الله اکبری که قلب دیکتاتور را نشانه گرفت | مقاله‌ | صفحه اصلی

الله اکبری که قلب دیکتاتور را نشانه گرفت

بررسی کارکرد شعار الله اکبر

The Allah-o Akbar that Targeted the Heart of the Dictator

۲۷ خرداد ۱۳۸۹ جلال حسینی
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
الله اکبری که قلب دیکتاتور را نشانه گرفت

"الله اکبر" یعنی خدا بزرگ است. این کلام بخشی از صدای جنبش اعتراضی مردم ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که کاسه صبر نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را لبریز کرد و بهانه ای برای برخورد های خشن با معترضان شد. "الله اکبر" شناخته شده ترین نماد مسلمانان در جهان است و گردانندگان حکومت ایران که زمانی خود با این شعار به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخته بودند بعد از انتخابات فریاد الله اکبر معترضان را بر نتافتند.

سر دادن "الله اکبر" پس از تشدید سرکوبهای خیابانی به اصلی ترین شعار معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری تبدیل شد. مردمی که رای خود را از دست رفته می دیدند با استفاده از تاریکی شب و با اختفا در پشت پنجره ها یا روی بامها شعارهای اعتراضی خود را همراه با "الله اکبر" فریاد می زدند. "الله اکبر" شعار مردمی شد که در نهایت مدنیت جنبش اعتراضی خود را پیش می بردند. شعاری که نه توهین به مقدسات است و نه توهین به مقامی یا منصبی. ولی حکومت مذهبی ایران همین شعار را هم بر نتابید و به در خانه هایی که صدای"الله اکبر" از آن بلند شد یورش برد. اینگونه شد که "الله اکبر" قدغن شد.

خدای بزرگ کشته داد

 نیروهای موسوم به لباس شخصی با پشتیبانی پلیس، اما نقشی اساسی در سرکوب معترضانی داشتند که الله اکبر می گفتند. برخورد از حمله به خودروهای پارک شده در خیابان ها آغاز شد و با حمله به ساختمان های مسکونی ادامه یافت. برای نخستین بار در تاریخ مکتوب ایران بعد از اسلام، نیروهای حکومت اسلامی به دلیل جلوگیری ازفریاد"الله و اکبر" با قوای نظامی به خانه های مردم یورش بردند و اقدام به تخریب خانه هایی کردند که از آنها صدای الله و اکبر به گوش می رسید. حتی حکومت پهلوی هم که داعیه مذهبی بودن نداشت با مخالفان خود که بسیاری از شبها بر پشت بام ها الله اکبر می گفتند چنین برخورد خشنی نکرد.
ابتدا دانشجویان خوابگاه کوی دانشگاه تهران به جرم گفتن"الله اکبر"دریک حمله شبانه مجروح و کشته شدند. سپس نیروهای لباس شخصی در حمله به خانه های مردم به مجتمع مسکونی سبحان درمنطقه قیطریه واقع در شمال تهران که جمعی از معاونان وزارت امور خارجه دولت محمود احمدی نژاد در آن ساکن هستند حمله کردند. فردای حمله علی اکبر اعلمی نماینده سابق مجلس که خود نیز در همین مجتمع سکونت دارد جزئیات این حمله و تصاویری از آن را در وبگاه شخصی خود منتشر کرد.

اما اوج این برخوردها شهادت مصطفی غنیان بود؛ فرزند حاج محمد تقی غنیان از بازاریان سرشناس مشهد، دانشجوی ۲۶ساله مقطع كارشناسی ارشد مهندسی معماری. وی شب ۲۷ خرداد، اولین چهارشنبه پس از انتخابات، در حال گفتن تكبیر بر روی پشت بام ساختمانی ۸ طبقه در محله سعادت‏آباد تهران، به ضرب گلوله‏ای به سرش کشته شد. با این وجود نام مصطفی، برای کتمان اتفاق افتاده در میان اسامی کشته شدگان كوی دانشگاه تهران منتشر شده بود.
واین شروع دیگری براوج گیری "الله اکبر"هاشد. با مرگ غنیان جمهوری اسلامی که همواره خود را به عنوان بزرگترین داعیه دار اسلام در جهان معرفی می کند رفتاری را از خود بروز داد که در تاریخ برخورد حکومتها با جنبشهای مدنی مردم ایران بی سابقه بود. واینگونه الله اکبر کشته داد.

