پرچم ایرانم را پس می گیرم | مقاله‌ | صفحه اصلی

پرچم ایرانم را پس می گیرم

I Will Take Back My Iranian Flag

۲۷ خرداد ۱۳۸۹ سپنتا پرهام
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
پرچم ایرانم را پس می گیرم

" آخرش چه شد؟!" این سئوالی تکراری است که این روزها جانشین سئوال معروف " به نظرت آخرش چه می شود؟" شده است. سئوالی که از یک سال پیش در ذهن بسیاری از کسانی که با تردید قدم در راه اعتراضات مدنی که بعد از انتخابات خرداد ۸۸ در ایران آغاز و به "جنبش سبز" مشهور شد؛ شکل گرفت. "ترانه.ف" یکی از همین کسانی است که علی رغم همه تردیدهایش در جریان اعتراضات شرکت کرد و به قول خودش به دنبال رای گمشده اش بوده است. او می گوید:" قبل از انتخابات خیلی  اعتقادی به تغییر در فضای کشور نداشتم. اما بعد از آغاز جریان رقابت‌های انتخاباتی و به خصوص مشخص شدن دروغگویی های دولت و خود احمدی نژاد با این که خیلی تردید داشتم که رای من بتواند در عدم انتخاب او موثر باشد در انتخابات شرکت کردم. اما بعد از مشخص شدن تقلب در انتخابات و شروع اعتراضات ، بخصوص وقتی که دیدم کسانی مانند آقای موسوی و کروبی با همه مشکلات پیش آمده میدان را خالی نکردند، فهمیدم که انتخابم غلط نبوده است." ترانه در این مدت در راهپیمایی های بسیاری شرکت کرده است و معتقد است که خواسته او مانند همه معترضان به حق بوده است. با این همه نمی تواند این هراس که با این همه مشکلاتی که در یک سال گذشته پیش آمده و کشته و زخمی و زندانی شدن شماری از هموطنانش آخر این اعتراضات به کجا خواهد انجامید را پنهان کند و می گوید:" وضعیت بسیار گنگ و مبهم است. به نظر می رسد با خشونتی که در مقابل مردم به خرج دادند جنبش را سرکوب کردند. می بینید بعد از ۲۲ بهمن  مردم کمتر شرکت می کنند؟" با این همه تردید او معتقد است که اگر باز هم قرار به اعتراض باشد دوباره به خیابان خواهد آمد.

خواهرم رایتو پس می گیرم

جایی که ندا کشته شده ایستاده ام که صدای دختر و پسر جوانی را از پشت سرم می شنوم. درباره این که این جا همان جا هست یا خیر صحبت می کنند. ساره.ش دانشجوی تغذیه دانشگاه آزاد است و عماد. ک دانشجوی فیزیک دانشگاه پلی تکنیک. می گویند اتفاقی رد می شدند که به این جا رسیده اند. عماد می‌گوید"مرگ مظلومانه ندا در مقابل دوربین خیلی ها را تکان داد اما نمی دانم کودتا گران آن را ندیدند؟" می خواهم چیزی بگویم که ساره می گوید:" اگر قرار بود تکان بخورند که مردم را نمی کشتند." از آن ها نظرشان را درباره جنبش سبز و حرکت مردم می پرسم. ساره مثل خیلی از کسانی که با هم در این باره صحبت کردیم بسیار امیدوار و معتقد است حق گرفتنی است:" به نظرم ما باید تا رسیدن به خواست هایمان هر کاری می توانیم انجام دهیم." اما عمادش کمی مخالف اوست. عماد می گوید:" هر اعتراضی باید به شیوه خاص خودش مطرح شود. حق را نمی شود از خیابان گرفت." عماد به شیوه های مسالمت‌آمیز و مبارزات منفی بیشتر معتقد است:" باید از طریق شیوه‌های اعتراض های غیر خشن به خواست های خود برسیم." ساره می گوید:" اما وقتی با خشونت برخورد می شود باید خشونت به خرج داد. فکر می کنی ندا آقا سلطان یا سهراب اعرابی یا هر کدام از کسایی که در جریان این اعتراض‌ها کشته شدند معتقد بودند باید خشونت به خرج داد؟ آن ها هم مثل ما معتقد به روش های  دموکراتیک بودند. اما وقتی روبرویت  دموکرات نیست باید مثل خودش شد."عماد که معتقد است بیشتر مشکلات ما ریشه در انقلاب سال ۵۷ دارد می گوید:" فکر می کنید چند نسل از نسل‌های این کشور باید تاوان کودتا و انقلاب را بدهند؟ چه تضمینی وجود دارد که نتیجه این جنبش مثل انقلاب ۵۷ نشود که از دلش دیکتاتوری احمدی نژاد خامنه ای بیرون آمد؟"

