برای نمردن | گفت‌وگو | صفحه اصلی

برای نمردن

گفت و گو با علی خلجی فعال مدنی و پناه‌جو در ترکیه

For the Sake of Surviving and Not Dying

۰۷ تیر ۱۳۸۹ شبنم آذر
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
برای نمردن

 

شبنم آذر:هیچ شرحی از شرایط پناه‌جویی روشن‌تر از شرحی نیست که از زبان یک پناه‌جو شنیده شود. گفت‌وگو با پناه‌جویانی که به دلیل فعالیت سیاسی و مدنی در ایران مورد تهدید هستند و ناچار از طریق غیر‌قانونی از کشور خارج می‌شوند می‌تواند روایت هر بار تازه‌ای باشد. زیرا هر یک از این فعالان در موقعیت‌های انسانی متفاوتی از یکدیگر قرار گرفته‌اند و از زندگی خود در روزهای پناه‌جویی تحلیل متفاوتی دارند.هم چنین دیدگاه‌های این افراد بازتاب خواست‎های نسلی است که برای تحقق آرمان‎های جمعی یک ملت تلاش کرده و تا پای جان پیش رفته است.
«زندگی برای نسلی كه بعد از انقلاب به‌وجود آمده و خود به خود تاوان زیست انقلابی نسل قبل از خودش را پس می‌دهد اساساً زیستی هم‌راه با پارودی‌های بسیار است‌که ناچار است همه‌ی این تناقضات را در خود حل کند و از ورای آن‌ها برای خودش تصمیمی بگیرد». این دیدگاه یك پناه‌جوی ایرانی است.این فعال اجتماعی كه در جریانات پس از انتخابات تحت تعقیب بوده ترجیح می دهد برای بیان شرایط پناه‌جویی و هم‌چنین پاسخ به سوالات من ناشناس باقی بماند.زیرا بیم آن را دارد که درخواستش از سوی یو ان با موافقت مواجه نشود و یا به هر ترتیبی به ایران بازگردانده شود که در این صورت جرمی بر جرائمش افزوده خواهد شد.از او درباره‌ی این‌که چگونه توانسته خود را به خاک ترکیه برساند می‌پرسم:

من به ناچار باید از کشور خارج می‌شدم، به طور موقت و با قید وثیقه از زندان آزاده شده بودم و خانواده‌ام به هر قیمتی که بود برای حفظ جان من می‌خواستند از کشور خارج شوم. به همین دلیل تحقیق کردیم و یک شخص مطمئن برای خروج من از کشور پیدا کردیم. آن فرد به ما گفت که هزینه‌ی قاچاق از ایران به ترکیه چیزی در حدود ۱ میلیون تا ۲ میلیون تومان است و این بستگی به ما دارد که چه شهری در ترکیه را در نظر داشته باشیم. من هم برای رسیدن به «وان» اولین شهر پناهنده‌پذیر در ترکیه یک میلیون تومان پرداختم.


در آستانه‌ی سال‌گرد دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری هستیم . آیا شما سال گذشته در این روزها که همه  در تب و تاب انتخابات بودند  هیچ متصور بودید که یک سال بعد ممکن است در پی حوادث بعد از انتخابات در شرایطی قرار بگیرید که به ترکیه بیایید و دوران پناه‌جویی را بگذرانید.


آن انتخابات هرگز به سمتی نرفت که مردم منتظر آن بودند.رأی‌ها دزیده شد و خشونت در حد نهایی خود که همان تجاوز و اعدام  بود رسید. هیج یک از ما متصور نبودیم که ناچار به ترک ایران شویم. وضعیت آشفته‌ی نسل ما همین است كه می‌بینیم. بسیاری از ما كه در تركیه هستیم بین ۲۰ تا ۳۰سال داریم.نسلی كه حقوق اولیه انسانی‌اش را می‌طلبید  و طبیعتاً در داخل هیچ‌كس پاسخ‌گوی این نیازها نبود ودر عوض در برابر یك حكومت دیكتاتوری قرار گرفت كه آن‌ها را به زندان می‌انداخت و در زندان‌ها به آن‌ها تجاوز می‌كرد وسركوب شدید می‌شد. این نسل در کنار نسل‌های قبلی با این‌كه قوی هست ولی توانایی این را ندارد كه در كوتاه مدت از پس این دشمن نیرومند كه تمام ثروت و قوای نظامی كشور را در اختیار گرفته بربیاید. همه‌ی افراد از این نسلی كه اقدام به درخواست پناهندگی می‌كنند كسانی هستند كه هر كدام به نوعی خودشان را  از معرض مرگ نجات می‌دهند.

