در چیستی و چرایی دموکراسی | مقاله‌ | صفحه اصلی

در چیستی و چرایی دموکراسی

The Essential Elements of Democracy

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ رضا شوقی
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

 

مفهوم دموکراسی را می‌توان به «دموکراسی آرمانی» و «دموکراسی موجود» تقسیم کرد.این تفکیک که در ذات خود خالی از وجهی فلسفی نیست، در بردارنده‌ی داوری اخلاقی نیز هست.

اصولاً قضاوت ما در مورد آرمان‌ها، نوعی قضاوت اخلاقی بوده و مشتمل بر نوعی ارزش ‌داوری در مورد مفاهیم است که با پرسش‌های از این قبیل بیان می‌شود: چه کاری درست است؟ (در مورد قضیه‌ی الف) چه کاری باید انجام داد؟ اما قضاوت در مورد واقعیات، تجربی و مبتنی بر داشته‌های عینی است و به فرصت‌ها و تهدیدها در هر حوزه نگاه می‌کند. پرسش‌های که در این زمینه با آن‌ها مواجه می‌شویم از این قبیل است: چه کاری می‌توان کرد؟ چه گزینه‌هایی پیش روی ما وجود دارد؟ و نتایج احتمالی انتخاب هر گزینه چیست؟

توجه به این تفکیک در مورد دموکراسی به ما کمک می‌کند تا چگونگی ارتباط آرمان‌های خود را در مورد دموکراسی با نحوه‌ی اعمال آن‌ها در چارچوب شرایط واقعی، بهتر درک نماییم.

 دموکراسی آرمانی؛ پرسش‌های بنیادی

 دموکراسی شیوه‌ای است جهت سرپرستی یک جمع، سازمان و یا کشور. در حو‌زه‌ی علوم سیاسی تعاریف متفاوتی برای دموکراسی بیان شده، اما در این جا به نظر می‌رسد بهتر است قبل از تعریف، ابتدا معیارها و اصول سرپرستی کشور به شیوه‌ی دموکراتیک را بیان کنیم.

معیارهای دموکراسی

«رابرت دال» (۱) معیارهای دموکراسی را از این قرار برمی‌شمارد:

۱-کنترل بر برنامه‌ها. تمام افراد کشور باید در عمل فرصت داشته باشند موضوعات و برنامه‌هایی را که دولت باید در مورد آن تصمیم بگیرد، تعیین کنند.

۲- آگاهی کافی. پیش از شروع فرایند تصمیم‌گیری، تمام افراد کشور باید از فرصت‌های یکسان و عملی جهت آگاهی یافتن از سیاست‌های جایگزین و نتایج آن‌ها بر خوردار بوده و هیچ نکته‌ای از آنان مخفی نماند.

۳- مشارکت موثر. قبل از به انجام رسیدن فرایند تصمیم‌‌گیری، تمام افراد کشور باید در عمل فرصت مساوی جهت آگاه کردن دیگران از دیدگاه‌های خود را درباره‌ی مسأله‌ی مورد نظر داشته باشند.

۴- رای برابر. در زمان نهایی شدن فرایند تصمیم‌ گیری، تمام افراد کشور باید در عمل از فرصت مساوی برای رای دادن برخوردار بوده و تمام آراء باید به نحوی برابر شمرده شده، از ارزش یکسان برخوردار باشند.

بنابراین، با توجه به معیارهای دموکراسی، اگر بخواهیم تعریفی برای آن ارائه دهیم، می‌توانیم بگوییم دموکراسی فرایندی است که فرصت آگاهی یافتن، مشارکت موثر، رای برابر و کنترل را بر مسایل و برنامه‌هایی که باید در مورد آن‌ها تصمیم گرفت، برای تمام افراد کشور به یکسان ایجاد می‌کند. «جان استوارت میل» می‌گوید: "در نهایت هیچ چیزی نمی‌تواند مطلوب‌تر از اجازه‌ی مداخله‌ی همه‌ی مردم در قدرت مطلقِ دولت باشد."(٢)

با رعایت این اصول در یک کشور می‌توان گفت که تمام افراد آن کشور از لحاظ سیاسی مساوی بوده و در تصمیم‌گیری برای سرنوشت فردی و اجتماعی خود، مشارکت موثر دارند.

