دانشگاه همچنان زنده است
دانشجویان و جنبش سبز
«سال جنبش»، بیشک مناسبترین لقب برای سال گذشته ایران است. هرچند این جنبش در سراسر دنیا با رنگ سبز شناخته شده است اما بی تردید بخش بزرگی از آن را جنبشهای خردتری -چون جنبش زنان، جنبش کارگران، جنبش معلمان و جنبش دانشجویی- شکل میدهند که سالها پیش برای رسیدن به اهدافی آزادیخواهانه تشکیل شدند. در این میان جنبش دانشجویی به عنوانی یکی از ریشهدارترین و پرنفوذترین جنبشهای مدنی ایران از منظر تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در رابطه با جنبش سبز از اهمیت ویژهای برخوردار است.
آرش بهمنی، فعال سابق دانشجویی و روزنامهنگار، با تاکید بر تاثیر متقابل جنبش دانشجویی و جنبش سبز میگوید: «در شرایط فعلی این دو حرکت آزادیخواهانه، تاثیرات مشخص متقابلی بر هم دارند. از سویی حضور فعالانه دانشجویان در جنبش سبز و شرکت آنها در تجمعها و تظاهرات، پویایی این جنبش را سبب شده و از سوی دیگر جنبش سبز، نیرو و انرژی خود را به دانشگاهها تزریق کرده و عملا طیف وسیعی از دانشجویان را که برخی از آنها همواره به مسایل سیاسی بیتوجه بودهاند، درگیر کرده است. فعالیتهای دانشجویان در محیط دانشگاه نقطه امیدی برای جنبش سبز است و حمایت فعالان جنبش سبز از دانشگاهها، باعث میشود فعالان دانشجویی این نکته را دریابند که تنها نیستند و مبارزاتشان بر جامعه تاثیر دارد.»
یکی از کلیدیترین پرسشها در این زمینه، رابطه طولی و یا عرضی فعالیتهای دانشجویی و جنبش سبز است؛ به این معنی که این دو دوشادوش یکدیگر پیش میروند یا جنبش دانشجویی زیر مجموعه جنبش سبز ایران است؟
مرتضی اصلاحچی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، جریان دانشجویی را یکی از زیر مجموعههای جنبش سبز میداند که از یک سو سعی دارد گفتمان مدنی و بدون خشونت را گسترش دهد و جنبش سبز را به عمق جامعه ببرد و از دیگر سو از مواضع رهبران جنبش برای تعیین خط مشی و تاکتیکهای خود استفاده میکند.
او امتیازات این رابطه میان دو گزاره یادشده را اینگونه شرح میدهد: «خوشبختانه گروهها و جریاناتی که خود را ذیل جنبش سبز تعریف میکنند، هر کدام جایگاه خود را میشناسند و با توجه به حوزه نفوذ و گستره اجتماعی خود فعالیت میکنند که این امر مانع از هرج و مرج درون گفتمانی در جنبش سبز میشود.»
اعضای جنبش دانشجویی از لحاظ کمی و نیز از لحاظ کیفی بخش عمده و مهمی از درصد جمعیتی جنبش سبز را تشکیل میدهند، به این معنی که جنبش دانشجویی به عنوان نقطه تلاقی سایر خردهجنبشهای اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش کارگری و جنبشهای قومیتی عمل میکند و زمینه را برای ایجاد ائتلافی بر سر مواضعی نانوشته میان گروههای مختلف فراهم میآورد.
پویان محمودیان از فعالان دانشگاه امیرکبیر در این باره میگوید: «جنبش دانشجویی با در برگرفتن طیف وسیعی از گرایشهای فکری، مطالبات و گفتمانهای غالبی که نخبگان سیاسی مطرح کردهاند؛ دستههای مختلف را درک و تا حد توان گرد هم میآورد و سپس از طریق ارتباطات سینه به سینه به عامه مردم منتقل میکند. از طرف دیگر فضای روانی ایرانیان، مردم را به گروهها و احزاب سیاسی بدبین کرده است اما همچنان به جنبش دانشجویی و فعالیتهای دانشجویی اعتماد دارند. بنابراین ارتباطگیری جامعه با نهاد دانشگاه و تاثیرپذیری از آن چیزی فراتر از احزاب سیاسی است.»
