جایی نزدیک جهنم | مقاله‌ | صفحه اصلی

جایی نزدیک جهنم

گزارشی از وضعیت خبرنگاران در ایران

The Situation of Journalists Inside Iran

۲۵ خرداد ۱۳۸۹ شبنم آذر
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
جایی نزدیک جهنم

در شرایطی که ده‌ها روزنامه‌نگار ایرانی ناچار شده‌اند سرزمینشان را ترک کنند و بسیاری از روزنامه‌نگارن فعال و موثر، به‌خصوص در عرصه‌سیاست در زندان هستند، تعداد بسیاری روزنامه‌نگار هم‌چنان اصرار دارند درایران بمانند. از این طیف، معدودی که در جناح موافق دولت می‌نویسند و در فضایی آکنده از تملق و ریا، با قلم‌زدن به نفع حکومت پاداش می‌گیرند؛ در فضای امن مطبوعات جناح راستی خوش نشسته‌اند و روزگار به کام‌شان است. اما تعداد بسیاری از  روزنامه‌نگاران متعهدی که رسالت ثبت حقیقت را در پیشانی کار رسانه‌ای خود قرار داده‌اند، با وجود خطر دستگیری و زندان از جانب حکومت، مصرانه در کشور باقی مانده‌اند. گروهی از اینان همچنان به کار رسانه‌ای مشغول‌اند و گروهی در نتیجه تعطیلی مطبوعات خانه‌نشین شده‌اند.
در سال ١٣٨٨، محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای بر مطبوعات و روزنامه‌نگاران ایرانی اعمال شد. سازمان گزارشگران بدون مرز در اسفند ماه این سال طی بیانیه‌ای اعلام کرد: «در هشت ماه گذشته بیش از ١١٠ روزنامه‌نگار  بازداشت و زندانی شده‌اند و نزدیک به ٢٠ نشریه توقیف شده است.» پس از اعلام این آمار، تعدادی از این روزنامه‌نگاران تا صدور احکام نهایی، به قید وثیقه آزاد شدند، عده‌ای نیز هم‌چنان در زندان به سر می‌برند و اسامی تازه‌ای نیز به جمع روزنامه‌نگاران دربند اضافه شده است.
اما روزنامه‌نگارانی که برای حکومت قلم نمی‌زنند و رسالت حرفه‌ای خود را بر منافع شخصی ترجیح می‌دهند، چه بیم‌ها و امید‌هایی دارند؟ با چه مشکلاتی مواجهند و چه راه‌هایی را پیش روی خود می‌‌بینند؟ این‌ها پرسشهایی است که با چند روزنامه‌نگار مقیم ایران مطرح کرده‌ایم؛ روزنامه‌نگارانی در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و اقتصادی. *

ماندن با زمزمه‌های آرام، بهتر از رفتن با فرياد بلند

یک خبرنگار اجتماعی، درباره‌ دلایل ماندن در ایران در این شرایط بحرانی می‌گوید: «من و دوستان روزنامه‌نگار ديگری كه در تهران و بقيه شهرهای ايران مانده‌ايم و به طور حرفه‌ای به فعاليت‌‌مان ادامه می‌دهيم، پيش از هر چيز يك هدف را دنبال می‌كنيم؛ غلبه بر كابوس خفقان. در این خفقان اطلاعاتی انعکاس اخبار بيش از هر زمان ديگری سخت است اما حضور ما در ايران و انعكاس و انتشار اخبار به صورت پراكنده و از رسانه‌های غير رسمی مانند فيس‌بوك و ای‌ميل يا انتشار اخبار به صورت دهان به دهان و از طريق اس‌ام‌اس يا انتقال اخبار به رسانه‌های رسمی فارسی‌‌زبان خارج از كشور مثل راديو فردا، زمانه، بی‌بی‌سی، صدای امريكا و دويچه وله راهی است تا همه را از واقعیت‌هایی که در ایران می‌گذرد، مطلع کند.»

