A Forum on Human Rights and Democracy in Iran - Gozaar: روسیه؛ دو روی سکه روسیه؛ دو روی سکه ================================================================================ Mazaherir در ۱۱/۰۶/۱۳۸۹ ۱۴:۵۳:۰۰ پس از آنکه روسیه در قطعنامه امریکا علیه ایران رای داد بسیاری از کارشناسان با وجود روابط اقتصادی و سیاسی بین دو کشور از شروع فصل جدیدی در مناسبات ایران و روسیه خبر دادند. این اقدام روسیه به اعتقاد بسیاری در کنار همراهی این کشور با امریکا به منزوی شدن ایران نیز سرعت بیشتری می بخشد و به این ترتیب بسیاری از آن به نام تبانی خطرناک امریکا و روسیه یاد کردند. جلال ایجادی ،استاد دانشگاه در رشته جامعه شناسی اقتصاد نیز دورنمای روابط اقتصادی ایران و روسیه را بسیار مبهم توصیف میکند.این عضو حزب سبزهای فرانسه در عین حال ضمن بررسی تاریخ روابط دو کشور از ۵۰۰سال گذشته تا کنون معتقد است که این رابطه در حال حاضر نیز یکطرفه نشده و روسیه همچنان به ارتباط با ایران اگرچه تنها دربخش بازرگانی و اقتصاد نیاز دارد چراکه طی سالهای گذشته ایران همواره بازاری بسیار مناسب برای برخی مراودات تجاری روسیه از جمله اسحه بوده است. ******** امروز بعد از فروپاشی شوروی مناسبات اقتصاد سیاسی روسیه با ایران بر چه مبنایی و چگونه است. به خوبی میدانیم روسیه یک حامی بسیارمهم برای ایران بوده،نمونه بسیار بارزآن را میتوان در روابط ایران و روسیه در زمینه فروش اسلحه و یا موشک به ایران دید. این ارتباط بر میگردد به دوران بعد از انقلاب و دوران چهارم روابط ایران و روسیه(دوران اول در دوران صفویه، دوران دوم از ۱۹۱۷تا بعد از جنگ جهانی دوم و دوران سوم از پایان جنگ جهانی دوم تا پیروزی انقلاب ایران شکل گرفت) . این همان دورانی است که شعار خمینی بر مبنای نه غربی و نه شرقی شکل گرفت. شاه مریض بود و موج های مبارزاتی بلند شده بود. اما این شعار خمینی برای روسها به این معنی نبود که ایران مخالف ارتباط با آنها است.آنها این را در نظر می‌گیرند که خمینی مخالف امپریالیست است و ضد امریکا است و می توان با او و حکومتش کنار آمد. در واقع در این زمان از یک طرف در دورانی وارد می شویم که این سوال مطرح است که آ یا روسیه به ایران نیاز دارد و در مقابل آیا ایران به ادامه رابطه با روسیه نیاز مند است؟روسیه به ایران نیاز دارد؛ زیرا از لحاظ اقتصادی به عنوان مثال در فروش اسلحه با توجه به اینکه روسیه اصلی ترین تامین کننده اسلحه ایران است بازار ایران برای روسها بسیار اهمیت دارد. از طرف دیگر روسیه از ادامه رابطه خود با ایران رویای رسیدن به آبهای گرم جنوب را نیز در ته ذهن نگه داشته است. در بخش بعد درست است که رابطه با ایران نوعی مقابله با امریکا و غرب برای روسها استواین رابطه هر چند در ظاهر همچنان باید وجود د اشته باشد. در واقع آنچه برای دو کشور اهمیت دارد ،نشان دهنده این است که حرکت دوکشور هممتمایل به همکاری متقابل است ولی بعضی تناقض ها هم آنها را از هم دور میکند. نزدیکی آنها از جهت مشکلاتی است که در ارتباط هر دو با امریکا وجود دارد و دوری ها به این دلیل که سیاستهای متفاوت جناحهای موجود در ایران و منافع متفاوت آنها به گونه ای است که نمی دانند با روسها همراه باشند یا خیر. مسئله ای که وجود دارد این است که شما یک ترم واحد استفاده میکنید تحت عنوان دوران جمهوری اسلامی اما به نظر من بهتر است در همین دوران نیز تفاوت هایی قایل شویم؟ شوروی بعد از انقلاب ایران از حکومت استالینیستی عبور کرده و رفرم از بالا را طی میکند. در همین دوران در ایران هم با حکومتی مواجه هستیم که با وجود شعار نه شرقی و نه غربی گرایشی گروهی همچنان با مخالفت با این شعار به ادامه همراهی با روسیه معتقدند و در مقابل هم در بین گروهی از انقلابیون زمانی که سفارت امریکا اشغال می‌شود این اعتقاد وجود دارد که باید سفارت شورروی را هم بگیریم . همچنین در همین دوران است که خمینی در نامه‌ای به گورباچف پیش بینی میکند که حکومت وقت شوروی به زودی به زودی از هم خواهد پاشید . با این وجود اما روابط همچنان ادامه پیدا میکند؟ در ارتباط با آنچه در داخل میگذرد تمایلاتی به سمت غرب گرایی و شکست کمونیزم مطرح است که این نوع انفجار درونی را به وجود می آورد و به ناگزیر زیر فشارهای بین المللی و داخلی تحولات فکر سیاسی این سیستم به سمت نابودی حرکت میکند. در در شوروی نیز دوران گوباچوف از اقتصاد بروکراتیک دولتی متمرکز به سمت مدل بروکراکتیک اما همراه با لیبرازیاسیون و ایجاد مافیای جدید در حرکت است.در همین دوران در حوزه بین المللی نیز روابط جدیدی با پایان دوران جنگ سرد آغاز می‌شود اما سوال این است که این کشور پیش از فروپاشی اردوگاه سوسیالیزم در درون خود چگونه روابط خود را باایرانی تنظیم میکند که در دورن گروهی از انقلابیون کاملا مخالف آن سیستم هستند و از سوی دیگر رهبر کشور خطاب به آنها از فروپاشی حکومتشان خبر می دهد.رابطه اقتصادی درآن مقطع چگونه بود؟ ما در مناسبات دیپلماسی جهان یا با رمانتیسم انقلابی و سیاسی مواجه هستیم که البته میتواند جنبه منفی نداشته باشد یا اینکه سیاستی بر اساس واقع گرایی برمبنای منافع سیاسی کشورها مطرح است. این که خمینی نامه بنویسد و بگوید که شما به خطا رفته ای مسلما از سوی رهبران وقت شوروی از جمله گورباچف شنیده شده و حتما لبخند هم زده اما آنچه در این بین اهمیت دارد ، این است که روسیه چگونه می‌خواهد و می‌تواند رابطه خود را با ایران بر اساس منافع خود ادامه دهد. بنابراین علی رغم وجود همه این اختلاف نظرهایی که مطرح می شود باید دید آیا بستر مناسبات اقتصادی و سیاسی ادامه پیدا میکند و یا اینکه بیان این مطالب بازتاب اختلافات و گسست دو کشور بوده که می دانیم اینگونه نبوده است. در واقع سپاه پاسداران که بعد از انقلاب تشکیل شد به وسیله سلاح هایی که روسیه تامین کننده آن بود مجهز شد و این خود نشان دهنده ادامه روابط دو کشور بود. در واقع آمار بیانگر این است که روابط اقتصادی محکم تر هم شد.ارتباطات با ایران به شکلی تنظیم شده بود که در خیلی از پروژه های بزرگ وارد شد ولی بسیاری از آنها را نیمه کاره باقی گذاشت مثلا در مورد فروش موشک های اس ۳۰۰، روسیه هیچگاه به وعده خود در برابر ایران عمل نکرد.در واقع در طول این سالها این ایران بود که از لحاظ سیاسی و اقتصادی به روسیه وابسته شد؟ برای پاسخ بهتر است از اینجا آغاز کنیم که آیا روسها به غرب احتیاج دارند؟ بله ،زیرا به بخشی از سرمایه گذاریهایی که توسط غرب صورت میگیرد ، نیاز دارند . به این ترتیب با وجود مجموعه اختلافاتی که با آنها دارند نمی توانند واقعیات دنیای غرب را نادیده بگیرند. در کنار این موارد ، دوجناح غرب و روسیه در روابط متقابل خود مسئله ای به نام ایران دارند. روسیه روابط اقتصادی خود را ادامه داده اما در بخش هایی همچون نیروگاه اتمی بوشهر کار را تمام نمی‌کند . به چند دلیل: اول اینکه حتی خود روسیه از دستیابی ایران به سلاح اتمی نگران است و دیگر اینکه می خواهد ایران را وابسته به خود نگه دارد. در واقع در حال حاضر تناقضاتی که در روابط روسیه با غرب وجود دارد سبب شده تا ایران هم تا حد کمی از این فضا استفاده کند اگرچه روابط ایران و روسیه بعد از رای مثبت این کشور به قطعنامه امریکا علیه ایران دارای کشمکش و تناقضات جدی شده است. اما با این وجود بازهم ایران به روسیه و چین برای مقابله با سازمان ملل و آژانس بین المللی انرژی نیاز دارد. چگونه روسیه پیش و پس از فروپاشی کمونیسم را در عرصه دیپلماسی اقتصادی با ایران یکسان ارزیابی می کنید؟ در این باره کافی است اعداد و امار و روند مراودات اقتصادی دو کشور را ببینیم .تمامی این موارد روند رو به رشد را نشان می دهند .طبعا تفاوت هایی در این دو دوره در شکل روابط وجود دارد ولی این تفاوت ها در بحث های اقتصادی نیست امروز به لحاظ ایزوله شدن ایران در روابط تجارت جهانی ، روابط بازرگانی دو کشور افزایش پیدا کرده ولی در زمان کمونیزم در شوروی این مناسبات شکل دیگری داشت کما اینکه مانعی هم در روابط سیاسی و تجاری بین دو کشور به اندازه کنونی وجود نداشت. مخالفتهای غرب و حساسیتهای شاه نسبت به قدرت شوروی موانع ان زمان بود ولی خود شوروی مایل به افزایش مناسبات با ایران بود. در حال حاضر در دوران جمهوری اسلامی با این فاکتور مواجه هستیم که ایران در شرایط تحریم یار اقتصادی دیگری به غیر از روسیه و چین ندارد و باید این مناسبات را در برابر غرب تقویت کند. به تقویت رابطه بین دوکشور به دلیل موانع ایران در ارتباط با غرب اشاره کردید. ایا در زمینه دیپلماسی اقتصادی دو کشور میتوان تغییری در رابطه دو کشور در زمان پوتین و مدودوف دید؟ میتوانیم بگوییم که اختلاف و تمایزی خیلی پررنگ نیست .پوتین در روابطش خیلی بروکراتیک تر عمل میکرد اما به طور کلی در این مناسبات ممکن است زیگزاگ های کوچکی باشد ولی در بطن یکی است. یعنی معتقدید که سیاست مدودوف در واقع ادامه همان سیاستهای پوتین در قبال ایران و غرب است؟ این تحلیل غرب است و معتقد است سیاستهای عمیق روسیه همچنان بر اساس سیاستهایی است که پوتین از پایه گذارآن بوده اما در عین حال هم غربی ها معتقد هستند که مدودوف خیلی بهتر میتواند مراوده داشته باشد. بنابراین از یک طرف نگاهی مثبت تر نسبت به مدودوف دارند واز طرف دیگر مناسبات اخیر روسیه و اوباما و گرایشی که نسبت به ایران دارد و در جریان قطعنامه امریکا علیه ایران ان را نشان داد کمی شبهه بر انگیز است. در مناسبات اقتصادی روسیه با غرب میتوان به عوامل نوظهوری اشاره کرد که از جمله آنها مساله گاز است.