جنبش اعتراض از چشم حوزه؛ سبز یا سیاه؟ | مقاله‌ | صفحه اصلی

جنبش اعتراض از چشم حوزه؛ سبز یا سیاه؟

The Protest Movement and Religious Seminaries: Green or Black?

۲۵ خرداد ۱۳۸۹ محمد جواد اکبرین
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
جنبش اعتراض از چشم حوزه؛ سبز یا سیاه؟

"... در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود، جنبه حیاتی دارد".

اینها بخشی از تحلیل میر حسین موسوی از نسبت روحانیون و جنبش سبز است که در آخرین مصاحبه خود در سال گذشته مطرح کرده بود.
از نظر موسوی گروهی از حوزویان در دسته ی "روحانیان تندرو و معترض" می گنجند و دسته دیگر "روحانیون اصیل" اند که مصالح ملی را از مصالح فرقه ای تشخیص می دهند.

آیا تحلیل موسوی واقع بینانه است؟

حوزه، پنهان می کند

حجت الاسلام میرکاظمی، روحانی ۵۰ساله‌ای  که از شاگردان زنده یاد آیت الله منتظری است و علاوه بر تدریس اصول فقه در مدرسه آیت الله گلپایگانی قم، در دانشگاه نیز فلسفه و الهیات اسلامی درس می‌دهد معتقد است اصول کلی حرکت جنبش سبز را مجتهدان سنتی و بسیاری از روحانیان قبول دارند.
 
از نظر وی آن اصول عبارتند از "رضایت مردم از حکومت و جدایی نهاد دین از نهاد سیاست تا با  مراعات این دو اصل، بیش از هر چیز حرمت دین محفوظ بماند".
وی البته این دوران را دوران تقیه (پنهان کردن عقیده یا بر خلاف رأی واقعی سخن گفتن و رفتار کردن) برای حوزه می داند و می گوید: "وقتی جان و مال و گاه آبروی انسان در معرض خطر قرار می گیرد تقیه هم یک روش و سنّت است. برخی که فکر می کنند حرفهای شان تاثیر دارد حرف می زنند و تاوانش را هم پس می دهند اما خشنودند که بی تاثیر نبوده اند".
او می افزاید :"بسیاری از آقایان در این تصورند که قدرت در دست رهبری و سپاه است و به سرعت صدای مخالف را خاموش می کنند در نتیجه نه حرف شان به گوش کسی می‌رسد نه خودشان باقی می مانند".
وقتی آقای میرکاظمی به سپاه اشاره می کند از چیستی و چگونگی تأثیر سپاه بر حوزه می پرسم؛ می گوید: "از قدیم در همه حکومتها نوعی نگرانی نسبت به حوزه و استقلال و صدای عدالتخواهی آن وجود داشت و همیشه نوعی نظارت از دور بود حتی در دوران آیت الله بروجردی با همه اقتداری که آن بزرگوار داشت؛ در دوران شاه هم اسناد ساواک نشان می دهد که تا چه اندازه روی حوزه حساس بودند اما هرگز این نظارت، مستقیم و محسوس نبود. الان از همه دوران ها بدتر است؛ در ساختمان مرکز مدیریت حوزه علمیه قم بخشی وجود دارد به نام آمار که کار حراست را انجام می دهد و روحانیان دگر اندیش را احضار می کند و اخطار می دهد. اگر گوش نکردند یا شهریه شان را قطع می کند یا آنها را به دادگاه ویژه روحانیت معرفی می کنند تا مجازات شوند. اما بر فراز همه اینها سایه سپاه سنگینی می کند و از طریق مرکزی به نام تیپ مستقل امام صادق، کار نظامی امنیتی را در قم دنبال می کنند".
این شاگرد آیت الله منتظری گزارش می دهد که "مثلا از سال ۷۱ تا به حال، بیش از ۱۷ سال است که رفت و آمدهای دفتر آیت الله منتظری را پیگیری می کنند و بسیاری را از همین طریق گرفتار کرده اند؛ حتی کسانی که برای درس و بحث و امور مشخص شرعی به آنجا می رفتند. این موضوع، البته با حساسیت کمتری در باره مراجع ساکت یا منتقد دیگر هم به نوعی صادق است".

سخن از آیت الله منتظری که به میان می آید دیدگاه روشن و شفاف ایشان درباره جنبش سبز را در آذرماه سال گذشته به یاد می آورم:

