گاندی و استالین
۲۸ مرداد ۱۳۸۷
گذار
گاندی و استالین
لوئیس فیشر
ترجمه از غلامعلی کشانی
خبرنگار چپ لوئیس فیشر چهارده سال در مسکو زندگی کرد، بچههایش را در آنجا بزرگ کرد و مطالبی را در دفاع از استالین برای ساکنان سوسیالیستمآب منهتن نوشت که مسافران هم مسلکش را همچون نامههایی که از خانه فرستاده میشوند، دلگرم میکرد. از سال ۱۹۳۷، فیشر دیگر قادر به هضم افراطیگری دیکتاتوری کمونیسم نبود. گاندی و استالین نتیجهی منطقی توهم زدایی فیشر هستند: هشداری به اقدامات آیندهی استالین و نسخهای برای متوقف کردن او. همچنین در خواستی است عاجزانه برای "روش مسالمت آمیز و در عین حال کنش پویا و مستقیم گاندی که بیقراریِ انقلابیگرایان را با اصول آرمانگرایان درهم میآمیزد. "مانند مهاتما او "خواهان بهسازی سیستم با بهسازی نوع انسان است." با اینحال این خود گاندی بود که (یک سال پیش) پیشنهاد فیشر را مبنی بر اینکه گاندی دکترین خود را به غرب موعظه کند، رد کرد: "من چگونه میتوانم مسالمتجویی را به غرب تجویز کنم در حالی که حتی هنوز هند را قانع نکردهام؟ من یک گلولهی شلیک شده هستم."
لوئیس فیشر
ترجمه از غلامعلی کشانی
خبرنگار چپ لوئیس فیشر چهارده سال در مسکو زندگی کرد، بچههایش را در آنجا بزرگ کرد و مطالبی را در دفاع از استالین برای ساکنان سوسیالیستمآب منهتن نوشت که مسافران هم مسلکش را همچون نامههایی که از خانه فرستاده میشوند، دلگرم میکرد. از سال ۱۹۳۷، فیشر دیگر قادر به هضم افراطیگری دیکتاتوری کمونیسم نبود. گاندی و استالین نتیجهی منطقی توهم زدایی فیشر هستند: هشداری به اقدامات آیندهی استالین و نسخهای برای متوقف کردن او. همچنین در خواستی است عاجزانه برای "روش مسالمت آمیز و در عین حال کنش پویا و مستقیم گاندی که بیقراریِ انقلابیگرایان را با اصول آرمانگرایان درهم میآمیزد. "مانند مهاتما او "خواهان بهسازی سیستم با بهسازی نوع انسان است." با اینحال این خود گاندی بود که (یک سال پیش) پیشنهاد فیشر را مبنی بر اینکه گاندی دکترین خود را به غرب موعظه کند، رد کرد: "من چگونه میتوانم مسالمتجویی را به غرب تجویز کنم در حالی که حتی هنوز هند را قانع نکردهام؟ من یک گلولهی شلیک شده هستم."
اگر فیشر به عنوان مرید گاندی به نظر سر در گم میآید، به عنوان منتقد استالین منسجمتر و روشنتر صحبت میکند. برای او "جنگ سیاسی آشکار و قابل ملموس است." با این حال، به باور او "استالین در حال حاضر نه خواهان جنگ جهانی است" و نه در فکر برنامه ریزی "یک انقلاب خشن جهانی." استراتژی استالین مستحکم کردن دیکتاتوریاش در کشورهای بلوک شرق و گسترش آن در هر جای ممکن با شیوهی جنگ ایدئولوژی روانی بیوقفه علیه غرب است. با این حال، فیشر وقوع جنگ را در ده سال محتمل میشمارد. برای جلوگیری از آن، او فرا ملیتگرایی—یک سازمان ملل متحد بدون روسیه را توصیه و تشویق میکند.
برای تقابل با کمونیسم فیشر کاپیتالیسم (سرمایهداری) را پیشنهاد نمیکند بلکه نوعی شبه سوسیالسم را با آنچه که او "برنامهریزی اقتصادی ترکیبی" نام میبرد، مطرح میکند. هر از گاهی نیز با راهحلهای ایدئولوژیکی ناشیانه ور میرود. "زمینهای کشاورزی باید مانند هوا رایگان باشد. زمین نباید قابل خرید و فروش باشد. برابری در ثروت برتری قدرت را که اکنون در ثروت نهفته است از بین میبرد [...] مارکس و گاندی ممکن است ترکیب مثمر ثمری باشند." فیشر در شوق صادقانه اما گسیختهاش برای شکست "استالین با گاندی" انسجام تئوری ضد کمونیسمش را میشکند.
بر گرفته از "زندگی بدون روسیه،" مجلهی تایم، اکتبر ۱۹۴۸
یا سپاس از آقای غلامعلی کشانی، صاحب وبلاگ «عدم خشو نت» که با ترجمه این اثر در بلاگ خود، این امکان را برای خوانندگان ما فراهم آوردن تا به این کتاب پر اهمیت به فارسی دسترسی پیدا کنند. از دیگر خوانندگان نیز درخواست داریم تا چنانچه به آثاری از این دست دسترسی دارند یا به ترجمه آن پراخته اند، برای انتشار عمومی تر آنها را برای ما ارسال یا معرفی نمایند
ضمیمهها
گزینههای کتابخانه
متون کلاسیک فارسی





نظر خود را بنویسید