جنبش زنان الگوی جنبش سبز | مقاله‌ | صفحه اصلی

جنبش زنان الگوی جنبش سبز

تجربه مبارزه بی خشونت

The Women’s Movement: A Model for the Green Movement

۲۱ خرداد ۱۳۸۹ پریسا کاکایی
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
جنبش زنان الگوی جنبش سبز

سال گذشته ایران در چنین روزهایی در آستانه‌ی ورود به مرحله جدیدی از تاریخ خود بود. روزهای پیش از انتخابات، گفت و گوی اقشار مختلف درباره مشارکت یا عدم مشارکت در یک تصمیم سیاسی،  شور و هیجان جاری در خیابان ها و ستادهای انتخاباتی که به خصوص در میان جوانان بیشتر مشهود بود، همه و همه ایران را آبستن حوادثی می کرد که هیچ کس انتظارش را نداشت.

گروه‌های مختلف زنان در بدنه جنبش زنان با کنار هم قرار گرفتن در یک طیف، حداقل‌هایی را به عنوان محور مشترک مطالبات پذیرفته و تحت عنوان" همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات" پا به میدان رقابت انتخاباتی گذاشتند.

ائتلافیون با پخش بروشور یا پلاکاردهایی با مضمون "ما به مطالبات زنان رای می دهیم" در میادین و تجمعات انتخاباتی حضور یافتند. چنین حرکتی از یک سو شکلی جدید از مشارکت زنان در انتخابات را ارائه می کرد و از سوی دیگر برای مخاطبینی که از مردم سطح جامعه  تشکیل شده‌اند کمی ناآشنا و دور از انتظار بود؛ به گونه‌ای که گاه توقف آنها و پرسش در مورد ماهیت جریان و جایگاه آن در انتخابات، باب بحث‌های طولانی را می‌گشود.

با اعلام نتایج انتخابات اغلب گروه‌های اجتماعی و مردم، سرخورده از تلاش‌های خود دچار نوعی درماندگی شدند که برای رهایی از آن و احقاق حق خود، در اشکال دسته جمعی و همگرایی بی‌سابقه ای لب به اعتراض گشودند. اما این به ظاهر آغازی بود بر پس لرزه‌هایی که به طور کلی تمام معادلات را بر هم زده و لزوم دستیابی به بینشی جدید در بستری متفاوت را یادآور می‌شد.

در واقع مساله اینجا بود که گروه های اجتماعی از یک سو نه تنها به مطالبات خود دست نیافتند و حق طبیعی مشارکت سیاسی آنها نیز به رسمیت شناخته نشد از سوی دیگر از آنجایی که برخاسته از مردم بودند در کنار آنها به مبارزه پرداختند و فراتر از آن به دلیل فعالیت‌های مشخص خود نیز در معرض نخستین بازداشت ها قرار گرفته و هزینه مضاعفی را متحمل شدند.
اما آیا مجموعه این حوادث و هزینه ها، راه را برای جنبش زنان در طرح مطالبات کوتاه تر کرد یا بر عکس، اذهان عمومی  در سطح جامعه  از جنبش زنان  که به مرور زمان مسیر خود را در میان مردم باز می کرد، دور و راه برای این جنبش طولانی تر شد؟

آسیه امینی، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان در پاسخ به این پرسش می گوید: "توقعات ما از مسائل،  گروه ها و جنبش ها باید مبتنی بر واقعیت باشد. در حقیقت تا پیش از انتخابات، گروه‌ها و جنبش‌ها از جمله جنبش زنان روش و منش مخصوص به خود را داشتند و ارتباط گیری آنها با بدنه جامعه محصول شرایط زمانی و مکانی موجود بود. انتخابات تمام معادلات سیاسی و اجتماعی را در داخل کشور بر هم زد. این تغییر تنها در ارتباط جنبش زنان با مردم صورت نگرفت بلکه در سطوح دیگر نیز قابل مشاهده بود. بنابراین نمی توان انتظار داشت یک گروه اجتماعی تحت تاثیر اتفاقی به این بزرگی قرار نگیرد. الگوی کاری جنبش زنان بعد از انتخابات تغییر کرد. پس از این حوادث، نوعی سرگردانی در ادامه ی روند طبیعی فعالیت بیشتر جنبش ها و گروه ها پدیدار شد اما به نظرم اگر بخواهیم این مساله را از وجوه مختلف بررسی کنیم شاید بتوانیم از اتفاق «به تعبیر من ناخوشایندی» که پیش آمده و سکته ای که ایجاد شده برداشت های خاص خود را داشته باشیم. من وقتی شاهد آن هستم که نقش جنبش زنان موضوع بسیاری از تحلیل ها قرار می گیرد و یا اینکه جنبش های اعتراضی، پرهیز از خشونت را الگوی خود قرار می دهند آن را ادامه ی حرکت جنبش زنان در جامعه و بسط و موفقیت و نه انقطاع کار آن می دانم."

