هواپیمای توپولوف و انسان‌هایی که قربانی تحریم‌اند | مقاله‌ | صفحه اصلی

هواپیمای توپولوف و انسان‌هایی که قربانی تحریم‌اند

Tupolevs, Sanctions, and Their Victims

۰۲ مرداد ۱۳۸۸ کامران دادخواه
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

 

روز سه شنبه ۱۴ جولای کمیسیون خدمات عمومی مجلس نمایندگان و سنای ایالت ماساچوست، لایحه های تحریم شرکت‌هائی که با ایران معامله دارند را مورد بررسی قرار داد. روز چهارشنبه ۱۵ جولای یکی از هواپیماهای توپولوف شرکت کاسپین ایر درنزدیکی قزوین سقوط کرد و ۱۶۸ سرنشین آن جان باختند. برای کسی که شاهد هر دو قضیه بوده، دشوار است که رابطه دردناک بین تحریم‌های اقتصادی و زیان‌های گاه مرگبار آن را برای مردم ایران نبیند. داستان به همین جا ختم نمی شود. قرارداد نابوکو برای انتقال گاز به اروپا بدون حضور ایران امضاء شد. یعنی کشوری که دومین ذخائر گاز دنیا را دارد در این قرارداد مهم دست خالی ماند.

زیان های تحریم‌ها فقط مادی نیستند. آقای احمدی نژاد که برای کشته شدن یک زن مصری در آلمان یقه درانی می‌کرد، جرات نکرد که یک کلمه در مورد کشته شدن بیش از صدنفر مسلمان چینی، سخن بگوید. دولت ایران مثل یکی از اقمار شوروی سابق هیچگاه جسارت آن را نداشته که جنایت های روس ها را در چچن مورد انتقاد قرار دهد. گویا خون یک زن مصری از خون صدها مسلمان چینی و چچنی رنگین تر است. آقای رفسنجانی هم برای آنکه ژست آمده باشد چینی‌ها را برادرانه نصیحت کرد که با مسلمان ها به از این باشد. اما ترکیه تحت تحریم نیست و رجب طیب اردوغان با شجاعت جنایت‌های چینی‌ها را به رخ‌شان کشید.

تحریم های بیشتر ایران در دستور کار امریکا و کشورهای اروپائی قرار و احتمال دارد که تحریم بنزین ایران از جمله مسایل مورد بحث بین خانم کلینتون و مقامات هندی باشد.

در بررسی تحریم ها سه گروه را باید در نظر گرفت؛ نخست، مردم کشورهای تحریم شده، که هزینه‌ای سنگین را برای تحریم‌ها می پردازند. همچنانکه مردم ایران، کوبا، کره شمالی و دیگران این هزینه‌ها را با مال و جان و آبروی خود پرداخته اند. دوم، دولت‌های کشورهای تحریم شده، که معمولا حکومت‌هایی غیر مردمی و دیکتاتوری هستند. این دولت‌ها شیوه حکومتی خود را براساس تقابل با یک دشمن خارجی (واقعی یا فرضی) توجیه می کنند و از تحریم‌ها استقبال می کنند. سوم، کشورهای تحریم کننده، که اگر چه شواهد تاریخی نشان می دهد که این تحریم‌ها در تغییر رفتار سیاسی تحریم شونده‌ها اثری ندارند، ولی بدلایلی همچنان به این اقدام مبادرت می کنند.

اینکه بخواهیم زیان های این تحریم‌ها را برای مردم کشورهای تحریم شده مورد بحث قرار دهیم، توضیح واضحات خواهد بود. مردم ایران اثر این تحریم‌ها را با گوشت و پوست خود حس کرده اند. اگر چه فقط بخشی از مصیبت‌های اقتصاد ایران ناشی از این تحریم‌هاست.

