رسالهای دربارهی آزادی
جان استوارت میل
جان استوارت میل برجستهترین عضو در گروه فیلسوفان قرن نوزدهم میلادی بریتانیا که نظریه فایدهگرایی را عرضه کرده و رواج داد در سال ۱۸۰۶ در خانوادهای متوسط و شاید هم به لحاظ اقتصادی فقیر در لندن به دنیا آمد. پدرش جیمز میل فرزند یک کفاش روستایی دراسکاتلند بود. جان استوارت میل از سه سالگی آموختن زبان لاتین را آغاز کرد. پدرش هیچ گاه او را به مدرسه نفرستاد تا فرزندش را به شیوه خاص خودش بار بیاورد. از همان کودکی پدرش او را واداشت تا کتابهای فلسفی و سیاسی کلاسیک را بخواند. 13 سالگی آغاز آموزش اقتصادبود. جیمز در این سال یک دوره کامل اقتصاد سیاسی را به جان تدریس کرد و او را موظف کرد کتابهای آدام اسمیت و همچنین اثر تازه تالیف شده دیوید ریکاردو را با عنوان «اصول اقتصاد سیاسی و مالیات بندی» بخواند و خلاصه نویسی کند که جان در سال ۱۸۲۰ آنها را در قالب کتاب «اصول اولیه اقتصاد سیاسی» منتشر کرد. در همین سال بود که به دعوت همان خانواده نوع دوست به فرانسه رفت تا یک سالی را در آنجا سر کند. زبان فرانسوی آموخت و شش ماهی هم در مون پلیه شیمی و ریاضیات خواند. پس از بازگشت از فرانسه و پژوهش و تحقیق درباره انقلاب فرانسه، در زمستان سال ۱۸۲۱ «قانون رومی» را مطالعه کرد. همراه جان در این بخش از مطالعاتش جان آستین بود که شاید بتوان او را بهترین میراث دار اندیشههای «فایده گرایانه» جرمی بنتام دانست. در زمستان ۱۸۲۲ جان و دوستان جوانش انجمنی تشکیل دادند که هر دو هفته یک بار تشکیل جلسه میداد و به بحث و بررسی درباره موضوعات مختلف میپرداخت. آنها معیار تمام بحث هایشان را در اخلاق و سیاست «اصل فایده» گذاشته بودند.در سال ۱۸۲۳ جیمز میل کاری برای جان در کمپانی هند بریتانیایی دست و پا کرد. از همان سال روزنامه نگاری را هم آغاز کرد. جان از سال ۱۸۲۵ سخنرانیهای عمومیاش را آغاز کرد. بحث و جدلهای او با دیگران، منجر به شکل گیری یک انجمن بحث و جدل شد که تقریباً همه وقت جان را پر کرد. در سن بیست سالگی دچار افسردگی روحی شدیدی شد که آن را به نوعی کمبود عواطف نسبت داد. بهبود او از این بیماری موقعی شروع شد که پس از مطالعه کتابی، از فرط تأثر اشک از چشمهایش جاری شد و در این مرحله بود که پی برد احساسات عمیق خود را کاملاً از دست نداده است. پس از اینکه اشتیاقش به زندگی زنده شد، دوباره توانست با شور و شوق کار کند. به مطالعه آثار تامس کارلایل (منتقد بسیار خردهگیر از بنتام) و آگوست کنت فیلسوف مکتب فلسفه تحققی علاقهمند شد.
در سال ۱۸۳۰، میل برای چندمین بار به فرانسه رفت. او در آنجا با انقلابیون انقلاب دوم فرانسه دیدار کرد و با نوشتههای آگوست کنت و سن سیمون جامعهشناس فرانسوی نیز آشنا شد. در همین ایام میل دست به کار نگارش پنج رساله شد که بعدها تحت عنوان «رساله هایی در باب برخی مسایل حل وفصل نشده اقتصاد سیاسی» منتشر شد. آشنایی او با هریت تیلور در سال ۱۸۳۰ هم در تغییر برخی دیدگاههای سیاسیاش بی تأثیر نبود، تیلور همان زنی بود که بعدها پس از مرگ همسرش به عقد جان استوارت میل درآمد و تاآخر عمر با او ماند. او در سلسله مقالاتی که با عنوان «روح زمانه» در سال۱۸۳۱ نگاشت کوشید تا دیدگاههای تازه اش در باب حکومت را مدون کند. علاقه او به نظریه پردازی سیاسی در سال ۱۸۴۷ اوج گرفت. دغدغه میل درباره وضعیت اسف بار زندگی مردمان آن دوران را میتوان در جای جای آثارش بازیافت. در سال ۱۸۴۸ کتاب«اصول اقتصاد سیاسی» منتشر شد. در سال ۱۸۵۱ میل با هریت تیلور ازدواج کرد. او کتباً به همسرش قول داد که همانند قبل برای انجام هر کاری آزاد باشد، اختیار اموالش را داشته باشد و نیمی از درآمد کتابهای میل هم از آن او باشد. این کار میل به معنای زیر پا گذاشتن قانونهای نوشته و نانوشته بریتانیایی در نسبت میان مردان و زنان بود. میل در سال ۱۸۵۴ نگارش رسالهای «دربارهی آزادی» را آغاز کرد که بعدها و در سال ۱۸۵۹ به صورت کتابی مستقل منتشر شد. کار بعدی میل انتشار جزوه «اندیشههایی در باب اصلاحات پارلمانی» بود. شهرت جان استوارت میل بیشتر از آن شده بود که بتواند از تبعاتش برکنار بماند. در سال ۱۸۶۵ مردم از میل خواستند تا کاندیدای نمایندگی در مجلس عوام شود. حضور میل در مجلس تأثیر فراوانی بر تصویب«لایحه اصلاحات» داشت. در سال۱۸۶۸ پارلمان منحل شد و میل هم به زندگی خصوصی اش برگشت. وی در هشتم ماه مه سال ،۱۸۷۳ درگذشت. آخرین جملهای که هنگام مرگ از دهان میل خارج شد این بود: «می دانید که کارم را کردهام.»