 "... جنبش مذكور كه جلوه و تبلوري واقعي از مطالبات به حق‏ ‏اكثريت مردم ايران در سالهاي متمادي است ، هرچند تاكنون با برخورد‏ ‏خشن و شديد جناح تندروي حاكميت روبرو شده است ، ولي دستاوردهاي‏ ‏داخلي و خارجي آن قابل انكار نمي باشد. اين جنبش در داخل كشور‏ ‏توانسته است فرهنگ مسالمت آميز مطالبه حقوق تضييع شده اقشار‏ ‏وسيعي از مردم در انتخابات و حوادث پس از آن را تا حد زيادي نهادينه‏ ‏كند و از طرفي ماهيت خشن جناح تندرو و سركوبگر را به خوبي افشا‏ ‏نمايد; و البته هزينه هاي سنگيني را براي آن تحمل نموده است . اين پديده‏ ‏نشانه آن است كه مردم به كمتر از رسيدن به مطالبات بر حق خود قانع‏ ‏نمي شوند و كشتار و ارعاب و تهديد و بگير و ببندها و محاكمات غير شرعي‏ ‏و غير قانوني و محكوميت هاي سنگين و غير عادلانه فعالان سياسي و‏ ‏آزاديخواهان و نيز تبليغات دروغ و فريبنده ، تأثيري در عزم و اراده آنان‏ ‏ندارد. در بعد خارجي نيز توانسته است نظر كشورهاي جهان و بخصوص‏ ‏جوامع مترقي و سازمان‌های مدافع حقوق بشر را نسبت به مظلوميت و‏ ‏خواسته هاي به حق خود معطوف داشته و در ارزيابي سياسي ، قدرت‏ ‏واقعي ملت را به جهانيان نشان دهند."

از حجت الاسلام میرکاظمی می پرسم آیا افراد زیادی از حوزه به جنبش سبز اینگونه نگاه می کنند که آیت الله منتظری روایت کرده است؟ و آیا سیره آیت الله در حوزه ادامه می‌یابد و شکوفه می زند یا منتظری را باید استثنایی بر یک قاعده دانست؟
می گوید: "اگر بنا باشد آینده حوزه را میان دو سنّتِ تقیه (پنهان کردن عقیده) از یکسو و شجاعتی از جنس آیت الله منتظری تحلیل کنم اولی را واقعی تر می بینم زیرا علاوه بر مسئله ی احتمال تأثیر مسئله ی معیشت هم هست..."
کلامش را قطع می کنم و می پرسم: چطور کلام آیت الله منتظری تأثیر داشت؟ خوب! بقیه هم حرف بزنند تا ببینند تأثیرش را و بلافاصله پاسخ می شنوم که "مگر در سالهای اول انقلاب، آیت الله سید کاظم شریعتمداری حرف نزد؟ نابودش کردند و هیچ تأثیری هم نداشت و اصلا مدل شخصیت منتظری، متفاوت و جایگاهش ممتاز بود که چندان تکرار پذیر نیست."
بر پرسش انتقادی ام تأکید میکنم و می پرسم: زمان مرحوم شریعتمداری که قابل مقایسه با این زمان نیست؛ زیرا افزایش و گسترش قدرت رسانه و بیداری حاصل از ۳۰ سال تجربه حکومت اسلامی، راه تأثیر گذاری را آسان تر کرده است .پاسخ می دهد که "به همان میزان حکومت هم زرنگ تر شده است!"
بر می گردیم به مسئله معیشت؛ میرکاظمی توضیح می دهد که "امروزه اکثریت مجاری اقتصادی حوزه علمیه قم از بالاترین شهریه و خدمات بیمه درمانی گرفته تا مراکز پژوهشی و تحقیقاتی در سیطره دفتر رهبری است و اگرچه دفتر آیت الله سیستانی در قم با ذکاوت و درایت، تمام سعی خود را می کند تا حوزه را مستقل از حکومت نگهدارد  اما باز هم کافی نیست؛ حدود بیست سال برای این وابسته کردن حوزه به ولایت فقیه،  زحمت کشیدند و برنامه ریزی کردند و نسبتا هم موفق شدند و تا وقتی که معیشت حوزه به حکومت (و شخص آیت الله خامنه ای) وابسته است نباید انتظار حرّیت داشت".

میر کاظمی با این مقدمات، نتیجه می گیرد که "سنّتِ تقیه بر فضیلتِ شجاعت، تقدم دارد و ممکن است حوزویان در ظاهر سبز نباشند اما دلهای اکثریت شان با ظاهر ساکت یا نقاب دارشان متفاوت است کما اینکه فرزدق (شاعر عرب)، اهل کوفه را در برابر امام حسین علیه السلام چنین توصیف کرده بود که: "قلوبهم معک و سیوفهم علیک" دلهای شان با تست اما شمشیرهای شان با حکومت است".
میرکاظمی معرفی خود با این نام خانوادگی را مصداق همان سنّت می داند و می گوید "همین که من خودم را میرکاظمی معرفی میکنم تا فردای انتشار گزارش شما در امان باشم، مصداق تقدم تقیه بر شجاعت است".


 حوزه، فریب نمی خورد

برخلاف آقای میرکاظمی، حجت الاسلام قاسم روانبخش با اسم اصلی مصاحبه می کند و به خبرنگار، بدون هیچ تعارفی می گوید: "فتنه سبز محصول اتحاد موسوی، کروبی و خاتمی با رضا پهلوی و سازمان سیای آمریکاست و حوزه علمیه قم فریب این ظاهر دروغین را نمی خورد".