دموکراسی چرا؟

دومین پرسش بنیادین در مورد دموکراسی آرمانی مربوط به چرایی دموکراسی است. چرا ما باید از دموکراسی دفاع کنیم؟ ایجاد فرایند حکومتی دموکراتیک در کشور چه ثمراتی را می‌تواند در بر داشته باشد؟

در پاسخ باید گفت شیوه‌ی حکومتی دموکراتیک دارای مزایایی است که در سایر روش‌ها وجود ندارد:

۱- اولین مزیت دموکراسی آن است که حکومت‌ها را از اعمال ظلم بر مردم باز می‌دارد. در طول تاریخ و نیز در دوره‌ی معاصر، بسیاری از حکومت‌گران را می‌توان یافت که در اثر عوامل روان‌شناختی چون خود‌بزرگ‌بینی، شکاکیت، حب‌نفس، اعتقاد به برتری ذاتی بر دیگران و یا با انگیزه‌های ایدئولوژیک، عقاید دینی یا ناسیونالیستی، روش‌های استبدادی در پیش گرفته و ملت‌ها را حتی از حقوق اولیه‌ی خود منع کرده‌اند. اما حکومت دموکراتیک دارای ویژگی‌هایی است که مانع خودکامگی رهبران می‌شود.

۲- دموکراسی حقوق اساسی مردم را تضمین می‌کند. دموکراسی تنها یک شیوه‌ی حکومتی نیست. از آن‌جا که «حق» نقشی زیربنایی در فلسفه‌ی دموکراسی دارد، دموکراسی را می‌توان نظام احقاق حقوق دانست. به عنوان مثال، کنترل برنامه‌های حکومت، اطلاع‌رسانی کافی درباره‌ی برنامه‌ها و سیاست‌های جاری، مشارکت موثر در فرایند تصمیم‌گیری و حق رأی برابر که پیش‌تر از آن‌ها نام برده شد، ابزارهایی هستند که دموکراسی برای احقاق حق هر فرد برای تعیین سرنوشت‌اش در دسترس می‌گذارد.

۳- دموکراسی ضامن آزادی‌های فردی است. علاوه بر حقوق اساسی، همان‌طور که «اریک فروم» می‌گوید(٣)، آزادی‌های فردی و ایجاد فرصت‌های برابر جهت تصمیم‌گیری در حوزه‌ی مسایل فردی از جمله حقوقی هستند که تنها در دوران نوین زندگی بشر و توسط یک حکومت دموکراتیک قابل دستیابی است. به عنوان مثال، تفکر یکی از ویژگی‌های ذاتی انسان است و سلب آزادی اندیشه به معنای سلب بنیادی‌ترین حقوق فردی است؛ اما آزادی اندیشه تنها با آزادی بیان تکمیل می‌شود؛ و این دو آزادی تنها زیر سایه‌ی دموکراسی تأمین می‌شوند.

۴- دموکراسی به تأمین مصالح و نیازمندی‌های اصلی مردم کمک می‌کند. بی‌تردید تمام مردم دنیا نیازمند غذا، سرپناه، بهداشت، سایر لوازم بقا و نیز عشق، حرمت، امنیت، خانواده، دوستان، کار دل‌خواه، تفریح، لذت و آسایش هستند. الگوهای برآورده ساختن این نیازها، به‌ویژه نیازهای روحی و روانی، نزد افراد و اقشار مختلف جامعه متفاوت است. مردم علاقه‌مندند شخصاً بر شیوه‌ی ارضای این نیازها کنترل داشته، در این روند از حق انتخاب برخوردار بوده، زندگی خود را شخصاً بر اساس اهداف، ارزش‌ها و پسندهای‌شان شکل دهند. تنها نوع حکومتی که این تفاوت‌ها را به رسمیت می‌شناسد و می‌تواند از فرصت ابراز آن‌ها حمایت کند، دموکراسی است.

۵- تنها یک حکومت دموکراتیک می‌تواند حداکثر فرصت‌ها را برای تعیین سرنوشت توسط آحاد جامعه و زندگی تحت قوانینی که افراد خود آنها را انتخاب و وضع کرده‌اند، ایجاد نماید.

زندگی اجتماعی مستلزم تضاد منافع میان آدمیان است. بهترین راه حل برای آن، ایجاد نوعی توافق بر سر پیروی از قانونی است که مورد رضایت همگان باشد. فرایند آگاه‌سازی دیگران از آرای خود، گفت‌وگو درباره‌ی دیدگاه‌های گوناگون و رضایت دادن به نظر اکثریت در مواردی که اجماع عمومی وجود ندارد، امکان ممارست را برای تعیین سرنوشت به افراد می‌دهد.

