٢٢ خرداد، سرآغاز پایان جمهوری اسلامی | مقاله‌ | صفحه اصلی

٢٢ خرداد، سرآغاز پایان جمهوری اسلامی

The Beginning of the End of the Islamic Republic

۰۴ تیر ۱۳۸۹ امید حبیبی نیا
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
٢٢ خرداد، سرآغاز پایان جمهوری اسلامی

 

آغاز


جمهوری اسلامی برای بسیاری از ایرانیان در سی‌ام خرداد ١٣٨٨ پایان یافت،. اما چرا جنبش اعتراضی مردم در یک سال و به ویژه ماه‌های اخیر، در عرصه عمل، فاقد شتاب و پویایی بود؟
برای پاسخ به این سوال باید به صف‌آرایی نیروهای سیاسی و اجتماعی درون جنبش در آستانه ٢٢ خرداد نگاه کنیم و ببینیم هریک چه رهیافتی برگزیدند؟

نمایش، تک و پاتک


پرده نخست نمایش از مدت‌ها قبل آغاز شده بود؛ بسیج از دو سال مانورهای منظم ضد شورش و جنگ شهری داشت و گردان‌های ضد شورش این نیرو با تغییرات ساختاری بسیاری سازمان یافت. نیروهای نظامی و امنیتی برای مقابله با تظاهرات خیابانی آماده شدند، تجهیزات جاسوسی، شنود و تمهیدات لازم برای ورود به یک جنگ تمام عیار در عرصه تکنولوژی نوین ارتباطات و تبلیغات سیاسی اندیشیده شد.
پرده دوم نمایش با گرم شدن تنور انتخابات با حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی و تبلیغات انتخاباتی بی‌سابقه آغاز شد.
حضور موسوی به دلایل بسیار این نمایش را پررونق‌تر کرد، موسوی گزینه مناسبی برای اصلاح‌طلبان بود زیرا علاوه بر حضور در مرکز قدرت، در سایه مجادلات سیاسی باقی مانده بود، نسل جوان او را نمی‌شناخت و تجربه‌ای از دوران نخست‌وزیری او که مصادف با سرکوب گسترده مخالفان و زندانیان سیاسی بود، نداشت. دولت، در ماه‌های منتهی به انتخابات فیلترینگ را کاهش داد و شبکه‌های اجتماعی پرطرفداری چون تویتر، فیس‌بوک و یوتیوب را آزاد کرد.
اما پرده سوم از همه شگفت‌آورتر بود؛ صداوسیمای جمهوری اسلامی برای نخستین بار مناظره زنده بین نامزدها ریاست جمهوری برگزار کرد که بنابر گزارش‌های منتشر شده، رکورددار پربیننده‌ترین برنامه‌ تلویزیونی شد.
به این ترتیب در آستانه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری دهم چند نیروی اجتماعی با گرایش‌های مختلف در برابر یکدیگر صف آرایی کردند؛
طرفداران میر حسین موسوی، موسوم به سبزها: پایگاه اقتصادی- اجتماعی این گروه در میان طبقه متوسط شهری بود و موتور محرک آن را جوانان زیر ٢٥ سال تشکیل می‌دادند که درکی از دوران نخست‌وزیری موسوی و دهه شصت نداشتند. خواسته‌های این طبقه بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد، جنبه اجتماعی داشت و این امر در برنامه ارائه شده موسوی نیز بروز بیشتری داشت. (١)