به اعتقاد او خبرنگاران در اين بزنگاه تاريخ سياسی و اجتماعی باید در کشور بمانند، زیرا ترک کشور به معنای پاسخ مثبت به خواست رژيم جمهوری اسلامی است، حکومتی که خبرنگار و روزنامه‌نگار را مزاحم می‌بیند :«ما بسيار شنيده‌ايم كه در بازجويی‌ها به روزنامه‌نگاران و فعالان اجتماعی پيشنهاد شده است كه با هزينه دولت و بدون سر و صدا از كشور خارج شوند. آنها این پیشنهاد را مطرح و تاکید می‌کنند در صورت خروج ساکت و آرام، حکومت با خانواده زندانی هم کاری نخواهد داشت.»

تجربه‌ زندگی در وضعيت بحرانی و پرالتهاب دلیل دیگری است که این روزنامه‌نگار را به ماندن در ایران تشویق کرده است: «به عقیده من این لمس تجربه برای هر روزنامه‌نگاری واجب است. ضمن ادای احترام به روزنامه‌نگارانی كه در اين شرايط كشور را ترك كردند، به آن‌ها می‌گويم آن‌ها دقيقا همان اتفاقی را رقم زدند که جمهوری اسلامی مايل بود رخ دهد. زيرا حتی حضور فيزيكی تك تك ما، خاری است بر چشم آن‌ها كه ناچارند برای كنترل ما هزينه‌و انرژی صرف كنند؛ آن‌ها ناچارند مدام تلفن‌های ما را كنترل كنند، رفت و آمدهای ما را زير نظر بگيرند و برای بازجويی از دوستان و هم‌كاران دست‌گيرشده ما،‌زمان زيادي صرف می‌كنند تا از طريق آنان به اطلاعات تازه‌ای درباره‌ ما برسند. اطلاعاتی كه از بس آشكار و عيان است آنها باور نمی‌كنند. خوشبختانه اغلب روزنامه‌نگاران منتقد كه در ایران مانده‌اند، به رفتار شفاف اعتقاد دارند. آن‌ها پنهان‌كاری نمی‌کنند، روابط سياسی زيرزمينی ندارند و صرفاً به فعاليت حرفه‌ای خود كه همان اطلاع‌رسانی در شرايط بحرانی است،‌ادامه می‌دهند.»
او به این نکته اشاره می‌کند که برای امن ماندن در ایران چاره‌ای جز احتیاط ندارد: «به شدت زير ذره‌بين وزارت اطلاعات، سپاه، بسيج و ديگر نيروهای موازی هستيم اما واقعيت اين است كه با مهاجرت ما،‌همين روش‌های معدود و محدود انتقال اخبار هم از بين می‌رود. گذشته از کسانی که به ناچار  و به دلیل حفظ جانشان وطن را ترک کرده‌اند، كسانی كه از ابتدا انتظار داشتند عرصه‌روزنامه‌‌گاری و انتشار خبر در كشوری توسعه‌نیافته به لحاظ سیاسی، فضايی آرام و دموكرات باشد، درك درستی از سازو كارهای سياسی و رسانه‌ا جهان سوم يا جوامع استبدادی ندارند.»

جای خالی امنیت

خبرنگار دیگری که در حوزه‌اندیشه و فرهنگ قلم می‌زند و پس از تعطیلی رسانه‌ای که در آن کار می‌کرده، خانه‌نشین شده است، جای خالی امنیت سیاسی، حقوقی و اقتصادی را مهم‌ترین کمبود روزنامه‌نگارانی می‌داند که همچنان در ایران به سر می‌برند: «این ناامنی روی همه وجوه زندگی ما اثر گذاشته است. مشکل این‌ است که هر گونه فعالیت رسانه‌ای در هر حوزه‌ای به معنی کار سیاسی تلقی می‌شود؛ به این معنی که عرصه انتقاد بر دامنه سیاست منطبق است. موضوع امنیت اقتصادی هم واضح و در زندگی جاری، ملموس است.»
او در ادامه می‌گوید: «هر کنش سیاسی یا اعمال قدرت حکومتی که به محدودیت یا انسداد فرصت‌های شغلی روزنامه‌نگاران منتهی شود، امنیت اقتصادی این حوزه را به خطر می‌اندازد.»

