فرمانبرداری، اطاعت

Obedience
  • عمل به فرمان [فرهنگ انگلیسی آکسفورد]. فرمانبرداری به معنای سر بر آستان حاکمیت و یا اقتدار دیگری گذاردن است که اغلب در شکل تمکین از فرمان و یا قانون است [فرهنگ انگلیسی آکسفورد]. فرمانبرداری از یک قانون نه فقط برای حفظ جامعه سیاسی بلکه برای استقرار نظم، امنیت و کامیابی زندگی اجتماعی نیز ضروری انگاشته می شود. به همین دلیل تئوری های اخلاقی، سیاسی و حقوقی زیربناهای اخلاقی فرمانبرداری را تشریح می کنند. اهمیت اخلاقی فرمانبرداری اغلب بعنوان وظیفه و تعهد اخلاقی مطرح می شود، نه یک فضیلت شخصی. تئوریهای وظایف سیاسی معمولا مشتمل فرمانبرداری از قانون را مهمترین وظیفه اخلاقی یک شهروند در حمایت از نهادهای سیاسی می دانند [دایره المعارف اخلاقیات]. طرفداران مکاتب اشتراکی معتقدند هویت فرد بعنوان عضو یک اجتماع خاص به معنای این است که اوموظف به فرمانبرداری است. اما فردگرایان می گویند وظیفه فرمانبرداری بستگی به جزئیات روابط بین دولت (ساخته جامعه) و مردم (موجودات بالقوه مستقل) دارد. [دایره المعارف اخلاقیات].