در نتیجه سیاست های اقتصادی غلط سی سال گذشته و در نتیجه تحریم ها، ایران که می توانست اقتصادی شکوفا و سربلند داشته باشد، اکنون با تورم ۲۵ درصدی و بیکاری ۱۲ درصدی دست به گریبان است. ایران چه از نظر نیروی انسانی، چه از نظر منابع طبیعی و چه از نظر موقعیت جغرافیایی، در وضعی است که می توانست ژاپنی دیگر شود. در عوض دولتمردان ایرانی حسرت رسیدن به مالزی را می خورند و خدا نکند که تا چند سال دیگر پاکستان و افغانستان الگوی ایده آل ایران شوند.

در برابر رنج مردم تحریم شده، دولت‌های تحریم شده سود خود را در رویارویی با دنیای خارج می بینند. چنین دولت‌هایی همواره تبلیغ می کنند که دشمن درصدد ضربه زدن است پس آزادی‌های فردی باید محدود شود و هیچ انتقادی از دولت پذیرفته نیست. دولت‌هایی مانند ایران، کوبا، برمه، و کره شمالی ترسی از تحریم ندارند و از آن استقبال می کنند. چندی پیش دولت پرزیدنت اوباما برخی محدودیت‌ها را بر کوبا لغو کرد و در مقابل انتظار داشت که کوبا نیز قدمی در جهت دموکراسی بردارد و زندانیان سیاسی را آزاد کند. ولی فیدل کاسترو آب سردی روی قضیه ریخت و گفت چنین نخواهد شد و امریکا حرف رائول کاسترو را که گفته بود آماده مذاکره در مورد هر موضوعی هست، بد فهمیده است.

نگاهی به سی سال گذشته ایران نشان می دهد که جمهوری اسلامی تحکیم موقعیت خود را مدیون بحران سازی و تقابل با غرب است. گروگانگیری در سفارت امریکا، حمله عراق به ایران را بدنبال آورد. نزدیک به یک میلیون کشته و زخمی شدند، هزاران نفر بی خانمان گردیدند، و زیان های مالی سربه فلک کشید. ولی در بحران گروگان‌گیری و مصیبت جنگ، جمهوری اسلامی موقعیت خود را تثبیت کرد. وقتی جنگ نزدیک به پایان بود، آقای خمینی الم شنگه سلمان رشدی را به راه انداخت. بنابراین یک سری تحریم های اقتصادی دیگر اگر چه وضع مردم ایران را بدتر خواهد کرد، ولی از مشکلات جمهوری اسلامی خواهد کاست.

ولی اگر تحریم های اقتصادی موثر نیستند و تنها وضع مردم کشور تحریم شده را ناگوار می کنند، چرا امریکا، کشورهای دیگر، و شواری امنیت سازمان ملل متحد دست به تحریم می زنند؟ پیش از پاسخ به این پرسش باید گفت که کشورهای تحریم کننده خود نیز زیان بسیار می بینند. شرکت های کشورهای تحریم کننده، جای خود را در سرمایه گذاری و داد و ستد بازرگانی در کشورهای تحریم شده، به شرکت های روسی، چینی، و غیره وا می‌گذارند. قانون تحریم اقتصادی که مجلس نمایندگان و سنای ماساچوست در دست بررسی دارند به زیان شرکت های امریکایی و به زیان ایالت ماساچوست و صندوق های بازنشستگی آنست.

علت آنکه کشورها دست به تحریم اقتصادی می زند این است که با رفتاری ناپسند خطرناک، یا مغایر با ضوابط بین المللی مواجه می شوند. در مورد ایران کشتار کسانی که به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند، نقض حقوق بشر، رفتار دیکتاتور‌منشانه آقای خامنه ای، نمی تواند مورد قبول دنیا باشد. همینطور برنامه اتمی ایران و تهدید اسرائیل را دنیا نمی تواند بربتابد. در چنین موقعیتی امریکا و اروپا میتوانند ساکت بنشینند، اما چه از نظر اخلاقی و چه از نظر سیاسی، قابل قبول نیست. گزینه دیگر عملیات نظامی و سعی درتغییر وضع با اعمال زور است که آنهم هزینه‌های مالی و سیاسی زیادی در بردارد. این است که به راه میانه، یعنی تحریم اقتصادی - اگر چه بی خاصیت باشد- اقدام می کنند. برای اینکه در ظاهر اینطور به نظر می رسد که بالاخره ساکت ننشسته و کاری کرده اند.