در سال ۱۳۸۸ تعداد زیادی از زنان فعال که تنها متعلق به جنبش زنان نبوده اند بازداشت شدند. بی سابقه ترین احکام در مورد آنها صادر شده و برخی در حال گذراندن دوران محکومیت خود هستند. در این میان به نظر می رسد که بستر موجود، برخورد قهری با کمپین یک میلیون امضا را تسهیل کرد و اعضای آن در صورت بازداشت، همانند بسیاری دیگر از گروه های اجتماعی به اتهامات واهی تحت بازجویی های طولانی قرار گرفتند. بسیاری از فعالان زن مجبور به خروج از کشور شدند و این هزینه گزافی بود که جنبش زنان، به واسطه حوادث پس از انتخابات متحمل شد. البته به تعبیر آسیه امینی: "هر چند ممکن است شدت بازداشت ها، خروج افراد از کشور، پراکندگی در داخل، زندگی زیرزمینی، تعطیلی سایت ها، نیمه کاره ماندن بسیاری از حرکت های گروهی که زنان برنامه ریزی کرده بودند از موارد منفی تلقی شوند اما بیش از آن یک میلیون نفری که در کمپین انتظار داشتیم، به جنبش های اجتماعی پاسخ مثبت دادند و این هم دستاورد دیگری ست. به رغم تمام هزینه های سنگینی که تحمیل شد، به نظر تحلیل ناقصی خواهد بود اگر نگوییم که مطالبات جنبش زنان عمیق تر از پیش در داخل جامعه در حال دنبال شدن است."

خدیجه مقدم، دیگر فعال حقوق زنان، خواسته محور بودن اعتراض های مردم حول محور "رای من کجاست" را تجربه کمپین می داند: " مردم خواسته مشخص و ملموسی را عنوان کردند نه اینکه همه مردم نسبت به مطالبات کمپین و عملکرد آن آگاه باشند، ولی دقیقا تجربه کمپین بود که بدون رهبری مشخص - مسالمت آمیز و خواسته محور شد."

تغییر مطالبات بعد از انتخابات

اگر چه پیش از انتخابات همگرایی جنبش زنان که طیفی از سکولارها و مذهبیون را در بر می گرفت شکل گرفت اما بخش دیگری از بدنه‌ی جنبش زنان، شامل درصدی از اعضای "کمپین یک میلیون امضا" با چنین رویه ای موافق نبودند چرا که به اعتقاد آنها طرح دوباره ی مطالبات "کمپین" در قالبی جدید برای شرکت در انتخابات تنها چهره سیاسی بخشیدن به یک حرکت مدنی و عملی موازی بود که پتانسیل اعضا را پراکنده می کرد.

با این حال ائتلافیون بر سر "پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان" و "تغییر برخی قوانین تبعیض آمیز" به توافق رسیده و آن را به عنوان مطالبات جنبش زنان مطرح نمودند که به نظر می رسید با توجه به نتایج انتخابات و به کنار نهاده شدن آرای گروه های سیاسی، اجتماعی و مردم، شکل خواسته ها تغییر یافت و به یک بیان مشترک تبدیل شد. به گفته ی آسیه امینی: "خواسته های زنان بعد از انتخابات نه تغییر قانون که پیش رفتن به سمت دموکراسی، پرهیز از خشونت ، رواج روابط مدنی، رواج اعتراض مدنی و نه گفتن بوده است."

