اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر | کتابخانه | اسناد حقوقی | صفحه اصلی

اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر

Universal Declaration of Human Rights

۱۲ بهمن ۱۳۸۶ گذار
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

از آنجا كه شناسايي حيثيت ذاتي كليه اعضاي خانواده بشري و حقوقيكسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشكيل مي دهد ، ازآنجا كه عدم شناسايي وتحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است كه روحبشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي كه در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد واز ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا كهاساساً حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت كرد تا بشر به عنوان آخرين علاجبه قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد ، از آنجا كه اساساً لازم است توسعه روابطدوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد ، از آنجا كه مردم ملل متحد ايمان خود رابه حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني و تساوي حقوق مرد و زن مجدداً در منشوراعلام كرده اند و تصميم راسخ گرفته اند كه به پيشرفت اجتماعي كمك كنند و در محيطيآزادتر وضع زندگي بهتري به وجود آورند ، از انجاكه دولت‌هاي عضو متعهد شده اند كهاحترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي را با همكاري سازمان مللمتحد تامين كنند ، از آنجا كه حسن تفاهم مشترك نسبت به اين حقوق و آزادي ها براياجراي كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد ، مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشررا آرمان مشتركي براي تمام مردم و كليه ملل اعلام مي كند تا جميع افراد و كليهاركان اجتماع اين اعلاميه را دائماً مد نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه بوسيلهتعليم و تربيت احترام اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بينالمللي ، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها ، چه در ميان خود ملل عضو و چه در بينمردم كشورهايي كه در قلمرو آنها مي باشند ، تامين گردد .

 ماده اول :

 تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق باهم برابرند . همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد با يكديگر با روح برادري رفتاركنند .

ماده دوم :

  1) هر كس ميتواند بدون هيچ تمايز - خصوصاً از حيث رنگ ، جنس ،نژاد ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ي ديگر و همچنين مليت و وضع اجتماعي ، ثروت، ولادت يا هر موقعيت ديگر ، از تمام حقوق و كليه ي آزادي‌هايي كه در اعلاميه حاضرذكر شده است بهره مند گردد .

  2) به علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضعسياسي ، اداري و قضايي يا بين‌المللي كشور يا سرزميني كه شخص به آن تعلق دارد . خواه اين كشور مستقل ، تحت قيوميت يا خود مختار بوده و يا حاكميت آن به شكلي محدودشده باشد .

 ماده سوم :

 هر كس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .

ماده چهارم :

 احدي را نمي توان در بردگي نگاه داشت و داد و ستد بردگان به هرشكلي كه باشد ممنوع است .

ماده پنجم :

 احدي را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كهظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انساني يا موهن باشد.

ماده ششم :

 هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انساندر مقابل قانون شناخته شود .

ماده هفتم :

 همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض وبالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقضاعلاميه حاضر باشد و هر تحريكي كه براي اعمال چنين تبعيضي انجام شود از حمايت قانونبرخوردار شوند .

ماده هشتم :

 در برابر اعمالي كه حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار دهد و آنحقوق به وسيله‌ي قانون اساسي و يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد ، هر كس حقرجوع موثر به محاكم ملي صالحه را دارد .

ماده نهم :

 احدي را نمي توان خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد نمود .

ماده دهم :

 هر كس با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش بوسيله‌ي دادگاه مستقلو بي طرف ، منصفانه و علناً رسيدگي شود و چنين دادگاهي درباره‌ي حقوق و الزامات اوو يا هر اتهام جزائي كه به او وارد شده باشد تصميم بگيرد .

ماده يازدهم :

  1) هر كس كه به بزهكاري متهم شده باشد بي گناه محسوب خواهد شدتا وقتي كه در جريان يك دعواي عمومي كه كليه تضمين‌هاي لازم جهت دفاع او تامين شدهباشد ، تقصير او قانوناً محرز گردد .

