کروبی، سیاستمداری که روی طناب راه میرود | مقاله‌ | صفحه اصلی

کروبی، سیاستمداری که روی طناب راه میرود

Karrubi, a Politician Who Walks on a Tight Rope

۱۸ تیر ۱۳۸۹ مجید محمدی
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
کروبی، سیاستمداری که روی طناب راه میرود

 

سیاست رسانه‌ای اقتدارگرایان ساکت نگاه داشتن و سلب اعتماد عمومی از رهبران جنبش سبز با نمایش دوگانگی یا چند گانگی رفتاری یا گفتاری آنها در دهه‌های گذشته و امروز است. تحول فکری و عقیدتی این رهبران زمینه‌ی مناسبی برای این نمایش به دست اقتدارگرایان و تمامیت خواهان داخلی داده است. این رسانه‌ها با کنار هم گذاردن دیدگاه‌ها و مواضع اصلاح طلبان در سه دهه‌ی اخیر بر تفاوت‌ها و گاه تناقض های آنها تاکید می کنند.

یک نمونه‌ی جالب توجه سه تصویر از کروبی است که برای القای فرصت طلبی (وبلاگ علی‌اصغر شفیعیان دبیر سابق سرویس سیاسی ایسنا، نقل شده در سایت الف، ۱تیر ۱۳۸۹)  یا خروج وی از خط ولایت در کنار هم گذاشته شده‌اند.

 

اما سه تصویر فوق را به گونه‌ای دیگر نیز می توان قرائت کرد. می توان تغییر عکس‌ها را به این معنی نیز گرفت که کروبی علی رغم کهولت و پیری همراه با جامعه در حال تحول بوده و یک سیاستمدار ریسک پذیر است. این تحول چگونه و در چه سمتی انجام گرفته است؟

دهه‌ی شصت، تنها یک مبنا برای نقد وضعیت موجود


کروبی به عنوان یک سیاستمدار کار کشته و در عین علاقه به خمینی هیچ گاه از عصر نورانی امام سخن نگفته است. سخنان وی در مورد خمینی همواره در مقام جدل برای نفی مشروعیت خامنه‌ای در مقایسه با بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده است. کروبی شخصیت سیاسی خود را مدیون خمینی نمی بیند تا مجبور باشد خود را با وی تعریف کند. همچنین کروبی که خود از مقامات عالی رتبه‌ی نظام در دهه‌‌ی شصت بوده با سکوت در آن مورد نشان می دهد که به دلایل سیاسی و قابل فهم نمی خواهد وارد بحث انتقادی یا ستایشی از آن دوره شود.

سیاستمدار با کسی عقد اخوت نمی بندد


وجود عکس خمینی، یا عکس خمینی و خامنه‌ای و فقدان عکس آنها در این سه تصویر نه تنها گویای سیر شتابناک تحولات سیاسی در ایران بلکه شجاعت و روزآمد بودن کروبی است. کروبی همانند دیگر سیاستمداران انقلابی و نزدیک به خمینی نمی تواند گذشته‌ی خود را انکار کنند در عین آن که می خواهد بر اساس اقتضائات روز حرکت کنند. وقتی خامنه‌ای با تقلب گسترده به وی و دیگر انقلابیون هم نسل خود خیانت می کند دیگر نمی توان انتظار داشت که کروبی رهبری وی را به رسمیت بشناسد. اگر چهره‌ی خمینی میان یک سیاستمدار و مردم فاصله بیندازد (در عین علاقه ی وی به خمینی) او باید جانب مردم را بگیرد و نه رهبر مدفون در خاک را.
 
ریسک پذیری


تفاوت کروبی با دیگر اعضای مجمع روحانیون مبارز (محمد خاتمی، موسوی خویینی‌ها، مجید انصاری) و رهبران احزاب اصلاح طلب میزان بالای ریسک پذیری او در اعلام مواضع است. کروبی در مواضع یک سال اخیر خود مثل آشکار کردن تجاوز در زندان‌ها و تاکید بر حقوق بهاییان به موضوعاتی پرداخت که سه دهه برای فضای رسمی سیاسی تابو به حساب می آمدند. بیان تجاوزها از سوی یک نامزد ریاست جمهوری هزینه‌ی بسیاری را بر حکومت بار و کوس رسوایی آن را در کوی و برزن اعلام کرد. کروبی با اعلام تجاوزها در شرایط بسیار دشواری قرار گرفت اما با راه رفتن استادانه بر روی طناب در عین حال ضرباتی کاری به نیروهای امنیتی و نظامی رژیم وارد کرد. دستگاه تبلیغاتی رژیم به خاطر همین ریسک پذیری وی را مرتبا مورد توهین قرار داده و "ساده، بی پروا و بیهوده گو" خوانده است. (پروژه‌ای برای خروج کروبی از کشور، الف، ۲تیر ۱۳۸۹)