طرفداران تحریم، موسوم به آبی‌ها: این گروه که بیشتر در فضای مجازی امکان اظهارنظر و تعامل با سایر گروه‌های اجتماعی داشت، نمایانگر بخشی از جامعه شهری ایران بود که اصولا با سازوکارهای سیاسی- ایدئولوژیک حاکم بر جمهوری اسلامی میانه‌ای ندارند. (٢)
طرفداران کروبی، موسوم به سفیدها: بخشی از دانشجویان، زنان و فعالان سیاسی مستقلی که واقعا به دنبال تغییر بودند و تصور می‌کردند با گرد آمدن حول برنامه‌های کروبی، می‌توان به دور از پوپولیسم موج سبز، به دنبال طرح شعارهای برای تغییرات تدریجی اما با مطالباتی مشخص و عینی بود. این گروه نیز بخشی از طبقه متوسط شهری را شامل می‌شد که به لحاظ فرهنگی و سیاسی پیشرفته‌تر بود


حاکمیت با کشاندن اکثریت مردم به میانه این نمایش، تلاش می‌کرد ضمن غافلگیر کردن مردم با یک تیر چند نشان بزند. اول اینکه خود را برای همیشه از شر اصلاح‌طلبان خلاص و آنها را از صحنه قدرت حذف کند. دوم اینکه،  فعالان سیاسی و اجتماعی را به‌طور کامل سرکوب کند. سوم؛ هرگونه تشکل و نهاد سیاسی- صنفی- فرهنگی و اجتماعی را که سد راه خود می‌یابد از میان بردارد. چهارم؛ بر فضای رسانه‌ای به‌طور کامل تسلط بیابد و روزنامه‌نگاران را به بهانه شرایط بحرانی از فعالیت بازدارد. پنجم؛ آینده حاکمیت خود را تضمین و با حفظ بحران، نفوذ سپاه پاسداران در حکومت برای دستیابی به منافع سیاسی- اقتصادی بهتر را تسهیل کند.
اما برآوردهای احمدی‌نژاد- خامنه‌ای مطابق انتظار پیش نرفت و سطح، عمق و پتانسیل اعتراضات پس از نمایش انتخابات بسیار بیشتر از پیش‌بینی‌های آنها رخ نمود.


از صبح ٢٣خرداد اعتراضات به شکلی گسترده در شهرهای بزرگ آغاز شد و همزمان نیروهای دادستانی و وزارت اطلاعات در پی دستگیری حداقل چهار هزار نفر از فعالان سیاسی، اجتماعی و روزنامه‌نگاران منتقد برآمدند که به گمان آنها می‌توانستند در هدایت اعتراض‌ها موثر باشند.
اما قبل از آنکه اولین شب غافلگیری مردم با اعلام برنده شدن احمدی‌نژاد به پایان برسد، حداقل برای اعضای شورای‌عالی امنیت حکومت مشخص شد که این اعتراضات را به سادگی نمی‌توان سرکوب کرد. هرچند حکومت کوشید با دستگیری اعضای اصلی ستادهای انتخاباتی موسوی و کروبی و متوقف کردن فعالیت‌های آنها، از سازمان یافتن اعتراض‌ها جلوگیری کند اما نمی‌دانست مردم از هر وسیله‌ای برای رساندن صدای خود به یکدیگر و جهان استفاده می‌کنند؛


شمارش معکوس


پس از حضور نزدیک به سه میلیون نفر در راهپیمایی ٢٥ خرداد و مقابله مردم با نیروهای نظامی و امنیتی که به دستور مستقیم خامنه‌ای مردم را به رگبار بستند، شمارش معکوس رژیم جمهوری اسلامی شروع شد.
بر همگان روشن شد که حکومت جز با تکیه بر سرنیزه قادر به مهار اعتراض‌ها نیست و هر روز که می‌گذرد مطالبات رادیکال‌تر و عمیق‌تر می‌شود تا آنجا که در کمتر از یک هفته به شعار سرنگونی رژیم رسید و از سد اصلاح‌طلبان حکومتی نیز گذشت. (٣)
اما دوران پس از سی خرداد تا ششم دی (عاشورا) شاخصه‌هایی قابل تامل دارد که اشاره به برخی از مهم‌ترین آنها ضروری به نظر می‌رسد:


- درک ضرورت مقابله و دفاع از خود در برابر مهاجمان در صحنه خیابان، تجربه شیوه‌های تظاهرات، دفاع و مقاومت
- اهمیت ارسال اخبار، تصاویر و فیلم‌های تظاهرات در اولین فرصت برای پوشش خبری آن
- فاصله گرفتن از اصلاح‌طلبان و به دنبال خود کشیدن دو نامزد اصلاح‌طلب
- به کارگیری عقلانیت در مبارزات خیابانی و پرهیز از خشونت کور و بی‌هدف در برابر نیروهای سرکوبگر
- ورود نیروهای در حاشیه، فعالان سیاسی دهه‌های گذشته و دانشجویان به مبارزات خیابانی
- تعمیق بحث‌ها و گفتمان‌های مجازی درباره آینده جنبش
- فاصله گرفتن از اصلاح‌طلبان خارج از کشور که اهداف، تاکتیک‌ها و مواضع‌شان جزم‌گرایانه، انحصارطلبانه، پیرو کیش شخصیت و برخوردهای حذفی با منتقدان بود
- از میان رفتن توهم اصلاحات درون رژیم و روی گرداندن از هرگونه سازوکاری که در چارچوب نظام فعلی امکان تغییرات مورد نیاز مردم را فراهم آورد
- پدید آوردن رسانه‌های مستقل کوچک و شهروندی در برابر رسانه‌های انحصاری هر دو جناح غالب و مغلوب رژیم جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور
- متزلزل شدن مشروعیت و امید به آینده در میان بخش مهمی از کارگزاران رژیم و نهادهای امنیتی، ایجاد شکاف عمیق بین نهادهای قدرت
- کناره‌گیری بخش‌هایی از طبقه متوسط شهری مرفه از عرصه فعالیت سیاسی علنی به دلیل افزایش هزینه‌های آن
- تلاش جنبش اعتراضی برای یافتن پیوندهای ارگانیک با هر دو طبقه پایین دست و بالادست که تاکنون عمدتا نقش نظاره‌گر دارای سمپاتی را ایفا می‌کردند.
- پیشروی به سوی الگوهای دموکراتیک رهبری و تعامل درون جنبش
- پیوند گسترده جنبش داخل و خارج از کشور
- جلب حمایت گسترده افکار عمومی جهان به مبارزات جاری در ایران
مجموع رویکردها-رهیافت‌های فوق با وجود نقاط ضعف فراوان جنبش، سبب شد شرایط بحرانی که دولت احمدی‌نژاد تصور می‌کرد ظرف کمتر از چند هفته می‌تواند از آن عبور کند، تا امروز ادامه یابد


جدال با خاموشی


جنبش مردم اما به دلایل مختلف و از جمله آن که تاکنون بار آن بر دوش طبقه متوسط شهری به ویژه در پایتخت بوده است در طول مسیر خود با فراز و نشیب‌های بسیاری روبه‌رو شد.
نخستین نشانه خاموشی موقت در اوایل پائیز رخ نمود و برخلاف تصور همگان، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها جز در هفته‌های نخست به‌طور مقطعی سبب افزایش پتانسیل مبارزه‌جویی و سازماندهی جنبش نشد. در این زمان، تظاهرات خیابانی که در طول تابستان به‌صورت مکرر، توان نیروهای نظامی و امنیتی را تحلیل برده بود، به‌طور ناگهانی فروکش کرد و به تجمعات دانشجویی پشت درهای بسته تقلیل یافت.


