تداوم اصلاحات در گرو تصمیم خامنه‌ای است | گفت‌وگو | صفحه اصلی

تداوم اصلاحات در گرو تصمیم خامنه‌ای است

گفت‌وگویی با کاظم علمداری، فعال سیاسی

Uphill Journey Toward Change

۱۶ تیر ۱۳۸۸ عرفان محمدی
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

اشاره: اعتماد عمومی زایل شده در انتخابات ریاست جمهوری دهم و سرخوردگی مردم از مسدود شدن گذار مسالمت‌آمیز جامعه‌ی ایران به دموکراسی، از یک سو حاکمیت را با بحران مشروعیت و از سوی دیگر اصلاح‌طلبان را با بحران نامیدی و یاس روبرو خواهد ساخت. اگر تا دیروز حاکمیت جمهوری اسلامی از بسیج توده‌ای برای مقابله با بحران‌های خارجی و اصلاح‌طلبان از مبارزه انتخاباتی به عنوان راهکاری برای تغییر اوضاع سیاسی سخن می‌گفتند، امروز هیچکدام از این دو جریان سیاسی به سادگی نمی‌توانند با این برگ‌ها بازی کنند، چراکه شکل و ماهیت رابطه‌ی مردم با حکومت و اصلاح‌طلبان دستخوش تغییر شده است و ترمیم و احیای آن نیازمند استراتژی جدیدی است که بتواند اعتماد سازی کند. فرجام جنبش اصلاحات و نوع مبارزه مردم برای برون رفت از بحران پیش آمده، موضوع گفت‌وگویی با «دکتر کاظم علمداری» استاد دانشگاه، فعال سیاسی و عضو هسته‌ی اصلی ائتلاف جمهوری‌خواهان است.

 ***

جنبش اصلاحات که با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 76، حرکتی پرشتاب را آغاز کرده بود، در اواسط مجلس ششم به بن بست رسید. به طوری که امید مردم به عنوان بدنه‌ی اجتماعی جنبش، از تحقق اهداف اصلاحات، به یاس تبدیل و این اتفاق، زمینه‌ساز خروج اصلاح‌طلبان از قدرت شد. اما رهبران اصلاحات در سال‌های بعد کوشیدند که نشان دهند با همه‌ی مشکلات تنها راه ممکن اصلاحات است و سعی کردند با بازسازی نیروی اجتماعی خود، مجدد به قدرت برسند و در این راه تمام توجه آنها معطوف به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری بود و بر این نکته پافشاری می‌کردند که حضور گسترده مردم در انتخابات اوضاع را به نفع آنها تغییر خواهد داد. اما آنچه آن را کودتای انتخاباتی خواندند، شرایط را به گونه‌ای دیگر رقم زد. به نظر جنابعالی با اوضاع پیش آمده، فرجام جنبش اصلاحات چه خواهد شد؟

 جنبش اصلاح‌طلبی در این دوره ویژگی خاصی پیدا کرده است. در دوره نهم، اصلاح‌طلبان دولتی همچنان کوشیدند از تاکتیک «انتخاب بد از بدتر»، آرای مردم را کسب کنند. ولی مردم تسلیم آن سیاست نشدند. بنابراین در‌صد قابل توجهی از شرکت در انتخابات خودداری کردند و درصدی هم در دور دوم از یکسو در مخالفت با رفسنجانی، و از سوی دیگر فریب شعارهای احمدی‌نژاد را خوردند و به او رای دادند. اما تکرار تجربه‌ی تلخ دوره احمدی‌نژاد همه اصلاح‌طلبان را به نتیجه رساند که نباید سیاست دوره‌ی نهم را تکرار کنند. مردم مدافع اصلاحات هم به این نتیجه رسیدند که باید کاری کنند که احمدی‌نژاد بار دیگر انتخاب نشود. پس نامزدهای اصلاح‌طلبان مطالبات تلنبار شده مردم را در بیانیه‌های خود منتشر کردند و به مردم اطمینان دادند که در صورت پیروزی، بر خلاف دوره خاتمی، پیگیر خواست‌های اساسی آنها شوند. این عوامل سبب شد که پیوند جدیدی میان مردم و اصلاح‌طلبان بوجود آید، در نتیجه میلیون‌ها نفر افراد مردد مصمم شدند تا در انتخابات به نفع اصلاح‌طلبان شرکت کنند. اگر تقلب در انتخابات و کودتای متعاقب آن رخ نداده بود، امروز شاهد پیدا شدن جنبش‌های مدنی، صنفی و سیاسی دیگر بودیم که پایه‌های اصلاحات را مستحکم می‌کرد. با توجه به توضیحات داده شد، اگر چه اصلاحات با موانع جدیدی روبرو شده است، ولی به روند پیش از انتخابات نیز نمی‌تواند برگردد. از یکسو مقاومت مردم به اشکال مختلف ادامه دارد و از دگر سو مذاکراتی در پس پرده میان سران دو جناح در جریان است که باید منتظر شد و دید به چه نتیجه‌ای می‌رسد. در هر حال وقوع دو راه را می‌توان متصور بود. یا جناح خامنه‌ای مجبور می‌شود حد‌اقل به بخش‌هایی از خواست‌های مردم پاسخ مثبت بدهند، و عقب‌نشینی کند و یا راهی جز تکمیل دولت پلیسی و تنگ‌تر کردن دایره‌ی خودی‌ها باقی نمی‌ماند. در صورت انتخاب گزینه‌ی دوم باید ریسک انفجاری کردن جامعه را نیز بپذیرند.