صدای همبستگی


صدای همبستگی مردم ایران در تهران تا نیمه آبان ماه ادامه داشت اما در شهرهای دیگر بعد از مهرماه کم شد.  به نظر مریم زن جوانی که فارغ التحصیل رشته مدیریت و    ساکن خیابان پیروزی یکی از محله های جنوبی، قدیمی ومذهبی تهران است  ایده سردادن "الله اکبر" را کسانی مطرح کردند که در تظاهرات علیه محمدرضاشاه پهلوی هم شرکت داشتند و با این شعارمی‌خواستند حال و هوای آن دوره را زنده کنند. او توضیح می‌دهد:«خوب  قشر زیادی از مردم هم که مذهبی هستند و با این شعار مشکلی نداشتند.و می‌خواستند به سران این حکومت بگویند که آنها از خدا که دیگر بزرگتر نیستند.این حکومت اگر ادعای اسلامی بودن دارد چرا این رفتارهای وحشیانه را با مردم میکند.در ضمن این حرکت خطری برای کسی نداشت و مردم با هزینه کمی می توانستند اعتراضشان را نشان دهند.»

بهروز گرافیست ساکن جنت آباد از محلات جدید در شرق تهران است. کوتاه می گوید:« الله اکبر موثر بود و هنوزهم هست، آنهم زياد» معتقداست اگر بخواهیم مردم دوباره از این ابزار مدنی استفاده کنند کارسختی نیست و ادامه می دهد:«فقط كافي است  دوباره اين موج ايجاد بشود  و مردم حس كنند به اين حركت جمعی و اين همدلی نياز هست.»
این گرافیست، تاثیر الله اکبر را در شکوفایی حس همدلی مردمی موثرمی داند و اینکه با گفتن این شعار مردم احساس می کنند تنها نیستند و ادامه می دهد:«ومهمتر از آن هر كسی حس كند از عهده يک نوع مبارزه بر مياید واين حس لذتبخش كه آدم حس كند می تواند مبارزه كند حداقل به شكل بی خطر، خيلی برایش لذتبخش است و شيرين، »

سحر مهندسی جوان، کوتاه بودن شعار الله اکبر را یکی از دلایل گسترش آن می داند و البته می گوید:«این شعار قابلیت همصدا کردن طیف های مختلف سیاسی و فرهنگی را دارا بود و خاطره موثر بودن آن در سال های انقلاب ، هنوز در حافظه تاریخی مردم زنده بود.»
«مردم بدلیل ترس ممکن بود در طول روز درباره عقاید خود با افراد غریبه کمتر صحبت کنند، اما فریاد الله اکبر در شب این پیام را داشت که تعداد زیادی از مردم با هم هستند و در ایجاد حس همبستگی بسیار موثر بود.» این عقیده سحر است.
در محله میرداماد تهران که در شمال شهر واقع است و قشر پردرآمدی ساکن آن هستند سحر صدای "الله اکبر" گفتن مردم را تا اواخر آبان ۸۸ تقریبا درتمام شبها شنیده است. ولی بعد از آن بصورت پراکنده در مراسم خاص که آخرین آن لحظه تحویل سال ۱۳۸۹ بود این شعار در محله آنها طنین انداز شده است.
او تهدید های حکومت و ایجاد ترس در مردم را در قطع شدن این شعار موثر میداند:« حرکت های اینچنینی اغلب توسط توده مردم انجام می شود و تنها در این صورت تاثیر گذار خواهد بود و چون توده مردم توانایی مبارزه طولانی مدت را ندارد و به دنبال حرکت‌های زودبازده است طبیعی است که پس از مدتی خسته خواهند شد و ادامه نخواهند داد بنابراین تهدیدهای حکومت به همراه عدم اثربخشی حرکت،آنگونه که برای توده مردم ملموس باشد در قطع آن موثر بود.»

این زن جوان ۳۰ ساله اعتقاد دارد می توان "الله اکبر" را دوباره زنده کرد و می‌گوید: «رهبران جنبش باید روی موثر بودن این موضوع تاکید کنند و از مناسبت های خاص برای مثال ۲۲ خرداد برای شروع دوباره این حرکت استفاده کنند. یکی دیگر از راهکارهایی که می تواند موثر واقع شود استفاده از این شعاربرای اعتراض به سیاست های غلط دولت در زمینه های اقتصادی است که برروی توده مردم اثرگذاری بیشتری خواهد داشت .»

و زنده نگه داشتن آن را تنها در گرو ایجاد احساس موثر بودن این حرکت در توده های مردم امکانپذیر می داند. و اینگونه "الله اکبر" زنده می شود.