قاسم روانبخش از شاگردان آیت الله مصباح یزدی و سردبیر هفته نامه پرتو سخن است. او آنچه را که فتنه سبز می خواند ریشه دار در دوم خرداد سال ۷۶می داند و معتقد است روحانیانی ماننداو و استادش از همان زمان هشدارهای لازم را داده بودند: "آیت الله مصباح یزدی بارها از اصلاح طلبان خواسته بودند که اصلاحات را شفاف تعریف کنند ولی آنها تا پایان دوره ۸ساله اصلاحات و حتی پس از آن، هرگز تعریفی از آن ندادند، زیرا می‌دانستند با تعریف دقیق اصلاحات از بین می روند".

روانبخش می گوید: "ما خیلی در مقالات و مناظره ها سعی کردیم که به مردم نشان دهیم هدف خاتمی و اطرافیانش از اصلاحات،‌تغییر نظام اسلامی و به عبارت دیگر کودتای نرم است و آیت الله مصباح یزدی هم علاوه بر افشای مبانی نظری آنها، از چمدان های دلاری که برایشان فرستاده می شد سخن گفتند ولی آنها اصلاح نشدند تا کار به فتنه بعد از انتخابات سال ۸۸رسید".

آقای روانبخش صدای آیت الله مصباح و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را صدای قابل استناد و رسمی حوزه می داند و وقتی خبرنگار از روانبخش می پرسد: اگر این ها صدای حوزه است دیدگاه مراجع تقلیدی مانند آیت الله صانعی و یا تشکل‌هایی مثل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم را در کدام دسته بندی قرار می دهید؟ پاسخ می‌دهد:
"بعد از سلب مرجعیت آقای صانعی توسط جامعه مدرسین، ایشان بیش از یک روحانی معمولی در قم اعتبار ندارند و آن تشکل هم که نام بردید در زمان آقای خاتمی درست شد تا در برابر جامعه مدرسین عرض اندام کند".

روانبخش در پاسخ به پرسش بعدی خبرنگار با عتاب می گوید: "حوزه که تکلیفش روشن است حتی در میان مردم هم فاتحه جنبش سبز خوانده شد. اوجش همان بود که در روزهای بعد از انتخابات، حدود ۵۰۰ هزار نفر آدم را با دستبند سبز و آستین بالا زده و بچه سوسول ها به خیابان آوردند تا فشار بیاورند و آقا را مجبور به ابطال انتخابات کنند".

سردبیر ارگان آیت الله مصباح یزدی گفتگو را با این جمله تمام می کند:

"انتخابات خیلی وقت است که تمام شده و فتنه سبز و پشتیبانان شان در آمریکا از ملت ايران شكست خوردند، ولي اينها با راهپيمايي‌ها و اغتشاشات خياباني به مقابله با نظام پرداختند و موسوی و کروبی با بيانيه‌هاي تند و خشن شان در جهت تخريب نظام اسلا‌مي كوشيدند. با دستگيری سران فتنه، این آتش فروكش كرد و با اعترافات آن‌ها پشت پرده اين جريان برای ملت ایران آشكار شد".



شاید لازم است برای فهم درستی یا نادرستی آنچه آقای میرکاظمی گفته است منتظر زمان باشیم اما بر خلاف آنچه آقای روانبخش می گوید رأی اکثریت شهر قم به سید محمد خاتمی در دو انتخابات دوم خرداد ۷۶ و هجدهم خرداد ۸۰ (حتی در صندوق اخذ رأی مدرسه فیضیه قم)، سکوت همه مراجع تقلید (جز آیت الله نوری همدانی) در حمایت از نظام در سالهای اخیر، عدم استقبال مراجع از دیدار با محمود احمدی نژاد در سالی که گذشت، کناره گیری آیت الله جوادی آملی و آیت الله استادی از امامت جمعه ی مهمترین شهر مذهبی ایران بعد از انتخابات و تولد جنبش سبز، و سرانجام تشییع کم نظیر پیکر آیت الله منتظری در قم نشان می دهد که داوری آقای روانبخش واقع بینانه نیست و بافت روحانیان قم حتی اگر با جنبش سبز همراه نشوند اما مانند آقای مصباح یزدی و شاگردش آن را سیاه نیز نمی بینند؛ به ویژه آنکه "از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند"؛ نکته ای که میر حسین موسوی نیز در تحلیلش از نسبت روحانیت و جنبش سبز، بر آن تأکید کرده است.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

Mohammad Javad Akbarien

محمد جواد اکبرین

محمد جواد اکبرین، تحصیلات حوزوی را از سال ۱۳۶۷ در حوزه علمیه قم آغاز و تا سال ۱۳۸۴ آن را ادامه داد. در این مدت او با نشریات و روزنامه‌های مختلفی همکاری داشت. او در مجموع عضو هیات تحریریه‌ی ۱۵ روزنامه توقیف شده بود. عمده مطالب اکبرین در این روزنامه‌ها با محوریت مسایل دینی بوده است. اکبرین از سال ۱۳۸۴ به لبنان عزیمت کرد و در این کشور به عنوان پژوهشگر دینی با موسسه‌ی مطالعات اسلامی بیروت همکاری دارد. در حال حاضر او علاوه بر تحصیل، به عنوان روزنامه‌نگار با روزنامه‌هایی چون «النهار» و «المستقبل» در لبنان همکاری دارد. اکبرین... ادامه...