مجید توکلی، همدانشگاهی پویان که از ١٦آذر سال گذشته دربند است؛ در یادداشتی از درون زندان درباره تاثیر دانشجویان بر فضای جامعه مینویسد: «دانشجویان علاوه بر فعالیت منتقدانه و معترضانه و نقشهای رسانهای، در شکلدهی پایگاههای خبری و آگاهیرسانی، حضور شجاعانه پیوسته در همه تجمعات، نقشی محوری در شکلگیری هر اعتراض بزرگ را دارا هستند. دانشجویان میتوانند در شرایط رکود، جانی دوباره به جنبش ببخشند و در واقع قسمتی از جنبش هستند که تضمین کننده پایانناپذیری مسیر امروز است. هستههای تجمعات منسجم و با برنامه و مدیران آگاه اعتراضات همین دانشجویان هستند.»
جنبش دانشجویی در گذر از انتخابات
بیشتر فعالان دانشجویی و ناظران معتقدند جنبش دانشجویی در دولت نهم، نسبت به سالهای پیش از آن در رکود به سر میبرد؛ رکودی متأثر از شرایط سیاست زده جامعه و سیاست سرکوب دانشجویان که دولت احمدینژاد از آغاز کار در دستور کار خود قرار داده بود. در آغاز شکلگیری دولت، تشکلهای دانشجویی، به ویژه دفتر تحکیم وحدت، غیرقانونی اعلام شدند؛ بسیاری از فعالان دانشجویی از تحصیل محروم و برخی از دانشگاه اخراج شدند و البته عده زیادی نیز بازداشت شدند؛ تنها در سال ١٣٨٦ بیش از یکصد دانشجو از طیفهای مختلف سیاسی بازداشت شدند. در چنین فضایی، جنبش دانشجویی با آغاز مبارزات انتخاباتی جانی تازه یافت.
اصلاحچی این تغییر را شرح میدهد: «جمهوری اسلامی معمولا چند ماه پیش از هر انتخابات، حداقل فضای تنفس را ایجاد میکند تا مردم به شرکت در انتخابات ترغیب شوند. جنبش دانشجویی ایران نیز در این دوره از فرصت استفاده کرد و پس از چند سال سرکوب شدید، وارد عرصه فعالیت شد. دفتر تحکیم وحدت در سال ١٣٨٤ انتخابات را تحریم کرد اما در انتخابات سال گذشته، تحلیل و جمعبندی اکثر فعالان دانشجویی، شرکت در انتخابات و حمایت از کاندیداهای اصلاحطلب بود. بر مبنای این تحلیل نیز بسیاری از فعالان دانشجویی وارد ستاد کاندیداهای اصلاحطلب شدند و به این ترتیب دانشگاه پس از چهار سال انفعال، دوباره فعال شد.»
این شور و نشاط اما در روزهای پس از انتخابات به اعتراضات دامنهدار و در عین حال پرهرینه در دانشگاهها تبدیل شد. بهمنی از اعضای سازمان دفتر حکیم وحدت در این مورد اعتقاد دارد: «حوادث پس از انتخابات، تمامی دانشجویان را بیواسطه با سیاست روبهرو کرد. در واقع با بازداشت بسیاری از رهبران جنبش دانشجویی، اکنون به تعداد دانشجویان، رهبر وجود دارد. شاهد مدعا هم اعتراضات پردامنه دانشجویان در دانشگاههای مختلف کشور است که با وجود همه برخوردها، همچنان ادامه دارد. به ویژه که این اعتراضات به برخی از دانشگاههای شهرستانها که سالها بود هیچگونه حرکت سیاسی در آنها انجام نمیشد یا دانشگاه آزاد، با جو امنیتی بسیار سنگین آن، نیز کشیده شد.»
برخورد حاکمیت و ایستادگی جنبش دانشجویی
هر چند پس از انتخابات سیاست سرکوب دانشگاه، به شکلی گستردهتر و سازمانیافتهتر دنبال شده است و کوچکترین گردهمآییهای فعالان دانشجویی ردیابی و اعضای آنها بازداشت میشوند؛ به این صورت تمام تشکیلات و حتی شبکههای ارتباطی فعالان دانشجویی منهدم شده است. البته این خلا تا حدودی با استفاده از شبکههای اجتماعی اینترنتی پر شده و دانشجویان توانستهاند از طریق فراخوانهای اینترنتی برنامههای اعتراضی خود را سامان دهند.
