، از شدن ظُلم‌جُویی، بدخویی ستم‌پروری، تعدّی، کسنژی، دائماً مُؤاخذات طبیعت و فرّاشان محکمه‌ی عدل و حقّانیت به اَشدّ اشکنجه و عقوبت و اصعب انتقام در بدترین رذالت و فلاکت، دل‌های ایشان را مخاطب و معاتب(۱) می‌دارند. پسر از پدر حقوق ...
ادامه