سرسخن: دورنمای اصلاحات | مقاله‌ | صفحه اصلی

سرسخن: دورنمای اصلاحات

Editorial: The Shape of Reform

۳۰ دی ۱۳۸۴ گذار
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
آیا «تغییر» در شرایط کنونی ایران یک ضرورت است؟ مردم ایران آیا خواستار تغییرند؟ و اگر چنین است، چگونه، تا کجا؟ تغییرات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی چگونه می‌تواند یا باید صورت گیرد؟ به دست چه کسی – یک رهبری مقتدر؛ فعالین جنبش‌های مدنی؛ یا خود مردم؟

هر جنبش مدنی برای ایجاد اصلاحات، با پرسش‌هایی از این دست آغاز می شود، و همچنان که پیش می رود بر این پرسش‌ها افزوده می شود. بر پایه‌ی این نگاه، شماره‌ی حاضر «گذار»، به تبادل نظر و نشر دیدگاه‌های تحلیلی در پیوند با نیاز جامعه، راه‌جویی، چگونگی و تجربه‌های «رفرم» در ایران اختصاص یافته است.

طرح این پرسش ها، این واقعیت را به صاحبان قدرت آشکار می کند که «پاسخ»هایی که به جبر به جامعه تحویل داده‌اند، توخالی است. گفت‌وگو، مذاکره، و ارزیابی میان راهکارهای ممکن، در درازمدت است که به نتیجه‌مطلوب و پابرجا می‌انجامد؛  روندی که برای رهبرانی که در پی پیروزی‌های ضربتی هستند، بیهوده و کشدار می نماید. روند مورد علاقه‌ی اینان، به جای تکیه بر تحلیل همه جانبه‌ی اوضاع، بر محور شعارهای پوچ و عامه پسند می‌گردد، به جای گزارش‌های واقعی، از شایعه و ایجاد دلهره بهره می گیرد، و به جای مصلحت‌اندیشی، از تفرقه و گسترش بی‌اعتمادی سود می جوید. جامعه شناس علوم سیاسی، مهرداد مشایخی، با تحلیلی از شکاف میان اصلاح طلبان مسلمان و نیروهای سکولار، راهکار عملی را کنار گذاشتن اختلافات میان میان دو نیرو می داند تا همراه با هم افراطیون حاکم را به چالش بگیرند.

نیاز مبرم جامعه به عدالت اجتماعی که در تاریخ معاصر ایران مردم را واداشت تا به پا خیزند و در حرکت‌هایی همگانی قدرت و ساختار حاکم را درهم کوبند، ساختار سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی کشور را نیز زیر ضرب برد. فرزین وحدت،   صاحب نظر مسئله مدرنیه و اصلاحات در مقاله‌ی تحلیلی خود به جنبه‌ای دیگر از انقلاب 57 اشاره می‌کند و این واقعیت که پس از انقلاب،  اختیار و نقش مردم در  مشارکت در امور سیاسی افزایش یافت و همراه با آن، تمایل به کسب آگاهانه‌ی حقوق و آزادی های مدنی، راه گذار به مدنیت مدرن هموار شد. بر این مبنا، همراه با آرزوی کسب اختیار و حق تعیین سرنوشت خویش، و دستیابی به آزادی های فردی، مردم ایران از این گردنه نیز گذر خواهند کرد و در پی چیزی ورای پیروزی‌های سریع و سطحی «انقلاب» خواهند رفت.

همین آرزو بود که میلیون ها نفر را به پای صندوق های رأی کشاند تا به خاتمی و جنبش اصلاحات رأی دهند؛ جنبشی که در نظر داشت به آهستگی و با تداوم، سیستم را از درون متحول کند. یوسف مولایی، وکیل مدافع منصور اسانلو و دیگر فعالینی که به دادگاه های جمهوری اسلامی کشانده شده‌اند، در گفت‌وگویی توضیح می دهد که چرا کوتاهی در درک و کنترل تناسب ساختاری قدرت در قوای سه گانه‌ی حکومتی، اطلاح طلبان بی‌تجربه را به شکست کشاند و مایه‌ی نارضایتی عمیق، خشم، و نومیدی بسیاری از ایرانیان به ویژه زنان و جوانان شد.

و اکنون، با وجود انبوه ایرانیانی در داخل و خارج از سیستم حکومتی و در زوایای گوناگون حوزه‌ی سیاسی که از ریاست جمهوری احمدی نژاد ناراضی‌اند، بسیاری بر این باورند که انتخابات مجلس آینده، با وجود کاستی‌ها و اشکالات عمیقی که بر سلامت آن سایه می‌اندازد، فرصتی طلایی است برای ارائه‌ی چارچوبی که از طریق آن به پرسش‌های بالا پاسخ داده شود. در راهی که در پیش است، ایرانیان همچنان در دسته‌بندی‌های گوناگون باقی خواهند ماند. اما محسن سازگارا معتقد است که بدون طرد ساختار فعلی سیاسی که در قانون اساسی ثبت شده است، هیچ گونه تغییری ممکن نیست و جنبش اصلاحات را «مرده» اعلام می کند. از طرف دیگر، نماینده‌ی سابق مجلس، فاطمه حقیقت‌جو، در گفت‌وگوی خود می گوید که با وجود آن که «اصلاحات از بالا» به شکست انجامید، اما تغییرات از پایین، و با تکیه بر نیروی دست اندرکاران جامعه‌ی مدنی همچنان ممکن است و دست یافتنی. او پیشنهاد می کند که این دست اندرکاران در راه «دفاع از صلح» متحد شوند تا با خطرهایی که سیاست خارجی تشنج‌آفرین احمدی نژاد برای ایران به وجود آورده است، مقابله کنند.

جالب آن است که مردم ایران و کنش‌گران جامعه‌ی مدنی همچنان به استفاده از راهکارهای محدود موجود ادامه داده‌اند تا پاسخ‌های عملی برای پرسش‌های خود به دست آورند. این راه‌کارها ( که همیشه هم به نتیجه‌ی دلخواه نرسیده است) شامل انتخابات، گفت‌وگوهای جمعی از طریق اینترنت، و پروژه‌هایی مانند کمپین یک میلیون امضا است که مردم را به طور جمعی به همکاری مسئولانه می خواند، و نیز جنبش‌های دانشجویی، کارگری، و آمثال آن. تاکنون، اقلیت‌های قومی- ملی و مذهبی، نیروهای سکولار، روشنفکران معترض، و دیگر گروه‌های مورد تبعیض، از امکان حضور در صحنه‌ی تبادل نظر و مشارکت در کنش اجتماعی با اصلاح‌طلبان محروم بوده‌اند. این محرومیت اجباری و فضای آکنده از بی اعتمادی و سوء تفاهم، تنها به سود نیروهای انحصارطلب و اقتدارگرای حاکم تمام شده است. بر این مبنا، و با توجه به سرخوردگی‌ای که عموم ایرانیان از حرکتهای خشونت آمیز و انحصارطلبانه، یا تسلیم و تردید، تجربه کرده‌اند؛ جا دارد که  گروه‌های در حاشیه، جامعه‌ی مدنی، و اصلاح طلبان مسلمانی که نیاز به اتحاد و حمایت دو جانبه از یکدیگر و از دیگر نیروهای اجتماعی که ضرورت تغییر را دریافته‌اند، در قالب چشم انداز دوباره‌ای از امید و اعتماد به اراده‌ی خویش ظاهر شوند و پاسخی درخور برای پرسش‌های ایران امروز بیابند. «دورنمای اصلاحات» ملموس، در گرو چنین دریافت و مشارکتی است.

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story