در ماهی که گذشت: دی ۱۳۸۵ | حقوق بشر | صفحه اصلی

در ماهی که گذشت: دی ۱۳۸۵

Monthly Report: January 2007

۱۱ دی ۱۳۸۵ گذار
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
 نخستین موضوعات مهم در چند هفته‌ی گذشته در ایران، تشدید کنترل دولتی و سرکوب آزادی بیان و نشر بود، و آخرین‌ها، انتخابات مجلس خبرگان و شوراهای شهر. در ماهی که گذشت، اهل کتاب در ایران اعلام کردند "یک سال گذشته سخت‌ترین سال‌ها برای کتاب در کشور بوده، و برخی از «مرگ کتاب» سخن گفتند و این که "بعدها در تاريخ از آن به عنوان فاجعه‌ی سال‌ ياد خواهند كرد." به نقل از گزارشی به قلم شهرام رفیع زاده (روز- 23 نوامبر 2006) "محمد حسین صفار هرندی، وزیر فعلی ارشاد اسلامی در سخنانی به طور علنی از نویسندگان خواست خودشان سانسور کتاب‌هایشان را بر عهده بگیرند". وی هم چنین به طور رسمی از ترجمه‌ی آثار فلسفی و ادبی سایر کشورها در ایران انتقاد کرد و گفت "نباید هر چه از آن سو وارد شد، به دست ترجمه سپرده شود."
 
در ادامه‌ی اجرای سیاست کنترل هرچه بیشتر رسانه‌ها توسط دولت احمدی نژاد، ریيس خبرگزاری کار ايران، ايلنا، از افزايش فشارهای سياسی بر اين خبرگزاری خبر داد و گفت که کوچکترين جزیيات مربوط به فعاليت ايلنا کنترل می شود. مسعود حيدری که رياست يکی از آخرين تريبون‌های نزديک به طيف اصلاح‌طلبان را بر عهده دارد، از بيست مورد شکايت وزارت کار جمهوری اسلامی عليه گزارش‌های خبرگزاری کار خبر داده و آن را موضوعی «بی سابقه» ناميده است. آقای حيدری روز شنبه چهارم آذر ماه (25 نوامبر) به خبرنگاران گفت که تلاش آشکاری صورت می گيرد تا جلوی کارکرد خبرگزاری کار گرفته شود و حتی خبرنگاران ايلنا از حضور در دفتر رياست جمهوری منع شده‌اند. اين در حالی است که پيشتر محمدحسين صفار هرندی، وزير فرهنگ و ارشاد ايران، در نشستی خبری کمبود آزادی بيان در جمهوری اسلامی را رد کرده و گفته بود که رسانه ها آزادند از رئيس جمهور هرچه می خواهند انتقاد کنند. اما ریيس خبرگزاری کار ايران با اشاره به منع خبرنگاران ايلنا از حضور در دفتر رياست جمهوری، اين اقدام را متناقض با صحبت‌های مکرر محمود احمدی نژاد مبنی بر آزادی رسانه‌ها در انتقاد از دولت دانسته است. خبرگزاری کار ايران يکی از آخرين منابع خبری نزديک به اصلاح‌طلبان به شمار می‌رود که پس از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد بعضا مواضع منتقدانه گرفته و در برخی موارد اخباری را - به ويژه در حوزه‌ی فعاليت‌های صنفی، کارگری و دانشجويی - پوشش داده بود که ديگر خبرگزاری‌های ايران توجه‌ چندانی به آن نشان نداده بودند. 
 
هشتم آذر ماه، رسانه‌های داخلی ایران متن «آيين‌نامه‌ی ساماندهي فعاليت پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني (سايت‌هاي) اينترنتي ايراني» را منتشر کردند که  سه روز پیش‌تر، در تاریخ پنجم آذر از سوی هیات دولت  برای اجرا ابلاغ شده بود. بر اساس این آیین نامه فعالیت تمامی سایت‌های اینترنتی تحت کنترل و نظارت دولتی قرار خواهد گرفت و تمامی صاحبان پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني (سايت‌هاي) موظف به اخذ مجوز فعالیت از سوی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی و ثبت سایت خود می‌شوند. در بند ث ماده‌ی 7 این آیین نامه آمده است: « هرگونه اقدام عليه قانون اساسي و يا تفرقه افکني و خدشه در وحدت و وفاق ملي و استقلال و تماميت ارضي و يا القای بدبيني و ناامیدي در مردم نسبت به مشروعيت و کار آمدي نظام.» غیر مجاز است. به گفته‌ی صاحبان برخی از سایت‌ها این آیین نامه خود تخلفی آشکار از قانون و نقض قانون اساسی ایران از سوی دولت به شمار می‌آید. گزارشگران بدون مرز نیز در 30 نوامبر با انتشار بیانیه‌ای با اعتراض به این امر، این آیین نامه را دست آویزی دیگر برای اعمال سانسور اینترنتی در ایران دانست.   