برخی پیشنهاد تحریم‌های اقتصادی هدفمند را ارائه کرده اند. مثلا اگر بتوان صنعت نفت ایران را از سرمایه‌گذاری و تکنولوژی جدید محروم کرد، درآمد دولت ایران کاهش یافته و امکانات مالی کمتری برای پرداخت هزینه‌های تسلیحات اتمی یا کمک به تروریزم در خاورمیانه خواهد داشت. نخست باید گفت که این کار تنها در صورتی موفق خواهد بود که از همکاری همه جانبه بین المللی برخوردار باشد. از سال ۱۹۹۶ دولت امریکا سرمایه گذاری بیش از ۲۰ میلیون دلار را در صنعت نفت ایران ممنوع کرده است. با این حال ایران تولید روزانه ای در حدود ۴ میلیون بشکه دارد. حتی اگر این تحریم‌ها موفق هم باشند تاثیری در رفتار سیاسی کشور تحریم شده نخواهند داشت. کوبا یا کره شمالی منابع مالی ایران را ندارند. مردم کره شمالی از گرسنگی و فقر رنج می برند ولی برنامه اتمی آن کشور و زندگی اشرافی کیم جانگ ایل ادامه دارد.

اکنون می توان پرسید که پس چه باید کرد؟ گزینه نظامی همچنان وجود دارد، ولی غیر از آن چه می توان کرد؟ بنظر می رسد چهار اقدام زیر می تواند تاثیر بیشتری بر رفتار دولتمردان کشوری مانند ایران داشته باشد:

۱- محدودیت های بانکی و پولی، از نوعی که امریکا برای ایران ایجاد کرده است. این محدودیت ها اثر‌شان فوری است و کمتر به مردم یک کشور آسیب می رساند.

۲- ایجاد محدودیت برای مسافرت مقام های بلندپایه به آمریکا و کشورهای اروپایی. چنین محدودیت‌هایی می تواند شامل خانواده های آنها نیز بشود.

۳- بلوکه کردن و توقیف اموال بلند پایگان حکومت در خارج از کشور. در طول سی سال گذشته بسیاری از مقام های بلند پایه ایران ثروت‌های هنگفتی از راه غارت اموال عمومی، زد وبند و فساد بدست آورده اند. این حرف مخالفان حکومت نیست. این مطلب را آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، روز روشن در تلویزیون دولتی گفته است. اموال این افراد در استرالیا، کانادا، امارات متحده عربی، سوئیس و دیگر کشورها و در بانک های آنهاست. بخشی از این اموال به نام فرزندان این نخبگان سیاسی است، توقیف این دارائی ها بسیار کارساز خواهد بود.

۴- شناسایی و توقیف اموال و شرکت هایی که مستقیم یا غیر مستقیم متعلق به سپاه پاسداران است.

برای مردم ایران برداشتن تحریم‌های اقتصادی و پیوستن ایران به اقتصاد جهانی، سرآغاز زندگی بهتر خواهد بود. برای دولت ایران تنش با دنیا و فضای بحران از لوازم زندگی است. امریکا و غرب در برابر ایران دو گزینه بیشتر ندارند؛ یا دولت فعلی را آنطور که هست بپذیرند، که این شامل برنامه اتمی و حمایت از گروه های تروریستی خواهد بود، یا آماده اقدامات شدید از جمله عملیات نظامی باشند. قضیه ایران، با مذاکره و تحریم اقتصادی حل نخواهد شد.

 

Subscribe to comments feed نظرات (۰ نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
  • لینک دایمی لینک دایمی
Balatarin Add to your del.icio.us Facebook Donbaleh Digg this story