سرکوب
Oppression
- استفاده از قدرت برای منع آزادی و اظهار نظر و جلوگیری از تکامل فرد و یا مردم [فرهنگ آمریکن هریتیج]. گرچه سرکوب یک مفهوم سیاسی است که به رفتار حکومت اطلاق می شود، در برخی موارد رفتارهای شخصی را هم در بر می گیرد. برای مثال، فمینیستها مدعی هستند که مردان هم در زندگی روزمره و هم در زندگی عمومی به زنان ستم می کنند [دایره المعارف اخلاقیات]. سرکوب هم می تواند ذهنی باشد و هم عینی. سرکوب ذهنی زمانی رخ می دهد که فرد صرفنظر از نحوه رفتار با او، احساس کند که رفتار ستمگرایانه ای با وی شده است. سرکوب هنگامی عینی است که صرفنظر از احساس فرد سرکوب شده، اقدامی به نا حق علیه وی صورت گرفته باشد [دایره المعارف اخلاقیات]. سرکوبگران اغلب سرکوب خود را با مقصر جلوه دادن قربانیان توجیه می کنند. این توجیه ممکن است از نظر تجربی و یا از نظر اخلاقی بی پایه باشد. اقدام خصمانه یک گروه علیه گروه دیگر معمولا با یک اقدام خصمانه پیشین شروع می شود. گرچه توجیه سرکوبگری در چنین مواردی تا حدی قابل توجیه می تواند باشد، اما سرکوبگران اغلب برای تایید کردار نادرستشان دروغ و یا اغراق می گویند. به همین دلیل چنین توجیهاتی باید به دقت بررسی شود. اگر قربانیان مقصر هستند در این صورت اصطلاح "سرکوبگری" تنها در صورتی که اقدامات خصمانه تناسبی با قصور آنها نداشته باشد، باید بکار رود [دایره المعارف اخلاقیات]. سرکوب همواره ابزار استاندارد حکومتها در ایران بوده است. شاه،همچون جمهوری اسلامی در عصر کنونی، به طور مرتب مخالفانش را سرکوب می کرد. سرکوب در ایران اشکال گوناگونی به خود می گیرد. رسانه ها بسته می شوند، دگراندیشانی که رژیم دوست ندارد زندانی می شوند و اشخاصی که به اصطلاح بدلباس هستند در خیابان مورد آزار قرار می گیرند. این رفتار سرکوبگرایانه توسط دولت خود به خود تشدید می شود. هر چه دولت کسانی را که مخالف می پندارد بیشتر سرکوب کند، فضای حاکم خفقان آورتر می شود. در نتیجه شهروندان هر نوعت رفتار مشروع و قانونی را زیر سوال می برند و از برداشتن گام هایی که اقدامات منفی حکومت را در پی دارد خودداری می کنند.
چاپ و نشر در ایران؛ دو روی واقعيت
۲۰۵۰۶ بازدید