آیا امکانی برای پیشبرد جنبش اصلاحات وجود دارد؟ اگر جواب منفی است چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟

 همانگونه که گفتم ادامه پیشبرد جنبش منوط به این است که جناح خامنه‌ای برای پرهیز از خطرات ناشی از اختناق مطلق راه تنفسی هم برای جامعه بگذارد. در صورتی که باند خامنه‌ای- احمدی‌نژاد- سپاه، نیروهای طراح تقلب و کودتا، کوتاه نیایند، ابعاد نافرمانی مدنی گسترش می‌یابد. جامعه‌ی جهانی نیز وقایع ایران را بادقت پی گرفته است. این بار مردم جهان در کنار دولت‌هایشان با مردم ایران شدیدا همدری می‌کنند. می‌تواند انتظار داشت که رژیم جمهوری اسلامی بیش از پیش منزوی شود.

آیا فضا زین پس به سمت تشدید برخوردهای خشونت‌آمیز، زیرزمینی و یا به سمت انقلاب دیگر حرکت خواهد کرد؟

آمادگی ذهنی و عینی برای انقلاب دیگر فراهم نیست. آنچه در این روزها در جریان بوده است نیز یک انقلاب نبوده و نیست. این یک جنبش مدنی و اجتماعی بزرگ است، نه انقلاب که خواست‌های مشخص حقوقی، مدنی و سیاسی دارد و درپی بر‌اندازی رژیم نبوده است. جنبش‌های مدنی با خشونت پیش نمی‌روند، چرا که مردم عادی کوچه و خیابان در آن شرکت د‌ارند، نه حرفه‌ای‌های سیاسی. این وجه بسیار مثبت تحول اخیر است. این بدان معنا نیست که عملیات پراکنده زیرزمینی و خشونت بار هم شکل نگیرد. ولی راه حل آن نیست و آن عمده نخواهد بود.

موقعیت اصلاح‌طلبان چگونه تثبیت خواهد شد؟ آیا فکر می‌کنید جبهه‌یی ضد رژیم شکل خواهد گرفت، انفعال را برخواهند گزید؟ به تبعید اجباری تن خواهند داد؟ با حکومت معامله خواهند کرد؟ و یا موارد دیگر؟

اتخاذ راه آینده اصلاحات یک جانبه شکل نمی‌گیرد. حداقل سه بعد دارد. سیاست رژیم در اینکه چگونه با مخالفان برخورد کند، دوم، ادامه‌ی شرکت مردم در جنبش مدنی، و سوم، نقش رهبران اصلاح‌طلب که مردم را تنها نگذارند و از پرداخت هزینه برای ادامه راه کم نیاورند. تا به حال، با توجه به پیوندی که میان نامزدهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان و مردم پشتیبان آنها در زمان کمپین انتخابی و در دوره‌ی مقاوت مدنی شکل گرفته است، می‌توان گفت که موقعیت اصلاح‌طلبان به عنوان یک نیروی اپوزیسیون تثبیت شده است. دو طیف تلاش می‌کنند که شرایط بدست آمده از دست نرود. سر‌دمداران رژیم هم اگر ازعقلانیت کافی برخوردار باشند، می‌فهمند که با ادامه‌ی کودتا آینده‌ی تارکی در پیش خواهند داشت.

رفتار‌های اجتماعی چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد؟ رابطه‌ی مردم با اصلاح‌طلبان، حکومت، روحانیت و دیگر نیروهای مرجع چگونه بازتعریف خواهد شد؟

ادامه روند کنونی به عوامل مختلف وابسته است. رابطه‌ی مردم هم با اصلاح‌طلبان بستگی به مقاومت آنها دارد. تا کنون هم کروبی و هم موسوی در کنار مردم بوده‌اند و مردم هم در کنار آنها خواهند ماند؛ اگر چه نتوانند بطور علنی و در تظاهرات میلیونی این رابطه را به نمایش بگذارند. رابطه‌ی مردم با حکومت بیشتر سمت و سوی نافرمانی مدنی خواهد گرفت. این تکرار کودتای 28 مرداد نیست که رژیم بتواند جامعه را به انفعال کامل بکشاند. می‌دانید که روحانیت هم یکدست نیست. آن بخش از روحانیت که در جرم و جنایات رژیم شرکت نداشته است اندک اندک در خواهد یافت که این نظام نهاد روحانیت را بیش از پیش بی‌اعتبار خواهد کرد و از بین خواهد برد. ببینید چگونه خاطره‌ی کودتای 28 مرداد همچنان در وجدان جمعی جامعه باقی مانده است و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. این کودتا نیز میتواند به بدنامی تاریخی روحانیت و عجین کردن نام آنها با سرکوب و خشونت و میلیتاریسم تمام شود. پس ناچارند کاری کنند که بخشی از خساراتی که به مردم وارد کرده است جبران شود.

از شما سپاسگزاریم.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story