  2) هيچ كس براي انجام يا عدم انجام عملي كه در موقع ارتكاب ، آنعمل به موجب حقوق ملي يا بين‌المللي جرم شناخته نمي‌شده است محكوم نخواهد شد . بههمين طريق هيچ مجازاتي شديدتر از آنچه كه در موقع ارتكاب جرم بدان تعلق مي‌گرفت درباره‌ي احدي اجرا نخواهد شد .

ماده دوازدهم :

 احدي در زندگي خصوصي ، امور خانوادگي ، اقامتگاه يا مكاتبات خود، نبايد مورد مداخله‌هاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حملهقرار گيرد . هر كس حق دارد در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرارگيرد .

ماده سيزدهم :

  1) هر كس حق دارد كه در داخل هر كشوري آزادانه عبور و مرور كندو محل اقامت خود را انتخاب كند .

  2)هر كس حق دارد هر كشوري از جمله كشور خود را ترك كند يا به آنبازگردد .

ماده چهاردهم :

  1) هركس حق دارد در مقابل شكنجه ، آزار و تعقيب پناهگاهي جستجوكند و در كشورهاي ديگر پناه گزيند .

  2) در مواردي كه تعقيب واقعاً مبتني به جرم عمومي و غير سياسييا رفتارهايي مغاير با اصول و مقاصد ملل متحد باشد نمي‌توان از اين حق استفاده كرد .

ماده پانزدهم :

  1) هر كس حق دارد كه داراي تابعيت باشد .

  2) احدي را نمي توان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغييرتابعيت محروم كرد .

ماده شانزدهم :

  1) هر زن و مرد بالغي حق دارند بدون هيچگونه محدوديت از نظرنژاد ، مليت ، تابعيت يا مذهب با يكديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند . درتمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در كليه امور مربوط به ازدواجداراي حقوق مساوي مي باشند .

  2) ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه زن و مرد واقع شود .

ماده هفدهم :

  1) هر كس منفرداً يا بطور دسته جمعي حق مالكيت دارد .

  2) احدي را نمي توان خودسرانه از حق مالكيت محروم نمود .

ماده هيجدهم :

 هر كس حق دارد كه از آزادي فكر ، وجدان و مذهب بهره مند شود . اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و نيز متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمانميباشد و همچنين شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است . هر كس مي‌تواند از اينحقوق منفرداً يا اجتماعاً و به طور خصوصي يا عمومي برخوردار شود.

 ماده نوزدهم : هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبورشامل آنست كه از داشت عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات وافكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد .

ماده بيستم :

  1) هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيت‌هاي مسالمت آميز تشكيلدهد .

  2) هيچكس را نمي‌توان مجبور به شركت در اجتماعي كرد .

ماده بيست و يكم :

  1) هر كس حق دارد در اداره ي امور عمومي كشور خود ، خواهمستقيماً و خواه از طريق نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند شركت جويد .

  2) هر كس حق دارد با تساوي شرايط به مشاغل عمومي كشور خود نايلآيد .

  3) اساس و منشاء قدرت حكومت اراده ي مردم است . اين اراده بايدبه وسيله‌ي انتخاباتي ابراز گردد كه از روي صداقت و بطور ادواري صورت پذيرد . انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه‌اي نظير آنانجام گيرد كه آزادي راي را تضمين نمايد .

ماده بيست و دوم :

 هر كس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز استبوسيله‌ي مساعي ملي و همكاري بين‌المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را كهلازمه‌ي مقام و نمو آزادانه‌ي شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع هر كشور بدستآورد .

ماده بيست وسوم :

  1) هر كس حق دارد كار كند ، كار خود را آزادانه انتخاب نمايد ،شرايط منصفانه و رضايت بخشي براي كار خود خواستار باشد و در مقابل بيكاري موردحمايت قرار گيرد .

  2) همه حق دارند بدون هيچ تبعيضي در مقابل كار مساوي اجرت مساويدريافت كنند .

  3) هر كس كه كار مي‌كند به مزد منصفانه و رضايت بخشي ذيحق مي‌شودكه زندگي او و خانواده اش را موافق شئون انساني تامين كند و آنرا در صورت لزوم باهر نوع وسايل ديگر حمايت اجتماعي تكميل نمايد .