در این ماه همچنین موضوع بازداشت مجدد منصور اسانلو- رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه- همچنان از سوی مجامع حقوق بشری و کارگری دنبال شد و در این میان اتحاديه‌ی اروپا نیز روز چهارشنبه سیزدهم دسامبر(23 آذر) دستگیری وی رامحکوم کرد. اتحاديه‌ی اروپا در بیانیه‌ی خود از ايران خواست که بهحق آزادی بيان و حق ايجاد تشکل‌های آزاد کارگری احترام بگذارد. رياست اتحاديه‌ی اروپا گفته است که بازداشت  اسانلو «هيچ توجيه معتبر وقانونی ندارد».  اسانلو چندی پيش به همراه چند تن از همکارانش مورد حمله و ضرب و شتم «لباس شخصی‌ها» قرار گرفت و بازداشت شد. وکيل آقای اسانلو گفته است که موکلش در سلول انفرادی زندان اوين بسر می‌برد. منصور اسانلو نخستين بار در دی ماه سال گذشته (ژانویه 2006) در پی اعتراض‌های صنفیبازداشت و زندانی شده بود. کورش سنجری، از فعالان جبهه‌ی ملی ایران، زندانی مشهور دیگری بود که در این ماه نسبت به بازداشت و حبس وی اعتراضات زیادی صورت گرفت. 
 
چند روز پس از 16 آذر (روز دانشجو در ایران) و تظاهرات و اعتراض‌های گسترده‌ی دانشجویی در دانشگاه‌های ایران، در 21 آذر ماه، دانشگاه امیرکبیر تهران (پلی تکنیک) در اولین حضور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور جمهوری اسلامی در بین دانشجویان، دانشجویان معترض به انتقاد از سیاست‌های دولت وی پرداختند. دانشجویان با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «احمدی نژاد عامل فقر و تبعیض»، «آزادی حق مسلم ماست» و آتش زدن تصویر وی، نسبت به حضور او در دانشگاه و اعمال محدویت سیاسی دولت وی بر دانشجویان و استادان دانشگاه‌ها اعتراض کردند. دانشجویان این دانشگاه یک روز پیش از این نیز نسبت به حضور وی در میان دانشجویان هشدار داده بودند. احمدی نژاد به پرسش‌های دانشجویان معترض پاسخ نداد و تنها آنها را اقلیتی دانست که از آمریکا برای چنین کارهایی پول گرفته‌اند. دانشجویان نیز بارها مانع ادامه سخنرانی وی شدند. فردای روز سخنرانی (22 آذر) وی در یادداشتی در وبلاگ شخصی‌اش در باره‌‌ی وقایع دانشگاه امیرکبیر نوشت: «وقتی جمعی کوچک در دانشگاه اميرکبير به رييس جمهور توهين کردند و نمی ترسيدند، احساس مسرت بخشی به من دست داد». دانشجویان نیز در پاسخ به او نوشتند « حضور شما در پلی ­تکنيک روزی خاطره ­انگيز برای جامعه‌ی پلی­تکنيک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد. جناب آقای دکتراين فرياد، فرياد نسل فرهيخته­ی اين جامعه بود... بايد درک می­کرديد کهآمدن به پلی­تکنيک با سفرهای استانی فرق دارد... اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکرنمی­کردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق می‌توانند دانشگاه راساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود... نمی­شود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسهضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آينده­اش را نابود کنيد و دانشجو برايتانسوت و کف بزند... وقتی دانشجو را منافق می‌خوانند، وقتی انجمنش را تخريب می­کنند، شوراهايش را محدود می­کنند،نشرياتش را توقيف می­کنند، دانشجو نمی­تواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد. دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخی­ها تحت هر شرايطی سنگ شما را بهسينه بزند. البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را بهفرياد کشيدن دعوت و توصيه می­کنيد نبايد جز اين انتظار داشت.»
 