اصلاحچی در پاسخ به این پرسش که اهداف حاکمیت در سرکوب جنبش دانشجویی چیست؟ به دو مولفه توان جنبش دانشجویی در سازماندهی و تاثیرگذاری سیاسی و مرجعیت اجتماعی دانشجویان اشاره میکند: «جمهوری اسلامی به جامعه تودهوار و بدون شکل معتقد است و به این دلیل همیشه از «ملت همیشه در صحنه» دم میزند اما هیچگاه اجازه نمیدهد این ملت در قالب گروههای صنفی، مدنی و سیاسی سازماندهی شود. اما دانشگاه به خاطر ویژگیهایش، همواره از حداقل سازماندهی برخوردار بوده و تا حدودی در امر شکلیافتگی اجتماعی، نقش احزاب را بازی کرده است. به همین دلیل، بسیاری، جنبش دانشجویی را دلیل اصلی روی کار آمدن محمد خاتمی در سال ١٣٧٦ میدانند و آن را در کنار مطبوعات به عنوان یکی از بالهای اصلاحات ارزیابی میکنند. حاکمیت نیز با علم به تواناییهای جنبش دانشجویی در امر سازماندهی اجتماعی، آن را سرکوب میکند.
او نقش تاثیرگذاری سیاسی و مرجعیت اجتماعی دانشجویان را نیز اینگونه توضیح میدهد: «پس از کودتای انتخاباتی جوانان ستون فقرات اعتراضها بودند، از دیگر سو جامعه جوان ایران از سطح تحصیلات بالایی برخوردار است که این امر منجر میشود نوعی مرجعیت اجتماعی پیدا کند. پیش از این جوانان در اتخاذ مواضع سیاسی اغلب تابع نظر خانواده بودند اما این روند تا حدودی معکوس شده و اکنون بسیاری از خانوادهها با اعتماد به فرزندان خود و با توجه به نظر آنها در قبال مسایل سیاسی، موضع گیری میکنند.»
هرچند پویان محمودیان به اثربخشی نسبی برخوردهای حاکمیت با دانشجویان اشاره میکند اما در عین حال معتقد است با توجه به سطح گسترده اعتراضها در جامعه، فعالیتهای دانشجویی هیچگاه به انفعال کامل کشیده نخواهد شد و تنها شیوه عمل و راهکارهای شبکهسازی و سازماندهی تغییر خواهد کرد.
به نظر بهمنی هم تصور غلط حاکمیت درباره سرکوب دانشگاه نتیجهای جز تندروتر شدن فعالیتها ندارد و این مصداق همان شعار مشهور دانشجویان است: «دانشگاه زنده است»
اصلاحچی معتقد است، درخصوص تاثیر سرکوبها بر جنبش دانشجویی میگوید: «از این جهت که اکثر فعالان دانشجویی یا زندانی شدند و یا به واسطه اخراج و محرومیتهای از تحصیل از دانشگاه خارج شدهاند، میشود گفت سرکوبها اثرگذار بوده است. مسلما این امر بر سطح و کیفیت فعالیت دانشجویان تاثیر میگذارد و باعث میشود تجربیات دانشجویان سیاسی به بدنه دانشجویان منتقل نشود.»
او ادامه میدهد: «سطح گسترده سرکوب جنبش دانشجویی تا اندازهای فضای دانشگاهها را کنترل کرده است، اما مسلما در درازمدت نتیجهبخش نخواهد بود چون امروز شرایط تغییر کرده و اکثریت دانشجویان به مسائل سیاسی حساس هستند و این امر کنترل همه جانبه و درازمدت دانشگاه را غیرممکن میکند.»
روند تکاملی خیزش مدنی مردم ایران در یک سال اخیر از مهمترین ویژگیهای آن است، خصوصیتی که در جنبش دانشجویی نیز قابل ردیابی و مشاهده است. در عین حال با توجه به آنکه حاکمیت به ضرب زندان و اخراج و محرومیت از تحصیل فعالان شهیر و مجرب دانشگاه را از این محیط دور کرده، بر این دسته از فعالان است که با تولید محتوا، نوشتن مقالهها و انجام مصاحبهها، برای کمک به باروری و پختگی بیشتر جنبش دانشجویی راهی بیابد.





نظر خود را بنویسید