  4) هر كس حق دارد براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديهتشكيل دهد يا در اتحاديه‌ها شركت كند .

ماده بيست و چهارم :

 هر كس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و به خصوص به محدوديتمعقول ساعات كار و مرخصي‌هاي ادواري با اخذ حقوق ذيحق مي‌باشد .

ماده بيست و پنجم :

  1)هر كس حق دارد كه سطح زندگاني او ، سلامتي و رفاه خود وخانواده‌اش را از حيث خوراك و مسكن و مراقبت‌هاي پزشكي و خدمات لازم اجتماعي تامينكند و همچنين حق دارد كه در مواقع بيكاري ، بيماري ، نقص اعضاء ، بيوگي ، پيري ياتمام موارد ديگري كه به عللي خارج از اراده‌ي انسان وسايل امرار معاش از دست رفتهباشد ، از شرايط آبرومندانه‌ي زندگي برخوردار شود.

  2) مادران و كودكان حق دارند از كمك و مراقبت مخصوصي بهره‌مندشوند . كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند ، حق دارند كههمه از يك نوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند .

ماده بيست وششم :

  1) هر كس حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره‌مند شود . آموزش وپرورش لااقل تا حدودي كه مربوط به تعليمات ابتدايي و اساسي است بايد رايگان باشد . آموزش ابتدايي اجباري است . آموزش حرفه‌اي بايد عموميت پيدا كند و آموزش عالي بايدبا شرايط تساوي كامل به روي همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آنبهره گيرند .

  2) آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر فردرا به حد كمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادي‌هاي بشر را تقويت كند . آموزش وپرورش بايد حس تفاهم ، گذشت و احترام به عقيده‌ي مخالف و دوستي بين تمام ملل وجمعيت‌هاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه ي فعاليت‌هاي ملل متحد را در راه حفظ صلحتسهيل نمايد .

  3) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت بهديگران اولويت دارند .

 ماده بيست و هفتم :

  1) هر كس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شركت كند ، ازفنون و هنرها بهره گيرد و در پيشرفت علمي و فوائد آن سهيم باشد .

  2) هر كس حق دارد از حمايت منافع مادي و معنوي آثار علمي ،فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.

ماده بيست وهشتم :

 هر كس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين‌المللي ، حقوق و آزادي‌هايي را كه در اين اعلاميه ذكر گرديده است تامين كند و آنهارا به مورد اجرا گذارد .

ماده بيست و نهم :

  1) هر كس در مقابل آن جامعه اي وظيفه دارد كه رشد آزاد و كاملشخصيت او را ميسر كند .

 2) هر كس در اجراي حقوق و استفاده از آزادي‌هاي خود فقط تابعمحدوديت‌هايي است كه به وسيله قانون و منحصراً به منظور تامين ، شناسايي و مراعاتحقوق و آزادي‌هاي ديگران و براي رعايت صحيح مقتضيات اخلاقي و نظم عمومي و رفاههمگاني در شرايط يك جامعه‌ي دمكراتيك وضع گرديده است.

ماده سي ام :

 هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود كه متضمنحقي براي دولت ، جمعيت يا فردي باشد كه به موجب آن بتوانند هر يك از حقوق وآزادي‌هاي مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرند يا در راه آن فعاليتي نمايند .
 
منبع: سایت سازمان ملل

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

گزینه‌های کتابخانه

متون کلاسیک فارسی

صد خطابه: خطابه‌ی چهل و یکم

ای جلال‌الدوله؛ چون مردان ایران، قاطبه، از أَعلی و أَدنی، بدون استثناء، از شدن ظُلم‌جُویی، بدخویی ستم‌پروری، تعدّی، کسنژی، دائماً مُؤاخذات طبیعت و فرّاشان محکمه‌ی عدل و حقّانیت به اَشدّ اشکنجه و عقوبت و اصعب انتقام در بدترین رذالت و فلاکت، دل‌های ایشان را مخاطب و معاتب(۱) می‌دارند. پسر از پدر حقوق ...
ادامه