جای خالی نان

خبرنگار دیگری از حوزه  فرهنگ و هنر ترجیح می‌دهد بسیار پوشیده و در لفافه پاسخ دهد: «دلایل زیادی برای ماندن هست، از همه مهم‌تر تغییر وضعیت به سمت و سوی استقرار دموکراسی است.»
به عقیده او هرچند وضعیت روزنامه‌نگاری در ایران این روزها خطرناک‌تر از همیشه است و نمی‌توان آن را با دوره‌ای دیگر قیاس کرد اما این خطر به یک سال اخیر محدود نمی‌شود: «روزنامه‌‌نگاری همیشه در ایران با اضطراب و نگرانی و خطر همراه بوده است.»
گفتن از ناامیدی برای این خبرنگار دشوار است: «به هر حال همیشه راهی پیدا می‌شود، ولی واقعیت این است که علاوه بر مشکل امنیتی، کار کردن برای چند روزنامه و مجله و آخر ماه کم‌آوردن بسیار عذاب‌آور است، با این حال هر روشی جز  این برایم مخرب و ویرانگر است.»

دست‌گیری؛ اضطراب دائمی

  یک خبرنگار سیاسی در پاسخ به این پرسش‌ها می‌گوید: «در حال حاضر بیکارم. شاید مضحک به نظر برسد ولی طی سه روز گذشته فقط برای بیرون گذاشتن سطل آشغال تا سر کوچه رفتم و برگشتم. جو حاکم، جو افسرده‌ای است به‌خصوص که با وجود این همه خبر‌های سیاسی، نمی‌توانیم اخبار را در رسانه‌های داخلی منعکس کنیم.»
او به کمبودهای دیگری در عرصه اطلاع‌رسانی اشاره می‌کند: «سرعت اینترنت بسیار پایین است و ارسال هر مطلب حتی یک متن ساده، حداقل نیم ساعت طول می‌کشد. با این حال من بیکار نمی‌نشینم و دائم می‌نویسم و برای رسانه‌های خارجی می‌فرستم. ولی دریافت دستمزد با وضعیت بانک‌های ایران مشکل است، حساب‌های بانکی ما کنترل می‌شود . علاوه بر این همچنان احتمال دستگیری خبرنگارهای سیاسی در خانه و خیابان وجود دارد  و این یک اضطراب  دائمی است.»

از برزخ مطبوعات گذشته‌ایم

ترس و نگرانی مسئولان رسانه‌ها نکته دیگری است که یک خبرنگار اقتصادی به آن اشاره می‌کند: «فشارها آنقدر زیاد است که از دبیر تحریریه تا سردبیر و مدیرمسئول، همه می‌ترسند نوشته‌هایشان که به شدت زیر ذره‌بین است، باعث تعطیلی رسانه‌شان بشود. شرایط به گونه‌ای است که حتی اجازه نداریم به بعضی منابع خبری رسمی مثل ایلنا استناد کنیم  چون آنها تند می‌نویسند. به همه این‌ها نگرانی از دست دادن کار و شغل مناسب و رفع مشکلات اقتصادی و زندگی روزمره را هم اضافه کنید. من سیاسی نمی‌نویسم، اما در همین حوزه هم که می نویسم نگاه انتقادی من موجب برداشت سیاسی است.»
او وضعیت خود و همکارانش را در یک جمله این‌طور توصیف می‌کند :«در کل می‌توانم بگویم اوضاع بعد از انتخابات برای ما از برزخ گذشته و به نزدیکی‌های جهنم رسیده است.»

*اسامی روزنامه‌نگارانی که به پرسش‌ها پاسخ داده‌اند، به دلیل حفظ امنیت افراد، نزد «گذار» محفوظ است.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

Shabnam Azar

شبنم آذر

روزنامه نگار و نویسنده بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب در ایران ، که بعد از اتفاقات پس از انتخابات سال هشتاد و هشت مجبور به مهاجرت به کشور هندوستان شد ادامه...