دولتیان خسرو شیرین زبان شدند


همزمان با یکدست شدن مردم در شب ها دولتیان هم موضع گیری را شروع کردند.مرتضی نبوی عضو شورای مركزی جامعه مهندسين اسلامی و از اصولگرایان نزدیک به محمود احمدی نژاد، در مسجد امام خمينی در جمع صاحبان اصناف و بازاريان تعبیر عجیبی از"الله اکبر" های شبانه کرد و الله‌اكبر گفتن بر سر پشت‌بام‌ها را هم مصداق بر سر نيزه زدن قرآن‌ها دانست که علیه امام علی امام اول شیعیان  در جنگ جمل اتفاق افتاد تا وی دست از شمشیر بکشد.(۱ تیرماه ۱۳۸۸مهر)
همزمان محمد جواد لاریجانی "دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه"،  نیز دریک مصاحبه تلویزیونی موضعی همچون نبوی اختیارکرد و با به کار بردن جملات مشابه با گفتن اینکه الله اکبر گفتن در شبهاتوسط حامیان آقای موسوی با "قرآن بر سر نیزه کردن" مشابه است گفت:«این مثل نماز جمعه ای است که آن را روز چهارشنبه بخوانند.»
اما تاثیر "الله اکبر" به عنوان نماد جنبشی اعتراضی که از سمبل های دینی برای تاثیرگذاری بیشتر روی مردم کشورش بهره برد دادخواهی ایرانیان را به گوش کشورهای مسلمان نیز رساند.
در واقع با تنگ تر شدن فضای اعتراض، با ایجاد روش‌های خلاقانه مردم تلاش کردند تقاضا های خود رادر مجامع بزرگتری مطرح کنند.
مصطفی پورمحمدی،وزیر سابق کشوردر دولت نهم و رئيس سازمان بازرسی كل كشور نیز شعار الله اكبررا خواستی ضدملی دانست که وسیله ای دشمن شادکن است. (۱۲/۱۰/۸۸ فارس)
حمید رسایی نماینده حامی احمدی نژاد درمجلس و محمدخاتمی عضو هیات رییسه مجلس خبرگان رهبری نیز تکبير سردادن بر بام خانه ها عوام پسندانه را مصاديق "مسجد ضرار"(۲) در تاريخ فعلی دانست.(۱۳ مرداد۸۸خبرگزاری فارس)
بیژن نوباوه نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس در اظهاراتی موضعی تدافعی گرفت که:«امروز دشمن با نوای الله‌اكبر به جنگ ملت آمده است.»( ۹/۷/۸۸ فارس)
از دیگر سو رئیس دانشگاه شیراز نیز درخواست برخورد با دانشجویانی را داد که نوای "الله اکبر" سر می دهند.(۱۳ مهر ۱۳۸۸ رجاءنیوز)
تاثیر "الله اکبر" های شبانه قوت قلبی هم برای خانواده های کشته شدگان در اعتراض ها داشت. گفتگویی با خانواده بهزاد مهاجر، یکی از کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات که با اثابت گلوله در خیابان کشته شد حاکی از این بود که خانواده کشته شدگان با ندای "الله اکبر" روحیه تازه ای می گرفتند.
نسرین افضلی از بستگان بهزاد مهاجر گفته بود:"الله اکبر های شبانه مردم خیلی روی خانواده این شهید تاثیر گذاشته و از وقتی می بینند مردم همچنان پی گیر خواسته های خود هستند خیلی دلگرم شده اند." (دوشنبه ۱۲ مرداد۱۳۸۸ سایت روزآنلاین)
اما تاثیرگذاری"الله اکبر"از یکسو با حمله بیشتر به خانه های مردم خود را نشان داد که تصویرسازی آن در بسیاری از وبلاگ هابا کلمات انجام شد و از دیگر سو خبرهای رسيده از زندان اوين حكايت از آن داشت كه بازجويان بند ۲۰۹ زندان اوين جرم "الله اکبر" گفتن را به زندانیان تفهیم اتهام می کردند که نمونه آن محمدرضا جلايی‌پوربود که درباره‌ی الله‌اکبر گفتن‌های شبانه مردم از او بازجويی كردند. و آن را برهم زننده امنیت ملی دانستند. (خبر درج شده در۹مرداد ماه درخبرنامه گویا.)


واینگونه "الله اکبر" مخل امنيت ملی شد.


الله اکبر ها کم کم کمرنگ شد که دلیل عمده آن نا امیدی بخش عمده ای از مردم به دلیل سرکوب های شدید حاکمیت است بطوری که مردم امید خود را به تغییر اساسی در نظامی که هیچ تعهدی به جان و مال مردمانش ندارد ازدست داده اند.
البته هنوز هم الله اکبر گفتن می تواند ابزار مناسب در مبارزات مدنی مردم ایران برای احیای حقوق از دست رفته شان باشد چرا که فریاد زدن نام خدا در زیر آسمان تاریک شب حداقل کاریست که یک انسان می تواند از آزادی انجام آن برخوردار باشد.
و این که الله اکبر یکی جمعه ۲۱ خرداد ساعت ۱۰ شب و دیگری شب سالگرد شهدا شنبه شب ۲۹ خرداد پیشنهاد شده است.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

جلال حسینی

جلال حسینی فارغ التحصیل رشته روزنامه نگاری از دانشگاه آزاد در ایران. از سال ۱۳۷۷ کار خود را با روزنامه ها و سایت های داخل و خارج از ایران آغاز کرد. وی با گذراندن دوره های روزنامه نگاری بین المللی تحت وب و روزنامه نگاری نوین به فعالیت های روزنامه نگاری خود ادامه می دهد. ادامه...