دیگر قاطبه‌ی مردم "ولایت مطلقه‌ی فقیه" را نمی‌خواهند | گفت‌وگو | صفحه اصلی

دیگر قاطبه‌ی مردم "ولایت مطلقه‌ی فقیه" را نمی‌خواهند

گفت‌وگویی با دکتر علی بنوعزیزی

Interview with Dr. Banuazizi about the Green Movement

۰۹ دی ۱۳۸۸ محمد تهوری
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
دیگر قاطبه‌ی مردم "ولایت مطلقه‌ی فقیه" را نمی‌خواهند

گذار: تاریخ سیاسی ایران در یکصد سال اخیر شاهد ظهور جنبش‌های مختلفی بوده است. همه‌ این جنبش‌ها اگرچه نقاط عطفی در تاریخ و فرهنگ سیاسی-اجتماعی ایران قلمداد شده‌اند ولی این نهضت‌های بعضا پرشکوه، نتوانسته‌اند به مطالبات آزادی‌خواهانه و دموکراسی‌خواهانه مردم ایران پاسخ دهند بطوریکه امروز این دو خواست و مطالبه‌ تاریخی، کماکان بعنوان اصلی‌ترین مطالبات جنبش سبز مطرح‌اند.

چگونگی دستیابی به این اهداف و استراتژی‌های مدنظر بدنه و رهبران جنبش سبز برای کسب موفقیت و رابطه‌ این جنبش با اصول و آرمان‌های اصلاح‌طلبی محور گفتگویی است با دکتر علی بنوعزیزی تحلیل‌گر مسایل سیاسی و استاد کالج بوستون. دکتر بنوعزیزی با برشمردن ویژگی‌ها و مزیت‌های جنبش سبز، بر این نکته تاکید دارد که اگر دوره‌ تکوین جنبش سبز به طور کامل طی نشود و گروه‌های سیاسی نتوانند خود را در عرصه‌ عمومی ارائه کنند، دستیابی به اهداف جنبش خوش‌بینانه خواهد بود. او بدنه جنبش را به صبوری برای پیروزی دعوت می‌کند و بر پرهیز از خشونت، به عنوان اصلی اساسی تاکید دارد.

- در مقایسه با جنبش‌های تاریخ معاصر ایران، از جمله جنبشی که به انقلاب اسلامی منتهی شد، ویژگی‌ها و وجوه تمایزبخش جنبش سبز را چه می‌دانید؟

به گمان من، چند ویژگی اساسی، جنبش سبز را از دیگر جنبش‌های سیاسی دهه‌های اخیر در ایران متمایز می‌کند:

۱- غیر ایدئولوژیک بودن جنبش سبز؛ برخلاف دیگر جنبش‌های سیاسی-اجتماعی ایران که غالبا مبتنی بر ایدئولوژی‌های متعارف قرن گذشته مانند: ضد استعماری، ناسیونالیستی، اسلام‌گرایانه و سوسیالیستی (چپ‌گرا) بوده‌اند، جنبش سبز با هیچ یک از این ایدئولوژی‌ها وابستگی مستقیمی ندارد.

۲- جوان بودن و پایگاه طبقاتی متوسط شهرنشین جنبش؛ ویژگی دیگر جنبش را باید جوان بودن بدنه‌ جنبش و وابستگی آن به قشرهای میانه‌ شهرنشین برشمرد. اگرچه این جنبش از آغاز تاکنون هیچ وقت منحصر و محدود به جوانان نبوده، اما بدون شک جوانان، بویژه دانشجویان در آن نقشی گسترده و کلیدی داشته‌اند. در این مورد توجه به دو نکته ضروری است: اول ، اینکه براساس آمار موجود، سه و نیم میلیون نفر از جمعیت ایران در حال حاضر در دانشگاهها و موسسات آمورش عالی مشغول به تحصیل هستند. یعنی از هر بیست نفر، یک نفر دانشجو است. دوم، اینکه تقریبا در تمام نهضت‌های سیاسی نیم قرن گذشته در ایران، از جمله نهضت ملی شدن صنعت نفت در زمان دکتر مصدق، جنبش‌های اعتراضی در دوران شاه و انقلاب ۱۳۵۷، همیشه دانشجویان نقشی پیشرو داشته‌اند. تنها مورد استثناء قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ است که در آن هم طلاب جوان، بویژه در قم، بدنه‌ اصلی جنبش را تشکیل می‌دادند.