بنای روحانیت بر آن بوده است که بهاییان در جمهوری اسلامی از صفحه‌ی روزگار حذف شوند و هیچ حقی برای آنها حتی داشتن قبرستان در نظر گرفته نشده است. وقتی کروبی در مبارزات انتخاباتی از حقوق شهروندی بهاییان سخن گفت در واقع به رد تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و ضرورت آزادی‌های مذهبی پرداخت. غیر از کروبی تنها منتظری از حقوق شهروندی بهاییان دفاع کرده بود. تفاوت کروبی و منتظری در آن بود که منتظری سال‌ها از محذوفان به حساب می آمد اما کروبی نامزد ریاست جمهوری بود. 
     
حمایت کروبی از دراویش در دورانی که هیچ سیاستمداری حاضر نبود از آنها حمایتی به عمل آورد نیز ریسک پذیری سیاسی وی را به نمایش گذارد. او در برابر این ریسک توانست رای بالای دراویش را در سراسر کشور از آن خود سازد اما این آرا هیچگاه خوانده نشد.

سفرهای وی به قزوین و قم یا شرکت وی در مجامع عمومی در یک سال اخیر در حالی که رژیم می خواهد رهبران جنبش را منزوی نشان دهد و اوباش خود را برای حمله به وی بسیج می کند نمایانگر شجاعت این پیرمرد ۷۳ساله است. پیش از شروع جنبش سبز نیز کروبی نقادانه ترین نامه ها و بیانات را خطاب به روحانیون جناح اقتدارگرا در عین وقوف به استفاده‌ی آنها از این لشکر اوباش ارائه کرده است. 

سیاستمدار روز


خیز برداشتن کروبی برای راه اندازی تلویزیون ماهواره‌ای پس از انتخابات سال ۱۳۸۴که با سد مقامات امنیتی و نظامی مواجه شد از کروبی یک سیاستمدار روز به نمایش گذاشت. دیگر روحانیون مخالف حتی جرات طرح این موضوع را نداشتند. مقایسه‌ی روزنامه‌ی اعتماد ملی (ارگان رسمی حزب کروبی) با آفتاب یزد (روزنامه‌ی مجمع روحانیون مبارز) یا سلام (به مدیریت مسئولی موسوی خویینی‌ها) روزآمد تر بودن کروبی و درک بیشتر وی از اقتضائات زمانه را به نمایش گذاشت. روزنامه‌ای مثل اعتماد ملی در دوران دولت احمدی نژاد حتی با محدودیت‌های بیشتری نسبت به دوران رفسنجانی و خاتمی مواجه بود.

چالش جدی حاکمیت


کروبی در موارد بسیاری حاکمیت را به چالش کشید. تعبیر" قایق نظام" او در برابر "کشتی نجات نظام" خامنه ای به خوبی کوچک شدن کاست حکومتی را در برابر مدعای گستردگی حلقه‌ی حاکمیت بیان می کرد. کروبی مرتبا تصور خامنه ای از ولایت فقیه را در برابر تصور خمینی و قانون اساسی نهاده و خدایی کردن حاکمان را به رخ آنها کشیده است. خاتمی در دوران ریاست جمهوری علی رغم بحران‌های هر نه روز یک بار هیچ گاه خامنه‌ای را به چالش نکشید. او حتی در دوران اعتراضات نیز علی رغم پرونده سازی کیهان و ممنوع الخروج شدن در مورد خامنه‌ای سکوت کرده است. عبدالله نوری و محمد موسوی خویینی‌ها نیز پس از محاکمه و محکوم شدن (نوری به زندان و خویینی‌ها به محرومیت فعالیت مطبوعاتی) به خانه رفته و روزه‌ی سکوت گرفتند.

کروبی در انتخاب تیم انتخاباتی‌اش نیز حاکمیت را به چالش کشید. بیشتر اعضای تیم او (مثل عماد الدین باقی، غلامحسین کرباسچی و عباس عبدی) از زندان رفته‌های جمهوری اسلامی بودند در حالی که ستاد رسمی انتخاباتی موسوی حاضر به همکاری با احزاب اصلاح طلب نبود و آنها در ستادهای مستقلی به فعالیت می پرداختند.  

گذشتن از خط قرمزهای حکومتی


کروبی خود را در مقام یک رهبر اپوزیسیون می بیند در حالی که موسوی در مقام یک خیر خواه ظاهر می شود. به همین لحاظ کروبی مرتبا دیدگاه‌هایش را علاوه بر سایت خود (سحام نیوز) در مصاحبه با رسانه‌های خارجی در میان می گذارد در حالی که موسوی تنها در سایت خود (کلمه) به نشر باورهایش می پردازد. متهم کردن کروبی به عامل خارجی بودن هیچ تاثیری در رفتار سیاسی وی نداشته است. او در تصمیم گیری‌هایش چندان اتهامات و برچسب‌های اقتدارگرایان را جدی نمی گیرد.