مبارزه بدون خشونت

از ویژگی های بارز کمپین یک میلیون امضا که همواره بر آن تاکید داشته یافتن راه های گفت و گو با قدرت و بستر سازی فرهنگی در میان مردم است. همان نقطه اشتراک با جنبش سبز که بسیاری از فعالان جنبش زنان معتقدند بر اثر الگو برداری مناسب از جنبش زنان حاصل شده است. اما آنچه بعد از انتخابات دیده شد خشونت عریان حکومتی و اصرار مردم در ادامه مبارزه بدون خشونت و البته گاه رفتارهای دفاعی پراکنده بود. اگرچه آسیه امینی معتقد است: "هیچ دلیل و برهانی نباید مردم را ازهدفی که به آن اعتقاد دارند منحرف بکند. اگر رفتار بدون خشونت  یک الگو است و خواسته مطرح، جامعه ای با صلح و امنیت است نباید اجازه داد تا امکان انحراف از این هدف توسط عده ای فراهم شود." اما چگونه می شود چنین رفتاری را نهادینه کرد؟

به نظر این روزنامه نگار: "آنچه یکی از چالش های جنبش سبز و دیگر جنبش ها از جمله جنبش زنان است ، در واقع نداشتن برنامه ای برای ادامه ی مبارزه منفی هست. مبارزه بدون خشونت نیاز به ابتکار عمل دارد.  به نظر می رسد گروه های فکری که در دیگر جنبش ها از جمله جنبش زنان موجب پیش آمدن اتئلاف ها و اتحادهایی که تصمیم گیری جمعی را پیش برده اند شده اند در جنبش سبز وجود ندارد و این یک خلا جدی در الگو برداری جنبش سبز از جنبش زنان است. از سوی دیگر اینکه حکومت اعمال خشونت می کند مساله تازه ای نیست. در برهه هایی از زمان، خشونت حکومت توسط گروه های سیاسی داخل کشور با رفتاری مشابه پاسخ داده شده اما نتیجه زیانبار آن نیز تا سال ها قابل مشاهده بوده و هست. جنبش های مدنی به دلیل اتخاذ مدنی ترین روش ها از طرف جامعه  ایرانی پاسخ مثبت دریافت کردند. روی آوردن به خشونت ما را از امنیت و صلح و دموکراسی عقب خواهد انداخت."

علاوه بر این حضور زنان در جریان های اعتراضی از عوامل کاهش خشونت برشمرده می شود چنانکه خدیجه مقدم، دیگر فعال جنبش زنان نیز معتقد است: "اگر حضور مادران و زنان در اعتراض های مردمی نبود بی تردید خشونت شدت می یافت. یک هفته بعد از کشته شدن ندا، مادران جنبش سبز با استفاده از تجربه های جنبش زنان بخصوص کمپین، در پارک لاله و خیابان ها، بهشت زهرا، مقابل اوین، دادگاه انقلاب، قوه قضائیه به صورت جدی خواستار پایان دادن به کشتارها و محاکمه آمران و عاملان آن و آزادی زندانیان عقیدتی شدند.  این حرکت در تاریخ جنبش زنان ایران بی نظیر بوده است."

به نظر می رسد اگرچه جنبش زنان با اشاره به دلایل مذکور خود را در برخی موارد، از جمله مبارزه بدون خشونت، الگوی جنبش سبز می‌داند اما برای دستیابی به راهکارهای عملی‌تر در راستای نهادینه کردن مبارزه بدون خشونت، خود این جنبش نیز نیازمند واکاوی شیوه‌هایی مناسب و منطبق با شرایط جدید جامعه و ارائه آن به شکل موثرتر است چرا که تقدیس صرف "پرهیز از خشونت" نمی تواند پاسخگوی پرسش‌های نسل جوانی باشد که در مقابل شدیدترین انواع خشونت خود را تنها و بی پناه می پندارد.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story

درباره نویسنده

Parisa Kakaee

پریسا کاکایی

پریسا کاکایی عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر ، فعال مدنی ، روزنامه نگار و ازاعضای کمپین یک میلیون امضاست. وی در پی بازداشتهای گسترده بعد از انتخابات در دی ماه سال 1388 دستگیر شد و پس 47 روز با قرار کفالت آزاد گردید ادامه...