22 آذر ابراهیم یزدی، دبيرکل نهضت آزادی ايران نیز در گفت‌و گو با خبرگزاری کار ايران گفت: " آنچه در دانشگاه اميرکبير اتفاق افتاد،نتيجه‌‌ی مجموعه رويدادهايی است که طی يک سال گذشته در اين دانشگاه و سايردانشگاه‌‏های کشور رخ داده است.  متاسفانه دريک سال گذشته استقلال دانشگاه‌‏ها از بين رفته است و کسانی به عنوان رييسبر دانشگاه‌‏ها تحميل شده‌‏اند که تجربه و سابقه دانشگاهی نداشته‌‏اند واستادان دگرانديش که به دليل تجربه و دانش، اعتباری بين دانشجويانداشته‌‏اند، از کار برکنار شده‌‏اند و بيش از هر زمانی به فعاليت‌‏هایدانشجويی فشار وارد شده است. " به گفته‌ی ابراهیم یزدی،  می‌‏توان ليست قابل توجهی از انجمن‌‏های منحلشده‌‏، نشريات دانشجويی تعطيل شده‌‏، و  دانشجويانی که از ادامه‌ی تحصيل محروم شده‌‏اند، تحتپيگرد قانونی قرار گرفته‌‏اند و به زندان افتاده‌‏اند ارايه کرد؛ اما هيچ مقامیخود را پاسخگوی دانشجويان نمی‌‏داند.. یزدی با بيان اين که تاکنون هيچ مقامی به طور رسمی اعلام نکرده است که علت اخراج برخی ازدانشجويان چه بوده است،گفت: " محروميت از تحصيل يک مجازات است، طبق قانون اساسی هيچ شهروندی رانمی‌‏توان بدون تشکيل دادگاه قانونی به مجازاتی محکوم کرد، با توجه بهمشکلاتی که دانشجويان برای ورود به دانشگاه‌‏ها دارند و هزينه‌‏های مالیکه بايد بپردازند، معلوم نيست با چه مجوز قانونی از تحصيل محروم شده‌‏اند."
 
تهران در روزهای 11 و 12 دسامبر شاهد برگزاری کنفرانسی جنجالی در مورد هولوکاست از سوی وزارت امور خارجه‌ی ایران بود. در این کنفرانس که با حضور چهر‌ه‌های افراطی گروه‌های نژاد پرست برگزار شد، محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، دوباره گفت که "روزهای اسرائيل به شماره افتاده است" و ادامه داد :  "همان طور كه شوروی در جهان محو شد، به زودی رژيم صهيونيستی نيز محو خواهد شد و بشر نيز آزادی خواهد يافت." برگزاری اين کنفرانس دو روزه تحت عنوان "هولوکاست، چشم انداز جهانی" با انتقادات زيادی، به خصوص از سوی  مجامع يهودي داخل و خارج ایران و کشورهای دیگر، مواجه شده است. آنگلامرکل، صدر‌اعظم آلمان، اين همايش را محکوم کرد و تونی بلر نخست وزيربريتانيا آن را رويدادی "تکان دهنده و غیرقابل تصور" توصيف کرد. ديويددوک، نماينده‌ی سابق ايالت لوئيزيانا در کنگره‌ی آمريکا و رهبر گروه نژادپرستکوکلاس کلان، خاخام موشه فريدمن از اتريش و روبرت فوريسون، مورخ ازدانشگاه سوربن فرانسه از جمله شرکت کنندگان در کنفرانس بودند. در حالی که دولت جمهوری اسلامی در ماه های اخير به خاطر توقيف چندروزنامه، محدویت بر روی سایت‌های اینترنتی، زندانی کردن دانشجویان و فعالین سیاسی  به دلیل حضور در تظاهرات ضد دولتی و يا ساير فعاليت های فکری وسياسی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است، محمود احمدی نژاد گفت: "ايران خانه‌ی همه آزادانديشان جهان است و همه می‌توانند در برادری و صلح و آرامش، نظرات خود را اينجا مطرح كنند."   در همین حال، اتحاديه اروپا نیز در روز سه شنبه ۱۲ دسامبر، با صدور بيانيه‌ای برگزاری کنفرانس هولوکاست در تهران را محکوم کرد. اين اتحاديه همچنين از ايران خواست تا در راستای گسترش گفت‌و گو ميان تمدن‌ها و فرهنگ های گوناگون تلاش کند و در راه از ميانبرداشتن هرگونه تبعيض، نقض حقوق بشر، ضديت با يهوديان و بيگانه‌ستيزی گام بردارد.
 
