اقتصاد در بند٬ اقتصاد دانان زندانی
اوایل دی ماه سال گذشته٬ بعد از سرکوب خونین تظاهرات های برگزار شده در روز عاشورا٬ موج تازهای از بازداشت افراد نزدیک به میر حسین موسوی٬ مهدی کروبی و محمد خاتمی- موسوم به سران جنبش سبز - آغاز شد. این موج٬ طیف گسترده تری را نسبت به دستگیری های روزهای نخست مخالفت با نتایج دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری در ایران در برداشت. به گفته ناظران سیاسی٬ در این موج٬ برای اولین بار تعداد زیادی از حلقه مشاوران و نزدیکان دو کاندیدای معترض انتخابات٬ به جمع زندانیان سیاسی اضافه شدند.
در این گزارش٬ با مروری بر اسامی اقتصاد دانان زندانی و سایر مشاوران اقتصادی میر حسین موسوی به عنوان اصلی ترین رقیب انتخاباتی احمدی نژاد در انتخابات سال گذشته٬ نکات اصلی مورد تاکید موسوی و مشاوران اش در حوزه اقتصاد را بررسی خواهیم کرد.
مشاوران و فعالان اقتصادی زندانی
در میان دستگیر شدگان بعد از عاشورای سال گذشته٬ نام علی عرب مازار و فرشاد مومنی از همه بیشتر به چشم مخاطبانی که مسایل اقتصادی را دنبال می کردند٬ آشنا آمد. فرشاد مومنی٬ گرچه در دستگیری ۷ و ۸ دی ماه سال گذشته٬ تن به در برد٬ اما اختفا یا حضور کمرنگش در مجامع عمومی به شایعه دستگیری او دامن زد. نام وی٬ در جریان داغ شدن مناظرات انتخاباتی٬ به عنوان رییس برنامههای اقتصادی موسوی مطرح شد. او همچنین استاد دانشگاه و منتقد اقتصادی و یکی از امضا کنندگان نامه اقتصاددانان به احمدی نژاد بود.(خرداد ماه ۱۳۸۶)
عرب مازار در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی٬ رییس سازمان امور مالیاتی بود. او همچنین یکی از منتقدین اجرای شتاب زده طرح تحول اقتصادی محسوب می شد که مقدمات اجرایی آن در روزهای پایانی سومین سال دور اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد فرآهم آمده بود. بعد از دستگیری وی و نگهداری اش در سلول انفرادی٬ جمعی از همکارانش اقدام به انتشار نامه ای به رییس قوه قضاییه کردند که منجر به بازنشسته شدن اغلب این افراد شد. (رهانا٬ بهمن ۱۳۸۸ )
در کنار این دو استاد٬ اساتید و کارشناسان اقتصادی دیگری نیز با یا بدون حکم٬ در زندان به سر میبرند. بهمن احمدی عمویی٬ دانش آموخته اقتصاد که در یکی از آخرین فعالیت های مطبوعاتی اش٬ در روزنامه سرمایه٬ روزنامه اقتصادی - سیاسی توقیف شده قلم می زد٬ یکی از این افراد است. البته او و سعید لیلاز٬ سردبیر همان روزنامه٬ بیشتر به دلیل فعالیت ها و اقدامات سیاسی شان و در اولین روزهای بعد از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۸۸ دستگیر شدند. لیلاز یکی از اساتید دانشگاه که علاوه بر فعالیت مطبوعاتی و انتشار نقد و تفسیر های اقتصادی٬ سال ها در شرکت های معتبر تجاری – تولیدی به فعالیت مشغول بود.عیسی سحر خیز مدیر مسئول روزنامه توقیف شده اخبار اقتصادی و نیز فیض الله عرب سرخی٬ عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که زمانی معاون وزیر بارزگانی بود نیز بیشتر یک فعال سیاسی بودند تا اقتصادی.