آمارهای رسمی نشان می دهد که در حال حاضر حدود پنج هزار ایرانی در ترکیه در خواست پناهندگی کرده‌اند. نیمی از این تعداد طی یک سال گذشته به ترکیه پناه آورده‌اند و در واقع آوارگی‌شان در پی اقداماتی است که دایره‌ی بسته‌ی  قضایی آن‌ها را جرم اعلام کرده. حالا این خیل آوارگان در این کشور میانی بدون داشتن اجازه کار و کسب درآمد  مدت طولانی انتظار را ،چه‎طور سپری می‌کند. در حالی که راه بازگشتی هم برایش نمانده است؟


آمار متقاضیان پناهندگی ایرانی یك  وا اسفا است برای  سرگشتگی یك نسل. یك آوارگی جمعی. جمعی كه برای داشتن حداقل‌های حقوق انسانی و بشری‌اش جنگیده و حالا برای نجات جانش از وطنش بیرون زده تا باقی مبارزه را از جای دیگری پی‌بگیرد .وقتی می‌گویم حداقل‌ها برای این است كه این نسلی كه این‌جاست برای حمایت از یك حزب رسمی و ثبت شده در كشور یا یك كاندید ریاست جمهوری كارش به این جا كشیده، برای استفاده از فیس‌بوك ، یا مثلاً خبرنگار بودن یا نوشتن در وبلاگ شخصی و یا شركت در راه‌پیمایی بدون خشونت. این‌ها جرائمی است بر مبنای ادبیات قوه قضاییه ایران، كه مثلاً به ما تفهیم اتهام شده و ما باید دائم برویم به سفارت‌های مختلف  یا یو ان، این وضعیت خودمان را اثبات كنیم .
حالا با این شرایط با تسلط اندك به زبان انگلیسی، با یكی از كم‌ارزش‌ترین پول‌های دنیا از كشور خارج شده‌ایم و بدون داشتن شغل و درآمد باید ماه‌ها زندگی در كشور واسطی را تحمل كنیم تا شاید به مقصد برسیم.
تصویر مبهمی از آینده داریم. با این همه امیدوارم و می‌دانم  همین امیدواری  تنها نجات‌دهنده‌ی ما است. چه در خارج از كشور باشیم چه داخل. چون ما ادامه‌ی نسلی هستیم كه سال‌ها برای بهتر شدن وضعیت خودش جنگیده و امروز دیگر منتظر هیچ‌چیز و هیچ‌كس ننشسته.


پس از رسیدن به مقصد در یک کشور اروپایی  یا امریکا آیا در صدد هستید که به فعالیت‌های مدنی خود ادامه دهید و فکر می‌کنید در شرایط تازه با همه‌ی مشقاتی که زندگی پناهندگی در ذات خود دارد چه‌قدر می‌توانید در ادامه‌ی مسیرتان فعال و در کل موثر باشید؟


به‌عنوان كسی كه در جریانات پس از انتخابات خرداد ۸۸ مانند بسیاردیگری ناچار از كشور خارج شدم همواره با دو سؤال مواجه بودم؛ یكی این‌كه چه بخشی از زیستم را توانستم با خودم  به هم‌راه وسائلم از ایران بیرون بیاورم و با این خود فعلی‌ام چه می‌خواهم بكنم؟ فشارهای روحی و عاطفی از یك  طرف ، فشارهای سخت‌افزاری یعنی همان پروسه‌ایی كه برای  روند مهاجرت باید طی شود، مسئله‌ی زبان و مسئله‌ی مالی؛از طرف دیگر یك پنا‌ه‌جو را مدام در وضعیت متزلزل و ‍ژله‌ای قرار می‌دهد. شوكی كه پس از انتخابات خرداد ۸۸ بر همه وارد شد فرصتی را ایجاد كرد تا این نسل ناچار برای بیرون كشیدن خود از منجلاب این تناقضات و فشارها تصمیم جدی بگیرد؛ فرصتی برای حضور در وضعیت عمومی و پیدا كردن مختصات شخصی نسبت به یك نمودار جمعی كه عواقب این تصمیم هم این بود كه با برخورد وحشیانه و دست‌پاچه‌ی رژیم این تعیین وضعیت قوت بیشتری گرفت.خیلی از ما كشته شدند.خیلی زندانی شدند و حالا دارند اعدام می‌شوند وعده‌ی بسیار زیادی مثل من ناچار به فرار از كشور شدند، تا شاید این بازیافت زیستی  بتواند فرصت ادامه‌ی حیات خود و ادامه‌ی این حركت را مهیا كند. ما ناچاریم این شرایط را تحمل کنیم و این راه را نسل پیش از ما هم رفته است.


اگرچه سخن گفتن از آینده دشوار است ولی شما آینده را چطور می بینید؟ فکر می‌کنید روزی امکان بازگشت برایتان میسر می‌شود واساساً شرایط کشور به گونه‌ای خواهد شد که بتواند این طیف‌های مخالف خارج از کشور را یک‌جا در خود بپذیرد.

این مسئله مهم است كه تعداد زیادی ایرانی مخالف حکومت ایران  بیرون از ایران هستند و این اپوزیسیون یك روزی این توان را خواهد داشت كه بتواند در داخل تغییر ایجاد كند. مسئله این نیست كه ما حالا بیرون از ایران هستیم. ما چه در داخل چه در خارج از ایران  یك هدف را دنبال می‌كنیم. اما  در این مسیرمسئله‌ی مهم‌تر پذیرفتن مواضع یكدیگر است. این‌كه در مسیر دموكراسی گروه‌های فعال یكدیگر را نفی نكنند. چرا كه در نهایت مردم در داخل ایران باید انتخاب كنند كه چه گروه‌هایی باید حكومت كنند. باید فضا به قدری باز شود که تمام گروه‌هایی كه طی این سال‌ها در این مسیر مبارزه كردند حضور داشته باشند.من به این مسئله امیدوارم و آن را دور نمی بینم.





Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

Shabnam Azar

شبنم آذر

روزنامه نگار و نویسنده بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب در ایران ، که بعد از اتفاقات پس از انتخابات سال هشتاد و هشت مجبور به مهاجرت به کشور هندوستان شد ادامه...