۶- تنها یک حکومت دموکراتیک می‌تواند حداکثر ظرفیت مسئولیت‌پذیری اجتماعی را در مردم ایجاد نماید. با رعایت معیارهای دموکراسی در یک کشور، تمام افراد با «اراده‌ی آزاد» در فرآیند تدوین قانون و سیاست‌گذاری مشارکت می‌کنند. آن‌ها از سیاست‌های مختلف آگاهی‌ یافته و از نتایج هر یک باخبرند. با انتخاب هر گزینه، مردم آزادانه به زندگی تحت قوانین یا سیاست‌های ویژه‌ای تن می‌دهند. این انتخاب طبیعتاً دامنه‌ی مسئولیت اخلاقی را نیز نسبت به نتایج اجرای آن قوانین یا سیاست‌ها معین می‌کند و به عبارتی مردم در به دوش کشیدن نتایج سیاست‌های انتخابی اخلاقاً شریک می‌شوند. این مسئولیت‌پذیری اخلاقی-اجتماعی تنها در صورتی معنا دارد که افراد تحت شرایط دموکراتیک امکان مداخله‌ی مؤثر را در فرایند سیاست‌گذاری یافته باشند.

۷- دموکراسی بهتر از هر سیستم جایگزین دیگری می‌تواند توسعه‌ی انسانی را در بعد اخلاقی به همراه داشته باشد. ایجاد توسعه‌ی انسانی در یک کشور به شرایط متعددی بستگی دارد که یکی از آن‌ها وجود آزادی‌های سیاسی است. توسعه‌ی خصال نیک انسانی مانند اعتمادورزی، انصاف، شجاعت، عشق، رعایت حقوق دیگران در کنار اصرار ورزیدن بر استیفای حقوق خود و نیز همکاری در حل مشکلات عمومی که همگی از صفات متعالی بشری است، نیازمند بستری آزاد در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اخلاقی است. فضای بسته‌ی حکومت‌های غیردموکراتیک با ایجاد شک، ترس و نفرت مجال اندکی برای توسعه اینگونه صفات انسانی باقی می‌گذارند.

۸- تنها یک سیستم حکومتی دموکراتیک می‌تواند تا حد نسبتاً زیادی، برابری سیاسی ایجاد نماید.

در این‌جا اندکی از دموکراسی ایده‌آل فاصله گرفته و با توجه به تجربه‌ی دموکراسی در جهان، می‌توان دو مزیت دیگر را برای دموکراسی بر شمرد:

۹- دموکراسی‌های نوین با یک‌دیگر نمی‌جنگند. گرچه هیچ‌گونه تضمینی برای عدم بروز جنگ وجود ندارد، اما شواهد نشان می‌دهد که از ٣۴ جنگی که بین سال‌های ١٩۴۵ تا ۱۹۸۹ در جهان رخ داده، هیچ‌کدام میان دو کشور دموکراتیک به‌وقوع نپیوسته و آن‌گونه که «روست» پیش‌بینی می‌کند انتظار یا آمادگی بروز جنگ میان دو کشور دموکراتیک نیز اندک است.( ۴) شاید یکی از دلایل این امر، میزان بالای مبادلات اقتصادی میان این کشورها باشد که سبب می‌شود صلح را بر جنگ ترجیح دهند (۵)، اما بی‌تردید این مسئله که شهروندان و رهبران کشورهای دموکراتیک ساز و کار مصالحه را بهتر می‌دانند نیز در این امر بی تاثیر نیست. در هر صورت می‌توان نتیجه گرفت هرچه دنیا دموکراتیک‌تر اداره شود، سایه‌ی صلح بیشتر بر آن حاکم است.

۱۰- کشورهای دارای حکومت دموکراتیک بیش از سایر کشورها به سوی ثروتمند شدن حرکت می کنند. دلیل این امر را می‌توان در ارتباط میان دموکراسی با بازار جهانی اقتصاد جست‌وجو کرد. آزادی نسبی کارگران در جابه‌جایی و تحرک برای یافتن کار، رقابت کارخانجات خصوصی برای دریافت منابع و نیز تسخیر بازار فروش و هم‌چنین عدم دخالت گسترده‌ی دولت در فعالیت‌های تجاری و اقتصادی، این ارتباط دو سویه را معنا می‌بخشد. از آن‌جا که در کشورهای دموکراتیک، منطق اقتصاد بازار بر فعالیت‌های اقتصادی حکم‌فرما است و کشورهایی که منطق اقتصاد بازار در آنها جاری است از احتمال جذب سرمایه‌ی بیشتری برخوردارند، در نتیجه کشورهای دارای سیستم دموکراسی نیز ثروتمندتر از سایر کشورها خواهند بود.