بیژن خواجه پور٬ مشاورتجاری و اقتصادی بین الملل که سایت ویکی پدیا به نقل از گاردین وی را از جمله دستگیر شدگان بعد از عاشورای سال گذشته معرفی می کند٬ از فعالان اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی بود که با تاسیس شرکتی مشاوره ای – بازرگانی٬ در زمينه کمک به درك بهتر بازار ايران و ارایه راهكارهاي ورود به آن برای شرکت های بین المللی فعالیت می کرد. (به نقل از سایت شرکت تاسیس شده توسط وی ). درباره علل دستگیری وی٬ و احیانا تفاوت دیدگاههای وی با حاکمیت تنها می توان به تلاش اش برای کشاندن پای شرکت های بین المللی به بازار ایران اشاره کرد.
فاصله دیدگاه ها یا تصفیه حساب سیاسی
مجید٬ دانشجوی دکترای اقتصاد٬ در مورد تفاوت دیدگاه های مشاوران اقتصادی موسوی با مشی دولت نهم و دهم گفت :«اصل تفاوت در این است که مومنی و تعداد معدود دیگری از اقتصاد دانان ایرانی٬ از جمله اقتصاد دانان نهادگرا هستند. این افراد٬ تئوری های اقتصادی را تنها در صورت بومی شدن قابل اجرا و پذیرش می دانند. »
اما آیا چنین تفاوت نظری و تئوری را می توان عامل دستگیری٬ نگهداری در سلول انفرادی و عمومی و محرومیت از حقوق فردی و اجتماعی دانست؟
شاید بررسی نوع انتقادات مطرح شده از سوی این اساتید٬ بتواند به روشن تر شدن موضوع کمک کند.
مومنی در گفت و گویی با اشاره به ديدار جمعي از اقتصاددانان با رئيس جمهور در سال ۸۷ مطرح كرد: «يكي از خواستههاي اقتصاددانان در آن جلسه اين بود كه رئيس جمهور متعهد شود تا آمارهاي رسمي را زودتر اعلام كند» و اشاره کرد:« به تعداد مسئولان محترمي كه درباره عملكرد اقتصادي دولت صحبت ميکنند ٬ آمارهاي متفاوتي ذكر ميشود.»(خبرگزاری فارس٬ ۱۶ اردیبهشت ۸۸ )
آنچه مومنی در این گفت و گو اشاره می کند٬ همان است که میرحسین موسوی در مناظره تلویزیونیاش با محمود احمدی نژاد به عنوان شیوه مدیریت مطوب خود عنوان می کند و دولت احمدی نژاد را به نداشتن آن٬ محکوم. ( مناظره تلویزیونی احمدی نژاد و موسوی- ۱۳ خرداد ۱۳۸۸)
از دیگر نکاتی که مومنی در این گفت و گو بر آن تاکید می کند بی قانونی های رخ داده در طول دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد در چهارسال نخست است. این نکته نیز چه در مناظره های تلویزیونی و چه در شعار های تبلیغاتی موسوی و حتی کروبی به عنوان مهم ترین عامل حضورشان در این دوره انتخابات مطرح شده بود.
مومنی که در سال های ابتدایی تشکیل دولت احمدی نژاد و در پی ارایه متمم های اولین بودجه به مجلس٬ از جمله منتقدین معتدل محسوب می شد و نقد های خود را با ایراد انتقادهایی به دولت های پیشین٬ یعنی هاشمی رفسنجانی و خاتمی تعدیل می کرد٬ (سخنرانی فرشاد مومنی در خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی – سال ۱۳۸۵ ) در سال های اخیر٬ انتقادهای تندی را به بی برنامه گی ها (پایگاه اطلاع رسانی نوروز٬ ۱۰ آذر ۸۷)٬ سفر های استانی و افزایش توقعات اجتماعی و عدول از قوانین جاری (خبرگزاری فارس – دهم دی ماه ۱۳۸۶) وارد می ساخت.