در گذشته روسها در مساله گاز رسانی و صادرات گاز به اروپا تنها بودند اما امروز ایران را به عنوان یک رقیب در نظر دارند اگرچه الان شکل بالفعل دارد ولی می تواند به صورت بالقوه درآید آیا این اتفاق میتواند موجب تناقض بیشتر در اقتصاد دیپلماسی دو کشور باشد؟ این تحلیل را از خاطر خود دور نکنیم ، اینکه علی رغم اینکه ایران تلاش میکند رابطه و مراوداتی با غرب داشته باشد ولی تحریم ها نمیتواند اجرای این هدف را عملی کند . درست است که ایران هم گاز دارد ولی در حال حاضر ایران برای فروش گاز و گسترش روابط با غرب بسیار مشکل دارد و محدود است . اگرچه روابط اقتصادی علی رغم اینکه قطعنامه ها وجود داشته ادامه یافته اما مجموعه این محدودیتها سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است که به انزوای اقتصادی ایران نیز میتواند منجر شود. پس با این حساب ایران و روسیه به هم نزدیک تر خواهند شد؟ بله دقیقا زیرا علی رغم فشار های سیاسی، ایران روی روسیه و چین میتواند به عنوان تنها شرکا و همراهان اقتصادی حساب کند پس به دلیل نیاز بیشتر ایران به این کشورها این روابط نزدیک تر هم خواهد شد. در بحث گاز به خاطر داریم که در سال ۸۵مجمع صادرکنندگان گاز به پیشنهاد ایران از سوی آیت الله خامنه ای در جریان سفر پوتین مطرح شد.روسیه در آن زمان استقبال کرد و سازمان تشکیل شد اما ایران به عنوان پیشنهاد دهنده هیچ نقشی در آن به جز یک عضو ندارد. روسیه علی رغم قبول ان پیشنهاد همچنان به ایران به عنوان یک رقیب نگاه میکند .روسیه دولتی اقتصادی است که این دولت هم منافع خود را در نظر میگیرد در بخش گاز هم این موضوع را در نظر میگیرد. روسها به خوبی میدانند که اگر در بخش گاز برای استخراج و بهره برداری از گاز به ایران کمک کنند رقیبی برای خود در بازار جهانی ایجاد کرده اند که میتواند قدرت این کشور را در بخش انرژی در برابر غرب کاهش دهد. بر این اساس روسیه نیاز برجسته ای برای کمک به ایران در بخش گاز نمی بیند. ولی الان ایران بیشتر به روسیه نیاز دارد؟ بله ایران بیشتر نیاز دارد چراکه بدون چین و روسیه در برابر غرب و امریکا تنها میماند .روسیه و چین در حال حاضر جزو کشورهای تعیین کننده در سیاست و اقتصاد جهانی هستند. اگرچه ممکن است در این زمان ، جریان‌های جدیدی وارد شوند ولی به قدرتمندی چین و روسیه نخواهند بود. اما نکته ای که در این معادله وجود دارد به مناسبات بین روسیه و جهان غرب و امریکا باز میگردد و نیز سیاستهای آنها در قبال ایران.اما با وجود استراتژی مجموعه غرب در منطقه برای ایران بهترین برگ برنده حمایت روس و چین در برابر غرب است . البته ایران تلاش کرد که این را داشته باشد ولی چون منافع روسها در بر ابر امریکا و غرب به رابطه با ایران می چربید روسیه به قطعنامه اخیر نه گفت و در مقابل ایران ایستاد. پس با این حساب باید گفت که ایران حمایت روسیه را از دست داده و در حال حاضر فقط چین را دارد؟ تقریبا اما میتوان گفت که ایران همچنان برای ادامه رابطه با روسیه در تلاش است.اما ممکن است درآینده ای نه چندان دور فشارهای بیشتر غرب باعث افزایش فشار از طریق همین همراهان چین و روسیه بر ایران شود