او در مصاحبه با رسانه های خارجی به دنبال رقابت با نیروهای اپوزیسیون یا فرستادن سیگنال به حاکمیت یا معرفی خود به عنوان سخنگوی جنبش سبز نیست. وی برخلاف برخی دیگر از روحانیون مخالف برای خوشایند حاکمیت یا بازگشت به قدرت سخن نمی گوید. مخاطب اصلی سخنان و بیانیه‌های وی مردم‌اند و نه حاکمان. او نیازی نمی بیند با دسته بندی‌های سه گانه همانند اصلاح طلبان مذهبی خود را میانه معرفی کند تا نه اپوزیسیون معرفی شود و نه عامل حاکمیت و با هر دو طرف مرزبندی‌اش را حفظ کند.

کروبی به دنبال راه پیدا کردن در دل اقتدارگرایان با کپی برداری از رفتارهای آنها نیست. او نیازی نمی بیند تا شعارهای مردم مثل "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" را به "هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران" تغییر دهد تا به حاکمیت بقبولاند او ضد اسرائیلی است. او نیازی نمی بیند در مصاحبه با شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور به مجری مودب و متین برنامه توهین و وی را به خاطر یک نقل قول به کیهان منتسب کند، حضور خود را در رسانه های خارجی با مواضع ضد امپریالیستی توجیه کند، یا به اسرائیل بد و بیراه بگوید تا از سوی حاکمیت به عنوان عامل اسرائیل یا امریکا متهم نشود.

Subscribe to comments feed نظرات (۴ نوشته شد):

ali در ۱۸ تیر ۱۳۸۹
اما ای کاش در نوشته هایتان بیشتر به اشتراکات بپردازید.. این جمله را بخوانید:
کروبی در انتخاب تیم انتخاباتی‌اش نیز حاکمیت را به چالش کشید. بیشتر اعضای تیم او (مثل عماد الدین باقی، غلامحسین کرباسچی و عباس عبدی) از زندان رفته‌های جمهوری اسلامی بودند در حالی که ستاد رسمی انتخاباتی موسوی حاضر به همکاری با احزاب اصلاح طلب نبود و آنها در ستادهای مستقلی به فعالیت می پرداختند.
رای مثبت رای منفی
6
حسین در ۱۸ تیر ۱۳۸۹
با سلام افتخار میکنم که به آقای کروبی رای دادم و به نظر من محسن رضایی 1میلیون رای داشت و آقای کروبی 4میلیون رای داشت و احمدی نژاد 9 میلیون و مهندس موسوی 17 میلیون رای داشت. با این وصف من هنوز خوشحالم که به شیخ شجاع اصلاحات رای دادم و تا آخر هم پای رایم میایستم.رئیس جمهور موسوی و شیخ شجاع اصلاحات حاج آقای کروبی در دل مردم جای دارند و با اتحاد با هم 21 میلیون ایرانی را رهبری میکنند.درود بر هردوی آنها خصوصا" آقای کروبی
رای مثبت رای منفی
0
babak در ۱۹ تیر ۱۳۸۹
درود استاد محمدی
مقاله بسیار زیباییست. واقعا اشراف شما به موضوعاتی که می نویسید حیرت انگیز است.
بدرود
رای مثبت رای منفی
-1
مهدی در ۱۹ تیر ۱۳۸۹
ضمن آنکه مطلب خوبی بود و شخصیت کروبی عزیز را معرفی می کرد ولی به نحوی در صدد ایجاد تفرقه و یا نفی مهندس موسوی و سایر رهبران جنبش سبز بود
رای مثبت رای منفی
1
مجموعه نتایج: 4 | نمایش: 1 - 4

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

Majid Mohammadi

مجید محمدی

مجید محمدی در حال حاضر با موسسهء مطالعات جهانی به عنوان استاد میهمان همکاری دارد. از وی سی و چهار کتاب به زبان فارسی منتشر شده است: بیست و هفت تالیف و هفت ترجمه. از جملهء کتابهای وی می توان به دین شناسی معاصر، بر بامهای آسمان، سر بر آستان قدسی و دل در گرو عرفی، دین علیه ایمان، جامعه شناسی و اقتصاد فرهنگ در ایران امروز، لیبرالیسم ایرانی و راه دشوار اصلاحات اشاره کرد. مقالات وی در نشریات علمی همانند مجلهء مطالعات فرهنگی و فکری خاورمیانه و شمال افریقا، مجلهء جامعهء بین المللی برای مطالعات ایرانی، نامهء فرهنگ، رهیافت،... ادامه...