سعید لیلاز٬ دیگر اقتصاد دان و کارشناس اقتصادی زندانی٬ نگاه علمی و دقیقی نسبت به اختلافات مطرح شده در مباحث اقتصادی دوره احمدی نژاد داشت. آن چه محسن رضایی در آخرین مناظره تلویزیونی سال ۸۸ در مورد نحوه محاسبه آمار توسط احمدی نژاد مطرح کرد٬ پیش از توسط لیلاز مطرح شده بود.(رجا نیوز ۱۹ خرداد ۱۳۸۸)
اما در مورد عرب مازار و علل دستگیری او٬ شاید تنها بتوان به حضورش در حلقه مشاوران و گردانندگان ستاد انتخاباتی اش اشاره کرد. او جزو اقتصاد دانانی محسوب می شد که به دلیل داشتن فعالیت اجرایی٬ کمتر لب به انتقاد مستقیم می گشایند و به زعم همکاران و دوستان اش٬ بیشتر٬ آنچه را درست می پنداشت٬ به اجرا می گذاشت. (نامه محسن رنانی در مورد وی – پایگاه اطلاع رسانی نوروز – ۳۱ فروردین ۱۳۸۹ )
عرب مازار که در زمان نخست وزیری موسوی در دفتر او به کار مشغول بود٬ پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی ریاستجمهوری سال ۸۸ به ریاست کمیته برنامهریزی ستاد انتخاباتی موسوی منصوب شد.(سایت های مختلف از جمله روز آن لاین٬ به نقل از سایت مرد راه ٬ بهمن ماه ۱۳۸۷ )
زندان٬ درمان درد یا درد مضاعف
یکی از شاگردان عرب مازار که نخواست نامش فاش شود٬ در مورد آخرین خبر از وضعیت او٬ گفت:«از بازجوهای ایشان نقل شده که صدور حکم هشت سال زندان را به صورت شفاهی به ایشان اعلام کرده اند. یکی از اتهامات ایشان راهم داشتن دو خط مجزای تلفن همراه مطرح کرده اند که در فهرست اتهامات دکتر بهشتی هم آمده بود.»
جرم بودن داشتن دو خط مجزای تلفن همانقدر شوخی به نظر می رسد که صدور هشت سال زندان برای یک منتقد علمی. او در یادداشت ها و گفت و گوهای قبل از انتخابات٬ بار ها به رفتارهای غیر علمی و کارشناسی نشده دولت انتقاد کرده بود.(روزنامه اعتماد٬ تیر ماه ۱۳۸۷)
مجید اکبری با شناختی که از مومنی دارد٬ نوع تفکر او را به تمام همفکران اقتصادی موسوی نسبت می دهد و زندانی بودن آن ها را تنها چاره مقابله نظام با تفکر سیستمی آن ها می داند:«این افراد فارغ از این که چه می گویند، همین قدر که برای گفته شان٬ دلیل و شاهد می آورند و فقط اقتصاد فرمولی و ماکتی را مانند طوطی تکرار نمی کنند و فلسفه و آبشخور عارضههای بی شمار در اقتصاد ایران را شرح می دهند، نباید تحمل شوند٬ باید زندانی یا خفه شوند.»
محسن رنانی٬ استاد دانشگاه در نامه ای٬ تعبیر متفاوتی از زندانی شدن عرب مازار ارایه می دهد که شاید آن را بتوان به زندانی شدن تمام متفکران و منتقدان تعمیم داد:«زندانی بودن دکتر علی عرب مازار، بهترین شاخص برای نشان دادن «افول سیستمی » است. هیچ نظامی بدون استفاده از نیروهای خلاق، نوآور و نقاد دوام نمی آورد. همه سیستم ها برای رشد خود می کوشند نیروهای خلاق و نوآور پرورش دهند. متاسفانه نظام ما نیروهای خلاق را پرورش می دهد و سپس به گونه ای با آنان رفتار می کند که یا مهاجرت کنند، یا منزوی شوند، یا زودهنگام بازنشسته و ممنوع التدریس شوند و یا آنان را به زندان می افکند. این چیزی نیست جز سوزاندن انرژی های حیاتی سیستم.»(پایگاه اطلاع رسانی نوروز – ۳۱ فروردین ۱۳۸۹)





نظر خود را بنویسید