رای سبز من نام سیاه تو نبود

تاکسی از چهارراه ولی عصر به سمت میدان ولی عصر می رود که چشمم به حجم زیاد نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی می افتد که در چهارسوی خیابان با انواع سلاح سرد و گرم و باتوم و سپر آرایش گرفتند. مرد جوان که به نظر می‌رسد کارمند بانک باشد مخالف با اعتراض مردمی است. او می گوید همین تجمع های سال گذشته کلی ضرر به وضع اقتصادی مردم وارد کرده است. مرد میانسال با او مخالف است. او می گوید:" این وضع اقتصادی خراب ریشه در سو مدیریت دولت در چهار سال گذشته و همین یک ساله داره. آخر کدام یک از برنامه های اقتصادی این دولت درست بوده است؟ " راننده حرفش را تایید می کند و می گوید:" آقا اصلا کاسبی نیست. تازه اگر هم کاسبی باشد آن قدر همه چیز گران است که نمی شود چیزی خرید. این به خاطر اعتراض مردم نیست به خاطر این است که این آقایان مدیریت بلد نیستند." دیگری ادامه می‌دهد:" می خواهند دنیا را اداره کنند؟ پول نفت را خرج باج دادن به چین و روسیه می کنند و مردم خودمان گرسنه هستند." این را همان مرد میان سال هم می گوید. وقتی چند کودک دوره گرد خیابانی بی توجه به نیروهای امنیتی آویزان ماشین ها می شوند:" ببینید این بچه ها را. این ها از گرسنگی این جور توی خیابان ولو هستند." زن ادامه می‌دهد:" این روزها تعدادشان بیشتر هم شده است. سر هر چهارراهی می توانی هفت هشت تاشو کودک کار را  ببینی. به نظرم باید صلاحیت دولتی که ادعای مردمی بودن و مهرورزی داره و در دوره اش این همه فقر زیاد شده را زیر سوال برد."

این همه هیاهو، رسانه ملی کو؟

پروین. ص همسایه طبقه سوم مجتمعی است که در آن زندگی می کنم. او و خانواده اش یکسالی است که اصلا تلویزیون ایران را ندیده اند. معتقدند باید رسانه ملی کودتا را تحریم کرد. او در این یکساله مثل خیلی های دیگر علاوه بر شرکت در اجتماعات مبارزه منفی را نیز برعلیه دولت به گفته خودش کودتا انجام داده است. از نزدن پیام کوتاه گرفته تا تحریم رسانه ملی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی و عدم خرید برخی کالاهایی که از طریق این رسانه تبلیغ می‌شود .حتی یک دوره ای در اعتراض انرژی هم شرکت کرد. همان جریان روشن کردن وسایل پر مصرف برقی درساعت پیک مصرف یا جنبش اتو. پروین در یکساله گذشته بارها در تجمع ها با باتوم کتک خورده و حتی یک بار نزدیک بوده دستگیر شود با این همه  وقتی می پرسم که فکر می کنی با اس. ام اس نزدن و تلویزیون ندیدن بشود تغییری ایجاد کرد، می گوید:" بی تاثیر که نیست. اما وقتی رسانه ملی که زیر نظر مستقیم رهبر ایران است مثل دولت دروغ می‌گوید چرا باید دید؟" او معتقد است که این هم یک روش است برای مبارزه:" باید همه راه ها را امتحان کرد."

خس و خاشاک تویی

" مهمترین بحرانی که الان دولت جمهوری اسلامی و رهبر ایران با آن مواجه است بحران مشروعیت است. به نظرم مهمترین دستاورد جنبش سبز نه تنها زیر سئوال بردن این مشروعیت بوده که ریختن حرمت برخی از مقدساتی است که جمهوری اسلامی سعی کرده بود آن ها را بسازد. مانند از بین رفتن حرمت شعار علیه رهبر ایران ." این ها را یک استاد دانشگاه می گوید. استادی که مانند بسیاری از استادان در تصفیه بعدی دانشگاه خانه نشین شود. او معتقد است:" در جریان اعتراضات مردمی دستگاه حاکمه ایران به یک باره با این موضوع مواجه شد که همه اعتراض ها رهبر ایران را خطاب داده است و با دیکتاتور خواندن او همه تقصیرها به گردن نحوه مدیریت اوست."

به گفته این استاد دانشگاه تایید انتخابات توسط رهبر پیش از تایید نهادهای مربوطه و عدم رسیدگی به شکایت سایر نامزدها از یک سو و سخنرانی های پی در پی او در یکسال گذشته که با تهمت زدن به برخی از چهره های سیاسی همراه بود و سکوتی که دربرابر حمله رئیس دولت و همراهانش به برخی از چهره های شناخته شده نظام و احکام حکومتی که به نفع دولت در برابر دو قوه مقننه و قضاییه حمله پیکان این را به سمت او جدی تر کرد.

اما این نکته دلیل این نیست که مردم مشروعیت دولت دوم محمود احمدی نژاد را به رسمیت بشناسند. عملکرد او پیش و پس از انتخابات باعث تشدید عصبانیت جامعه شد

این استاد دانشگاه برخلاف خیلی از کسانی که خیلی امیدوار به آینده جنبش نیستند می گوید:" جنبشی که توسط مردم ایران در اعتراض به نتایج انتخابات آغاز شد در طی یک سال از یک حرکت خام به جنبشی ریشه دار تبدیل شد که سرکوب نمی تواند جلوی حرکت آن را بگیرد. در این یکسال مردم به ویژه جوانان بدون هیچ تجربه اعتراض های مدنی به خوبی توانستند حرکت های خود را شکل دهند. این نشان از ریشه دار بودن این جنبش دارد و نشان از آن دارد که حتی اگر در یکی دو سال آینده هیچ تغییری را به وجود نیاورد اما سرانجام به ثمر خود که رسیدن مردم به خواست های به حق خود است برسد."

*تیتر و میان تیترها برگرفته از شعارهای مردم است.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

Sepanta Parham

سپنتا پرهام

سپنتا پرهام ، یکی از روزنامه نگاران صاحب تجربه در عرصه مطبوعات ایران است که هم اینک به دلیل فشار مضاعف بر روزنامه نگاران ، از ادامه کار مطبوعاتی با روزنامه های داخلی صرف نظر نموده است. وی به دلیل مسائل امنیتی از نام مستعار برای نگارش مطالب خود برای گذار استفاده می کند ادامه...