رسالهاش تحت عنوان «درباره آزادی» که در 1859 به چاپ رسید، پیرامون نظامهای حکومت و قانون است. او در مقدمه این رساله، میگوید: «تنها آزادی که شایسته این نام است، آزادی بر پیگیری نفع شخصی ما به طریق دلخواه است، البته تا وقتی که در صدد محروم کردن دیگران از آزادیشان برنیامدهایم یا مانع تلاش آنان برای دستیابی به آن نشدهایم.» نقطه شروع فلسفه او، مطالعه اثر جرمی بنتام بود، آن اصلاحگر رادیکال که برای نخستین بار نظریه «بیشترین سعادت برای بیشترین مردم را» به عنوان یک اصل اخلاقی اشاعه داد. این اصل مشهور به «اصل سودمندی» شد. واژه «فایدهگرایی» که زمانی برای اشاره به نظریهی اخلاقی او دارد که جاناستوارت میل در کتاب فایدهگرایی خود، که در 1861 چاپ شد، آن را بازنگری و اصلاح کرد. اثر عمده او در علم منطق، موسوم به نظام منطق، نخستین بار در 1843 چاپ شد. وی در اواخر عمرش کتاب اسارت زنان را نگاشت که دفاع جانانهای از تساوی زن و مرد است. جان استوارت میل را اصلاحگر اجتماعی، مدافع آزادی فردی و سیاسی و یک فیلسوف و عالم بزرگ منطق نامیدهاند.
سال ۱۸۵۹که جان استوارت میل نگارش رسالهای «دربارهی آزادی» را منتشر کرد جدال فکری میان طرفداران آزادیهای فردی و کسانی که اعتقاد به محکومیت فرد در برابرقدرت اجتماع بودند به موضوع سیاسی روز و شدیدترین مناقشه اقتصادی سده نوزدهم میلادی بدل شده بود. بخش اصلی رسالهای «دربارهی آزادی» در بارهی همین جدل فکری و دفاع او از آزادیهای فردی است. از نظر او، این «آزادی گرانبها» در انگلستان آن ایام در معرض خطر قرار گرفته بود. به نوعی که از سویی دولت آن محدود میکرد و از سوی دیگر نیروی وحشناک افکار عمومی قرار داشت که به نظر میل از نیروی دولت خطرناکتر بود. خرافات مذهبی، تعصب طبقاتی، احساسات نژادی، سنت خویش داری، مهر و کینهای اجتماعی، همه در این ردیف هستند و هنگامی که به افکار مردم راه یافت یا افکار عمومی را از روی جهل برانگیخت، از بزرگترین موانع آزادی فردی خواهد بود. در فصل دوم این رساله وی به آزادی اندیشه و موضوع احترام به عقیدهی مخالف پرداخته است. بخش سوم موضوع آزادی عمل و تقابل آن با رسم و رسوم سنتی را مورد بررسی قرار میدهد. در فصل چهارم وی به این پرسشها پاسخ میدهد: «حد قانونی حاکمیت فرد بر خودش چیست؟» و «قدرت جامعه از کجا آغاز میشود؟» و یا «چه اندازه از قدر از زندگانی بشری باید به فرد و چه میزان از آن به جامعه اختصاص داده شود؟» و در نهایت، در فصل پنجم که فصل پایانی این رساله است دربارهی به کار بردن اصول آزادی و اختیارات قانونی دولتها در این میان بحث میشود.
رسالهای «دربارهی آزادی» یکی از شاخصترین متون در حوزهی سیاست و ساخت جامعهی مدنی است و به همین دلیل به بازچاپ آن اقدام شده است.





نظر خود را بنویسید