۳- خودجوشی جنبش؛ ویژگی دیگر جنبش سبز ماهیت خود جوش بودن آن است، بدین معنی که از مرحله‌ آغازین این جنبش، یعنی بلافاصله پس از اعلام نتایج مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری، افراد و گروههای کوچک و بزرگ معترضین بدون سازماندهی از پیشاپیش و یا در تبعیت از رهبری مشخص به کوچه و خیابان ریختند و با شعارهایی مانند "رای من کو؟" جنبش را خلق کردند. در ماه‌های بعد نیز که مطالبات و اعتراضات جنبش گستاخانه‌تر و گسترده‌تر شد، هنوز هم شعارها وتاکتیک‌های مبارزه، توسط خود گروه‌های معترض در رابطه با شرایط و امکانات موجود تدوین می‌شد. به طور کلی، حداقل در مراحل اولیه جنبش، نقش رهبری بیشتر حمایت از معترضین و مطالبه‌ حقوق آنها از دستگاه حاکم بوده است. اینگونه "رهبری" در تاریخ مبارزات سیاسی ایران بی‌سابقه است. شک نیست که دسترسی و امکان استفاده از وسایل ارتباطاتی جدید، مانند تلفن، موبایل، فیس بوک، توییتر و غیره، در اشاعه‌ خواسته‌های معترضین، خبررسانی و گردهم آوردن آنان تاثیر به سزایی داشته‌اند.

۴-پرهیز از خشونت؛ خودداری معترضین از اقدامات خشونت‌آمیز- حتی در برخوردهای مداوم با واکنش‌های خشنونت‌آمیز نیروهای امنیتی- ویژگی دیگر این جنبش است. به نظر من اتخاذ این روش غیر خشونت‌آمیز یکی از مهمترین علل بقای جنبش تاکنون بوده است، چراکه در میدان رقابت و رویاوریی‌های خشونت‌آمیز، نیروهای سرکوبگر دستگاه حاکم به مراتب مجهزتر و تواناتر از معترضین هستند. افزون بر این، توسل به خشونت از سوی مخالفان به دولت این امکان را خواهد داد که اقدامات سرکوبگرانه خود را چه در داخل کشور و چه در برابر جامعه‌ بین‌المللی موجه جلوه دهد.

۵- چند صدایی؛ فراگیری و چند صدایی دیگر ویژگی جنبش سبز است. چه در داخل ایران و چه در بین دو-سه میلیون ایرانیان برون مرزی با تمایلات سیاسی متفاوت، چند صدایی وجود دارد و حداقل تاکنون تمایلات انحصارگرایانه در جنبش سبز نسبتا نادر بوده است.

۶- آزادی‌خواهی و دموکراسی‌خواهی؛ یکی از شاخص‌ترین خواسته‌های جنبش سبز آزادی و درستی انتخابات و رعایت حقوق انسانی و مدنی شهروندان است. بازتاب این خواسته‌های جنبش در سطح جهانی تاکنون بسیار مثبت و در مواردی آموزنده بوده است. به عنوان مثال گفته می‌شود که در برخی از کشورهای خاورمیانه مانند مصر این سوال مطرح شده که چرا مردم ما قادر به راه انداختن چنین جنبشی نبوده‌اند. این تاکید بر آزادی‌خواهی در نهضت مشروطه‌خواهی دهه‌ی اول قرن بیستم نیز کاملا مشهود بود.

- کدامیک از این ویژگی‌هایی که برشمردید را واقعا می‌توان مزیت واقعی جنبش بر دیگر جنبش‌های سیاسی و اجتماعی تاریخ یک صد سال اخیر ایران دانست؟

به نظر من ماهیت آزادی‌خواه و دموکراسی‌خواه جنبش سبز، شاید بارزترین مزیت این جنبش بوده است. به ویژه پس از فروپاشی نظام کمونیسم در روسیه ی شوروی و اروپای شرقی و پیروزی نهضت‌های دموکراتیک و ضد استبداد در چندین کشور امریکای لاتین، آسیا و افریقا. هیچ خواسته‌ی سیاسی، در دنیای امروز جاذبه و مقبولیت مردم‌سالاری و صیانت از موازین حقوق بشر را ندارد. در این مورد مایلم نقل قولی کوتاه از سخنرانی محمد خاتمی که چند روز پیش (۲۸ آذر ۱۳۸۸) درجمع اعضای هیات علمی دانشگاه‌های بوعلی سینا و علوم پزشکی همدان ایراد کرد،  داشته‌باشم. ایشان پس از تاکید بر لزوم ارزش‌های الهی و دینی در جامعه و سیاست، می‌افزاید: "چون وجدان بشری به دلیل تحولی که در آن ایجاد شده، دموکراسی را بعنوان مطلوب‌ترین و کم هزینه‌ترین شیوه برای اداره‌ جوامع پذیرفته است، طبعا مردم مسلمان نمی‌توانند خود را از این دستاورد بزرگ بشری جدا کنند."

