رسالت جنبش سبز در مواجهه با تحریم ایران
The Green Movement’s Mission in the Face of Sanctions
ختم کلام اینکه، جنبش دموکراسی خواهی در ایران بی توجه به دغدغههای جامعه جهانی نمی تواند خواهان پرهیز رهبران جهان از تصویب تحریم های تازه علیه ایران یا لغو تحریمهای گذشته باشد، بلکه باید بکوشد در راستای منافع خود و منافع ایران، جامعه را نسبت به هزینه هایی که بابت تحریم پرداخت می کند آگاه سازد و با بسیج افکار عمومی علیه تحریم ها، دولت را به تغییر رفتار وادار کند. آگاه سازی مردم ایران خصوصا طبقه عوام، نسبت به تبعات تحریم های بین المللی بر زندگی آنها، فاصله مردم با دولت ایران را افزایش و بر قدرت جنبش سبز خواهد افزود. گام دوم ارائه ی طرحی برای دستیابی جامعه جهانی به هدف تحریم بدون وضع تحریم جدید یا ارائه راهکارهایی برای افزایش موفقیت تحریم و کاهش تبعات منفی آن بر جنبش دموکراسی خواهی است. در چنین شرایطی است که نگاه جامعه جهانی به جنبش دموکراسی خواهی در ایران و منطقه تغییر و مسیر گذر به دموکراسی هموار تر خواهد شد.
رسالت جنبش سبز در مواجهه با تحریم ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد چیست؟ این مهمترین پرسشی است که این روزها ذهن ناظران و تحلیل گران سیاسی متمرکز روی موضوع تحریم را به خود مشغول کرده است. این پرسش و پرسش هایی از این دست که آیا تحریم ها خللی بر روند دموکراتیزاسیون ایجاد می کند، در حالی بی پاسخ مانده است که می تواند آینده ی جامعه ایران را دستخوش تغییرات مهمی قرار دهد. نگارنده در این یادداشت می کوشد با تشریح اهداف تحریم به تبیین رسالت جنبش دموکراسی خواهی در ایران بپردازد.
هدف تحریم و سنجش کارآمدی آن
"تحریم" کشورها از سوی سازمانهای بین المللی، منطقه ای و یا تحریمهایی که از سوی دولت ها علیه یک یا چند دولت دیگر اعمال می شود، یک هدف روشن را دنبال می کند: "تغییر رفتار دولت تحریم شونده در جهت ارتقاء صلح و امنیت جهانی". بنابراین در ارزیابی موفق یا ناموفق خواندن تحریمها، میزان اثر گذاری آن تحریم را بر رفتار دولت تحریم شونده می سنجند تا روشن شود چقدر تحریمهای اعمال شده کارآمد بوده است. تحریم به عنوان یک ابزار بین المللی به رسمیت شناخته شده، به هیچ عنوان اهرمی برای "تغییر" رژیم ها نیست بلکه ابزاری است که با تمسک به آن، سازمانهای بین المللی یا دولتها می کوشند ضمن تغییر رفتار دولت تحریم شونده، صلح و امنیت جهانی را ارتقاء دهند.
عدم دستیابی به اهداف تحریم در بیشتر موارد اعمال شده، سازمان ملل را در اوایل دهه ۱۹۰۰ بر آن داشت تا استراتژی خود در استفاده از ابزار تحریم را تغییر دهد. بنابراین در این مقطع، تحریمهای هوشمند و هدفمند با هدف افزایش کارآمدی تحریم و کاهش فشارهای منفی تحریم علیه شهروندان، جایگزین تحریمهای عمومی شد. اعمال تحریم علیه افراد، کمپانیها و سازمانهای مشخص به جای تحریم کلی دولت ها، از جمله تغییراتی بود که در وضع تحریمهای جدید مورد توجه قرار گرفت. اما همچنان این پرسش باقی است که آیا تحریم های هوشمند توانسته است اهداف تحریم را دست یافتنی کند یا خیر؟
سنجش سی سال اعمال تحریم اقتصادی ایران توسط دولت امریکا و وضع سه قطعنامه درتحریم ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، اگرچه به اجرای پروژه ای کلان نیازمند است، اما به سادگی میتوان با در نظر گرفتن هدف تحریم که همان "تغییر رفتار دولت ایران" بوده، گفت که این تحریمها موفق نبوده ، چراکه رفتار دولت ایران در نظام و روابط بین الملل نه تنها دستخوش تغییراتی در راستای خواست جامعه جهانی نشده بلکه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مراتب وخیم تر شده است. بیشک تحریم های اعمال شده آثار به شدت زیانباری بر اقتصاد، صنعت، نظام بانکداری، صنعت هواپیمایی و... ایران داشته، ولی اینها هیچکدام نشانه ای از موفقیت تحریم ها نیست، چراکه هدف تحریم حاصل نشدهاست.پرسشی که اینجا می تواند مطرح باشد این است که اگر تحریم ها موفق نبوده، اعمال تحریم جدید علیه ایران تا چه حد منطقی است؟
اگر به هدف تحریم که "تغییر رفتار دولت ها برای افزایش صلح و امنیت جهانی" است توجه شود در مییابیم که سازمانهای بین المللی و دولت ها ناگزیر از اتخاذ سیاستهای تشدیدی برای دستیابی به موفقیت هستند. به این مفهوم که در نتیجه ی ناکارآمد جلوه کردن تحریمهای سابقا اعمال شده، جامعه جهانی دو راه بیشتر پیش رو ندارد: "افزایش و تشدید تحریم ها" و "جنگ". در چنین وضعیتی، منطقا پیشنهاد پرهیز از وضع تحریمهای جدید به منزله جایگزینی جنگ به جای تحریم است (گزینهای که مورد تایید حامیان گذار مسالمت آمیز به دموکراسی نمی تواند باشد). از این روست که سازمان ملل متحد تحریمهای هوشمند را برای افزایش شانس موفقیت، جایگزین تحریمهای عمومی کرد تا جلوی بروز جنگ های تازه را بگیرد.