این تغییر خلاف انتظار در رفتار سیاسی توده مردم، سبب نگرانی و دلسردی بخش مهمی از طبقه متوسط شد
شاید برای مقابله با همین رکود و افت سطح اعتراضات خیابانی بود که در ششم دی (عاشورا) مردم برای چند ساعتی کنترل خیابان‌ها را به دست گرفتند، نیروهای نظامی و امنیتی را زمین‌گیر و این روز را پس از سی خرداد به نقطه عطف تازه‌ای در روند رادیکال شدن جنبش بدل کردند.
اما دومین مهار از سوی اصلاح‌طلبان خارج از کشور در روز ٢٢ بهمن زده شد، فرصتی تاریخی که به آسانی از کف رفت و بخش وسیعی از مردم را دچار یاس و ناامیدی کرد.
افت مبارزات خیابانی پس از این روز و لغو راهپیمایی ٢٢ خرداد از سوی موسوی و کروبی، از یک سو روشن کرد که نباید به امید اصلاح‌طلبان و راهبردهایشان ماند و از سوی دیگر آشکار کرد در شرایط فعلی تظاهرات خیابانی با وقفه‌های طولانی با وجود آنکه شبکه‌های مقاومت و سازماندهی، تاکتیک‌ها و راهبردها ناکارآمد و نامشخص هستند، به عنوان تنها شیوه مبارزه سیاسی برای مقابله با رژیمی که متکی به سرکوب علنی و آشکار است، به اندازه کافی کارآیی ندارد.

پایان محتوم


نشانه‌های بسیاری حاکی از پایان محتوم جمهوری اسلامی است، منتهی نه می‌توان زمان آن را پیش‌بینی کرد و نه باید منتظر بود که همین فردا رژیم خود به خود فروبپاشد. (٤)
بحران سیاسی- اقتصادی و اجتماعی که پس از نمایش انتخابات سال گذشته و ناتوانی رژیم در مهار آن بروز کرده، شکاف عظیمی در ساختار قدرت را سبب شده است، طبقه متوسط برای رهایی خود از شرایط طاقت‌فرسای کنونی گام به گام به دو طبقه بالادست و فرودست نزدیک می‌شود. (٥)
آشکار است که از میان رفتن مشروعیت سیاسی حکومت به همراه بحران اقتصادی سبب می‌شود جنبشی که از ٢٣ خرداد خود را به تمامی در برابر جمهوری اسلامی یافت، بار دیگر با قدرت، آگاهی و سازماندهی بهتر به عرصه‌های گوناگون مبارزه بازگردد، در این صورت روند فروپاشی تسریع می‌شود.

پانویس‌ها:


١. ده دلیل برای تحریم انتخابات، امید حبیبی‌نیا، خبرنامه گویا
٢. طبقه متوسط شهری و انتخابات، امید حبیبی‌نیا، زمانه
٣. فرمان عقب‌گرد، تحلیل گفتمان بیانیه هفدهم موسوی، امید حبیبی‌نیا، خودنویس
٤. تشدید وخامت اوضاع وخیم اقتصادی، همراه با افزایش تحریم‌های بین‌المللی و نیز لغو بخش مهمی از یارانه‌ها سبب خواهد شد تا علاوه بر طبقه متوسط، سرمایه‌داران تکنوکرات و نیروی کار یقه آبی نیز وارد صحنه مبارزه عملی شود.
٥. به گمان من طبقه متوسط تنها با همراهی و تامین منافع طبقه بالادست و فرودست در مطالبات خود می‌تواند به یک پیروزی دمکراتیک برسد.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

Omid Habibinia

امید حبیبی نیا

امید حبیبی نیا پژوهشگر ارتباطات، منتقد و روزنامه نگار ایرانی است که از سال ۱۳۶۹ کار روزنامه نگاری خود را آغاز کرده است. وی در رشته های سینما، تحقیق در علوم ارتباطات، روانشناسی بالینی، مطالعات جهانی (گرایش ارتباطات و رسانه ها) تحصیل کرده و در رشته های سینما و ارتباطات به تدریس پرداخته است. در ایران همزمان با نوشتن مقاله و نقد برای نشریات مختلف که همگی توقیف شده اند به عنوان کارمند حق الزحمه ای با صدا و سیما در زمینه خبر تلویزیون، کارگردانی و تهیه کنندگی تلویزیونی و پژوهشگری همکاری داشت و آخرین پست وی در این سازمان... ادامه...