- چه آموزه‌هایی از جنبش‌های پیشین می‌تواند راهگشای جنبش سبز باشد؟

شاید یکی از مهمترین آموزه‌هایی که ما می‌توانیم از تجربه‌های نهضت‌های سیاسی در ایران و جوامع دیگر کسب‌کنیم این باشد که هر جنبش سیاسی نیاز به دوره‌ تکوینی دارد؛ دوره‌ای که در طی آن دیدگاه‌ها و مواضع سیاسی مربوط به جنبش در عرصه‌ عمومی جامعه به بحث و نقد و چالش گذاشته شوند تا مردم بتوانند با آگاهی و واقع‌‌گرایی بیشتر در مورد اوضاع موجود و امکانات و راه حل‌های مسایل جامعه‌ خود، داوری و عمل کنند. در مورد جنبش سبز نیز باید اذعان کرد که هنوز هدف‌ها و راهبردهای آن به طور مشخص و مثبت مطرح نشده و هنوز نمی‌دانیم که تا چه حد رهبران جنبش با خواسته‌های معترضین توافق دارند و به چه ترتیب می‌خواهند نظام حاکم را وادار به قبول مطالبات و اهداف معترضین کنند.

اگر تاکنون یکی از مبانی موفقیت جنبش سبز ماهیت خودجوشی آن بوده است، در مراحل بعدی و در تکوین جنبش می‌بایست نهادینه کردن آن با اهدافی روشن‌تر و واقع گرایانه‌تر و به همت آنهایی که تاکنون مورد تایید قاطبه‌ای معترضین بوده اند، جنبش به موفقیت برسد.

- پاره‌ای از تحلیل‌گران، جنبش سبز را در تداوم جنبش اصلاحات و استوار بر آرمان‌های اصلاحات می‌دانند. فارغ از اینکه این تحلیل تا چه میزان به واقعیت نزدیک است، این پرسش به شکلی جدی مطرح است که مسیر حرکتی جنبش در جهت اصلاح امور و اصلاح گری است یا می‌تواند رویکردی انقلابی داشته باشد؟ شما این حرکت را به کدام سو می‌دانید؟

به گمان من گستره‌ سیاسی جنبش سبز به مراتب وسیع‌تر و رادیکال‌تر از جنبش اصلاحات دهه‌ گذشته است. اگر جنبش اصلاحات خواسته‌ها و برنامه‌های سیاسی خود را تنها در قالب قوانین و ساختارهای سیاسی موجود مطرح‌می کرد ، جنبش سبز بیشتر خواستار یک تحول بنیادین در نظام قانونی جمهوری اسلامی است. علاوه بر آزادی انتخابات و تاکید بر حقوق و آزادی‌های مدنی، به نظر می‌رسد که نظام "ولایت مطلقه فقیه" دیگر مورد حمایت قاطبه‌ مردم ایران نیست و البته بعید به نظر می‌رسد که بدون تجدید نظر و بدون اصلاح این بخش از قانون اساسی، دیگر جنبش اصلاحات بتواند برای بخش عظیمی از جامعه مقبول باشد.

- به نظر شما چه پارامترهایی در تغییر مسیر جنبش موثر خواهد بود؟ در واقع سوالم این است که چه عواملی جنبش را به سمت حرکت‌های رادیکالی و چه عواملی می‌تواند تعادل و تعامل بیشتری به جنبش ببخشد؟

به طور قطع سیر تحولات آینده‌ جنبش سبز در ماه‌های آینده وابستگی کامل به واکنش‌ها و نحوی برخورد حکومت با آن دارد. ادامه‌ سیاست خشونت و سرکوبگرانه، در دراز مدت حاصلی جز رادیکالیزه شدن جنبش و احتمالا یک تحول انقلابی و یا ایجاد یک دیکتاتوری نظامی با گرایش‌های فاشیستی نخواهد داشت.

 

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

Mohammad Tahavori

محمد تهوری

محمد تهوری، روزنامه نگار ایرانی ساکن بوستون است که به عنوان روزنامه نگار مستقل با شماری از نشریات آن‌لاین همکاری می‌کند. وی فعالیت روزنامه نگاری را از سال 1998 در روزنامه‌ی «ایران» آغاز کرد و تا سال 2005 به صورت تمام وقت با این روزنامه همکاری داشته است. در این مقطع تهوری، با عناوین خبرنگار پارلمانی، معاون دبیر سرویس سیاسی، دبیر سرویس اجتماعی، مشاور مدیرعامل و مدیر ارتباطات و برنامه‌ریزی موسسه‌ی فرهنگی مطبوعاتی ایران با این موسسه همکاری داشته است. مقالات و گزارش‌های تحلیلی وی در نشریاتی چون «واشنگتن پریزم»، «روز»، «رادیو زمانه»، «دهکده»، «ادوار نیوز»، و روزنامه‌ی «ایران» به... ادامه...