دموکراسی در عالم خارج؛ زمینه‌ها و نهادها

با گذار از مباحث دموکراسی آرمانی، اینک نوبت به این پرسش می‌رسد که تحقق عینی دموکراسی در یک کشور مستلزم وجود چه نهادهایی است؟ به عبارت دیگر، وقتی می‌گوییم کشور به نحو دموکراتیک اداره می شود، مراد چیست؟

طبیعی است، تحقق دموکراسی مستلزم وجود ترتیبات و رفتار سیاسی خاص و تأسیس نهادهای ویژه‌ای است که تا حد امکان با اهداف و ارزش‌های دموکراسی آرمانی هم‌خوانی داشته باشند.

با بررسی سیستم‌های دموکراتیک موجود در جهان و با توجه به تجربه‌ها، گرایش‌ها، امکانات و محدودیت‌های بشری می‌توان گفت تحقق دموکراسی در یک کشور مستلزم وجود نهادها و شرایط سیاسی زیر است:

۱- نهاد رهبری و مدیریت انتخابی. برای تحقق دموکراسی کنترل تصمیمات حکومتی و امر سیاست‌گزاری خُرد و کلان باید به دست مقاماتی صورت پذیرد که برگزیده‌ی شهروندان‌اند. با ایجاد این نهاد می‌توان گفت حکومت دارای وجه انتخابی است.

۲- انتخابات آزاد، منصفانه و به لحاظ زمانی متوالی. با تحقق این شرط مشارکت مؤثر شهروندان در فرآیند تصمیم‌سازی تضمین می‌شود.

۳- آزادی بیان. با تحقق این شرط، شهروندان از این حق برخوردار می‌شوند که دیدگاه‌های خود و نیز انتقادات به مسئولان یا کلیت رژیم، انتقاد از برنامه‌های اقتصادی- اجتماعی و نیز ایدئولوژی‌های غالب را بدون هراس از مجازات بیان کنند.

۴- دسترسی به منابع اطلاع رسانی مستقل از دولت. برای تحقق دموکراسی ضروری است شهروندان به منابع اطلاعاتی و خبر رسانی مستقل از حکومت دسترسی داشته باشند. نکته‌ی مهم آن‌که آزادی منابع اطلاع‌رسانی باید با قانون پشتیبانی و تضمین شود.

۵- وجود نهادهای غیردولتی مستقل. دموکراسی در صورتی تحقق می‌یابد که شهروندان از حق تاسیس سازمان‌ها، انجمن‌ها و نهادهای مستقل از جمله احزاب برخوردار باشند.

۶- شمول حکم شهروندی. در حکومتی دموکراتیک هیچ‌کدام از شهروندان یک کشور که قاعدتاً مشمول و مخاطب احکام قانونی آن کشور می‌شوند، نباید در هیچ موردی (از جمله در مورد شرایط پنج‌گانه تحقق دموکراسی) از داشتن حق مساوی با دیگر شهروندان محروم گردند.

کوتاه سخن آنکه، برای تحقق دموکراسی در یک کشور باید تمام شهروندان حق برابر داشته باشند که در فرایند انتخاباتی آزاد و منصفانه، در انتخاب مسئولان کشور مشارکت موثر داشته یا خود را در معرض انتخاب دیگران قرار داده، از حق آزادی بیان برخوردار بوده، بتوانند در تأسیس نهادهای مستقل سیاسی-اجتماعی مشارکت کنند، به منابع اطلاع رسانی غیروابسته به دولت دسترسی داشته، و بتوانند به سایر فرصت‌ها و آزادی‌هایی که احتمالاً در راستای فعالیت‌های سیاسی-اجتماعی مؤثرند، دست یابند.

 
پانویس‌ها: 

(1)Robert A. Dahl, On Democracy,London, Yale University Press,1998.

(2)Jhon Stuart Mill, Considerations On Representative Government,[1981]( New York:Liberal Arts Press,1958.

(3)Erich Fromm, Escape From Freedom,Rinehart & Company, InG. New York,1941.

(4)Bruce Russett, Controling The Sword : The Democratic Govenance of National Security (Camrige:Harvard University Press, 1990).

(5) John Oneal & Bruce Russett,"The Classical Liberals Were Right: Democracy, Interdependence, and Conflict, 1950-1985", International Studies Quarterly 41, 2 (June 1997):267-294.

 

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story