در چنین شرایطی که جامعه جهانی نسبت به صلح و امنیت خود نگران و مضطرب است، آنچه در میان رهبران جهان مطرح نیست گذر جامعه ای مثل ایران به دموکراسی و تاثیر اعمال تحریم ها بر روند دموکراتیزاسیون در ایران است. بنابراین، صحبت از تایید یا رد تصمیم تازه شورای امنیت سازمان ملل متحد در اعمال تحریم جدید علیه ایران و تاثیر آن بر جنبش سبز توسط فعالان این جنبش، بیش از آنکه بتواند بر نگاه تصمیم سازان جهانی تاثیر گذار باشد، به حاشیه بردن جنبش و دور شدن از فضای جامعه جهانی را به همراه دارد. آنچه امروز جنبش سبز باید به آن پاسخ دهد این است که چه نوع تحریم هایی می تواند جامعه جهانی را در ایجاد تغییر در رفتار دولت ایران موفق سازد و یا چه سیاست جایگزینی میتواند اهداف تحریم را بدون وضع تحریم جدید محقق سازد. وگرنه به تصویر کشیدن آثار مخرب تحریمها بر زندگی مردم یا یادآوری آنچه بر مردم عراق زیر سایه سنگین تحریم ها گذشت، نمی تواند دلیل خوبی برای پرهیز دادن دولت ها از اعمال تحریم های جدید علیه ایران باشد.
علل ناکارآمدی تحریم
تحریم های اعمال شده علیه ایران همانگونه که به آن اشاره شد، در این سی سال، موفق نبوده است. مهمترین علل موفق نبودن تحریم ها از نگاه نگارنده به این شرح است:
۱.هماهنگ عمل نکردن جامعه جهانی در اعمال تحریم ها علیه ایران
از نگاه متخصصان و کارشناسان روابط بین الملل، رمز موفقیت تحریم هماهنگ عمل کردن جامعه جهانی در اعمال تحریم علیه یک کشور است. تحریم زمانی می تواند تحریم کنندگان را به هدف برساند که تحریم بصورت هماهنگ توسط جامعه جهانی علیه یک کشور وضع شود. به این مفهوم که یک اراده جمعی در جامعه جهانی برای تحت فشار قرار دادن یک کشور به تغییر رفتار وجود داشته باشد. در چنین شرایطی هر دولتی که مورد تحریم واقع شود مجبور به تغییر رفتار و تمکین در برابر اراده جامعه جهانی است. هیچ کشوری در دنیای امروز نمی تواند در انزوا به حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود ادامه دهد.
۲.گسترده نبودن تحریم ها
تحریم های اعمال شده علیه ایران در طول سی سال گذشته به رغم فشارهای زیادی که به اقتصاد ایران وارد کرده بعلت محدود بودن نتوانسته است دولت ایران را به تغییر رفتار وادار کند. تحریمهای اعمال شده به هیچ عنوان از نوع تحریم های فلج کننده نبوده و دولت ایران توانسته است محرومیتهای ناشی از تحریم های وضع شده توسط امریکا را در نزدیکی با چین و روسیه جبران کند.
۳.بی اطلاع بودن مردم از هزینه های تحریم
محدودیت های اطلاع رسانی و فقدان رسانه های مستقل و آزاد در داخل کشور و تبلیغات یکجانبه و خلاف واقع دولت، اجازه نداده است تا افکار عمومی نسبت به هزینه های تحریم آگاه شود. حال آنکه آگاه سازی جامعه نسبت به هزینه های تحریم می توانست افکار عمومی را به ابزاری موثر برای اعمال فشار به دولت برای تغییر رفتار وادارد.
ختم کلام اینکه، جنبش دموکراسی خواهی در ایران بی توجه به دغدغههای جامعه جهانی نمی تواند خواهان پرهیز رهبران جهان از تصویب تحریم های تازه علیه ایران یا لغو تحریمهای گذشته باشد، بلکه باید بکوشد در راستای منافع خود و منافع ایران، جامعه را نسبت به هزینه هایی که بابت تحریم پرداخت می کند آگاه سازد و با بسیج افکار عمومی علیه تحریم ها، دولت را به تغییر رفتار وادار کند. آگاه سازی مردم ایران خصوصا طبقه عوام، نسبت به تبعات تحریم های بین المللی بر زندگی آنها، فاصله مردم با دولت ایران را افزایش و بر قدرت جنبش سبز خواهد افزود.
گام دوم ارائه ی طرحی برای دستیابی جامعه جهانی به هدف تحریم بدون وضع تحریم جدید یا ارائه راهکارهایی برای افزایش موفقیت تحریم و کاهش تبعات منفی آن بر جنبش دموکراسی خواهی است. در چنین شرایطی است که نگاه جامعه جهانی به جنبش دموکراسی خواهی در ایران و منطقه تغییر و مسیر گذر به دموکراسی هموار تر خواهد شد.





نظر خود را بنویسید