تداوم اصلاحات در گرو تصمیم خامنهای است
گفتوگویی با کاظم علمداری، فعال سیاسی
اشاره: اعتماد عمومی زایل شده در انتخابات ریاست جمهوری دهم و سرخوردگی مردم از مسدود شدن گذار مسالمتآمیز جامعهی ایران به دموکراسی، از یک سو حاکمیت را با بحران مشروعیت و از سوی دیگر اصلاحطلبان را با بحران نامیدی و یاس روبرو خواهد ساخت. اگر تا دیروز حاکمیت جمهوری اسلامی از بسیج تودهای برای مقابله با بحرانهای خارجی و اصلاحطلبان از مبارزه انتخاباتی به عنوان راهکاری برای تغییر اوضاع سیاسی سخن میگفتند، امروز هیچکدام از این دو جریان سیاسی به سادگی نمیتوانند با این برگها بازی کنند، چراکه شکل و ماهیت رابطهی مردم با حکومت و اصلاحطلبان دستخوش تغییر شده است و ترمیم و احیای آن نیازمند استراتژی جدیدی است که بتواند اعتماد سازی کند. فرجام جنبش اصلاحات و نوع مبارزه مردم برای برون رفت از بحران پیش آمده، موضوع گفتوگویی با «دکتر کاظم علمداری» استاد دانشگاه، فعال سیاسی و عضو هستهی اصلی ائتلاف جمهوریخواهان است.
جنبش اصلاحات که با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 76، حرکتی پرشتاب را آغاز کرده بود، در اواسط مجلس ششم به بن بست رسید. به طوری که امید مردم به عنوان بدنهی اجتماعی جنبش، از تحقق اهداف اصلاحات، به یاس تبدیل و این اتفاق، زمینهساز خروج اصلاحطلبان از قدرت شد. اما رهبران اصلاحات در سالهای بعد کوشیدند که نشان دهند با همهی مشکلات تنها راه ممکن اصلاحات است و سعی کردند با بازسازی نیروی اجتماعی خود، مجدد به قدرت برسند و در این راه تمام توجه آنها معطوف به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری بود و بر این نکته پافشاری میکردند که حضور گسترده مردم در انتخابات اوضاع را به نفع آنها تغییر خواهد داد. اما آنچه آن را کودتای انتخاباتی خواندند، شرایط را به گونهای دیگر رقم زد. به نظر جنابعالی با اوضاع پیش آمده، فرجام جنبش اصلاحات چه خواهد شد؟
آیا امکانی برای پیشبرد جنبش اصلاحات وجود دارد؟ اگر جواب منفی است چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
آیا فضا زین پس به سمت تشدید برخوردهای خشونتآمیز، زیرزمینی و یا به سمت انقلاب دیگر حرکت خواهد کرد؟
آمادگی ذهنی و عینی برای انقلاب دیگر فراهم نیست. آنچه در این روزها در جریان بوده است نیز یک انقلاب نبوده و نیست. این یک جنبش مدنی و اجتماعی بزرگ است، نه انقلاب که خواستهای مشخص حقوقی، مدنی و سیاسی دارد و درپی براندازی رژیم نبوده است. جنبشهای مدنی با خشونت پیش نمیروند، چرا که مردم عادی کوچه و خیابان در آن شرکت دارند، نه حرفهایهای سیاسی. این وجه بسیار مثبت تحول اخیر است. این بدان معنا نیست که عملیات پراکنده زیرزمینی و خشونت بار هم شکل نگیرد. ولی راه حل آن نیست و آن عمده نخواهد بود.
موقعیت اصلاحطلبان چگونه تثبیت خواهد شد؟ آیا فکر میکنید جبههیی ضد رژیم شکل خواهد گرفت، انفعال را برخواهند گزید؟ به تبعید اجباری تن خواهند داد؟ با حکومت معامله خواهند کرد؟ و یا موارد دیگر؟
اتخاذ راه آینده اصلاحات یک جانبه شکل نمیگیرد. حداقل سه بعد دارد. سیاست رژیم در اینکه چگونه با مخالفان برخورد کند، دوم، ادامهی شرکت مردم در جنبش مدنی، و سوم، نقش رهبران اصلاحطلب که مردم را تنها نگذارند و از پرداخت هزینه برای ادامه راه کم نیاورند. تا به حال، با توجه به پیوندی که میان نامزدهای انتخاباتی اصلاحطلبان و مردم پشتیبان آنها در زمان کمپین انتخابی و در دورهی مقاوت مدنی شکل گرفته است، میتوان گفت که موقعیت اصلاحطلبان به عنوان یک نیروی اپوزیسیون تثبیت شده است. دو طیف تلاش میکنند که شرایط بدست آمده از دست نرود. سردمداران رژیم هم اگر ازعقلانیت کافی برخوردار باشند، میفهمند که با ادامهی کودتا آیندهی تارکی در پیش خواهند داشت.
رفتارهای اجتماعی چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد؟ رابطهی مردم با اصلاحطلبان، حکومت، روحانیت و دیگر نیروهای مرجع چگونه بازتعریف خواهد شد؟
ادامه روند کنونی به عوامل مختلف وابسته است. رابطهی مردم هم با اصلاحطلبان بستگی به مقاومت آنها دارد. تا کنون هم کروبی و هم موسوی در کنار مردم بودهاند و مردم هم در کنار آنها خواهند ماند؛ اگر چه نتوانند بطور علنی و در تظاهرات میلیونی این رابطه را به نمایش بگذارند. رابطهی مردم با حکومت بیشتر سمت و سوی نافرمانی مدنی خواهد گرفت. این تکرار کودتای 28 مرداد نیست که رژیم بتواند جامعه را به انفعال کامل بکشاند. میدانید که روحانیت هم یکدست نیست. آن بخش از روحانیت که در جرم و جنایات رژیم شرکت نداشته است اندک اندک در خواهد یافت که این نظام نهاد روحانیت را بیش از پیش بیاعتبار خواهد کرد و از بین خواهد برد. ببینید چگونه خاطرهی کودتای 28 مرداد همچنان در وجدان جمعی جامعه باقی مانده است و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. این کودتا نیز میتواند به بدنامی تاریخی روحانیت و عجین کردن نام آنها با سرکوب و خشونت و میلیتاریسم تمام شود. پس ناچارند کاری کنند که بخشی از خساراتی که به مردم وارد کرده است جبران شود.





نظر خود را بنویسید