روز جمعه 15 دسامبر، انتخابات مجلس خبرگان، شوراهای شهر تهران و انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی در ایران در میان نگرانی‌‌های گروه‌های سیاسی داخل ایران  نسبت به تخلف‌های انتخاباتی برگزار شد. در اقدامی پرسش‌برانگیز در این دوره‌ی انتخابات، حفاظتاز صندوق‌های رای که همواره برعهده‌ی پليس ايران قرار داشت، به نيروهای بسيج سپرده شد. این امر موجب اعتراض گروهی از نمایندگان مجلس شد و "قدرت الله عليخانی" عضوفراکسيون اقليت مجلس ضمن انتقاد شدید نسبت به این تصمیم، باتوجه به موضع سياسی بسيج، از اين موضوع ابراز نگرانی کرد. قدرتالله عليخانی که عضو کميسيون امنيت ملی مجلس نيز هست، افزود کهبه نظر او و هم‌فکرانش اين اقدام کاملا سياسی و با هماهنگی‌های سياسی و جناحی صورت گرفتهاست.  بیشتر گروه‌های سیاسی مخالف در داخل ایران، عدم مشارکت خود در انتخابات مجلس خبرگان را به دلیل غیر رقابتی و غیر آزاد بودن اعلام داشتند. هرچند، حضور و رقابت در انتخابات شوراهای شهر را علیرغم وجود مشکلات فراوان و محدویت‌های رسانه‌ای تا حدودی پذیرفتند و در این میان گروه موسوم به اصلاح‌طلبان با فهرستی از کاندیداهای خود در شهرهای مختلف و بخصوص تهران وارد صحنه‌ی این انتخابات شدند. اصلاح طلبان بویژه از شهروندان پايتختخواسته‌اند که برای جلوگيری از آنچه افتادن شهر بزرگ تهران به دست " اقليت "عنوان می‌کنند، به کانديداهای اصلاح طلب رای بدهند. «اصولگرايان»، نام گروه‌های محافظه‌کار و بخشی از طرفداران احمدی‌نژاد است که در این دوره چند دسته شدند و با سه فهرست انتخاباتی در سومين دوره انتخابات شورای شهر کردند. سومين دوره‌ی شورای شهر تهران در اوایل ماه می ۲۰۰۷ (خرداد ماه سال ۱۳۸۶) با حضور 12 عضو گشايش می‌يابد.  بنا به گزارش‌هایی که تا اوایل این هفته از طرف وزارت کشور ایران منتشر شدند، هاشمی رفسنجانی بیشترین آرا را در انتخابات مجلس خبرگان در تهران کسب کرده است و آیت‌الله‌های تندروی چون مشکینی، یزدی، جنتی و مصباح پس از او قرار گرفته‌اند. بنا به همین آمار، میزان مشارکت مردم تهران در انتخابات کمتر از شهرستان‌ها بوده است، و تنها حدود 47% از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کرده‌اند. اگرچه انتخابات مجلس خبرگان (که وظیفه‌ی تعیین رهبری و نظارت بر وی را به عهده دارد) می‌تواند در سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی تاثیر مهمی داشته باشد، اما مردم تا کنون نسبت به انتخابات در مورد شوراهای شهر و مجلس علاقه و مشارکت بیشتری نشان داده‌اند.  اعضای مجلس خبرگان باید روحانی و مسلط به اصول و مبانی فقهی باشند.
 
در زمانی که خوانندگان «گذار» این گزارش را می‌خوانند، نتایج انتخابات مجلس خبرگان و شوراهای شهر روشن شده و بازیگران صحنه‌ی سیاست ایران یک گام دیگر به جانب آینده برداشته‌اند. با انجام انتخابات خبرگان، دور دیگری از مبارزه‌ی جناح‌های مختلف برای کسب قدرت سیاسی در بالاترین سطوح (رهبری) آغاز خواهد شد. انتخابات شوراهای شهر نیز چندان کم اهمیت‌تر از انتخابات مجلس خبرگان نیست. فراموش نکنیم که «احمدی‌نژاد» و تیم اصلی دولت او از شهرداری و شورای شهر تهران به کاخ ریاست جمهوری راه یافتند.  

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story